آینده حمل و نقل بار: ارزیابی مزایای زیستمحیطی و اقتصادی کامیونهای دیزلی، LNG و برقی در حمل و نقل چندوجهی
در زمینه لجستیک پایدار، رویکردهای نوآورانه ضروری هستند و حمل و نقل بینوجهی به عنوان یک راه حل محوری برای کاهش اثرات زیستمحیطی و افزایش بهرهوری شناخته میشود. این مطالعه، تعامل پویا بین کامیونهای دیزلی، LNG و برقی را در حمل و نقل مستقیم و همچنین در بخشهای قبل و حین حمل زنجیرههای حمل و نقل بینوجهی تجزیه و تحلیل میکند. این مطالعه با استفاده از یک مدل شبیهسازی رویداد گسسته مبتنی بر دادههای عملیاتی واقعی مشتق شده از یک شرکت جنگلداری اتریشی، بررسی جامعی در مورد پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی سیستمهای محرک جایگزین انجام میدهد. یافتهها نشان میدهد که کامیونهای LNG به عنوان یک راه حل به ویژه مقرون به صرفه ظاهر میشوند، در حالی که کامیونهای برقی کمترین میزان انتشار گازهای گلخانهای را نشان میدهند. با این حال، یافتهها همچنین تأثیر محدودیتها در زیرساختهای شارژ و هزینههای بالای انرژی بر کارایی این وسایل نقلیه را برجسته میکند. کامیونهای دیزلی یک میانه متعادل ارائه میدهند اما نمیتوانند در هیچ یک از این دستهها غالب شوند.
این مطالعه بر پتانسیل تحولآفرین فناوریهای سوخت جایگزین در سیستمهای چندوجهی تأکید میکند و مبنایی برای تصمیمگیری در مورد طراحی پایدار زنجیرههای لجستیک فراهم میکند. این مطالعه بر اهمیت استراتژی ناوگان متنوع برای دستیابی به اهداف زیستمحیطی و اقتصادی، بهویژه در چارچوب اهداف اقلیمی اروپا برای سالهای 2030 و 2050، تأکید میکند.
مقدمه
بخش لجستیک اروپا در حال حاضر دورهای از تغییرات قابل توجه را تجربه میکند که با فشار فزاینده برای افزایش بهرهوری عملیاتی در عین پایبندی به اهداف سختگیرانه پایداری مشخص میشود. ادغام حمل و نقل جادهای و ریلی، راهبردی که به دلیل ظرفیت خود در بهرهگیری از بهرهوری انرژی راهآهن برای حمل بار در مسافتهای طولانی و انعطافپذیری جاده برای تحویل در آخرین مایل، توجهها را به خود جلب کرده است، به عنوان یک راهحل برجسته برای این چالشها ظهور کرده است. این استراتژی جذابیت خاصی در بین مشاغل درون اروپایی به دست آورده است (Heinold & Meisel, 2018).
در حالی که تحقیقات موجود به طور جامع مزایای زیستمحیطی حمل و نقل چندوجهی، از جمله کاهش انتشار CO2 تا 70٪ را مستند کردهاند (Heinold & Meisel, 2018)، اغلب نقش پویای فناوریهای سوخت جایگزین را در عملیات قبل و بعد از حمل و نقل (PPH) نادیده میگیرند. تجزیه و تحلیلهای اخیر کامیونهای گاز طبیعی مایع (LNG) و برقی یا محدود به موارد استفاده جداگانه هستند یا ادغام آنها را در سیستمهای چندوجهی در نظر نمیگیرند (Smajla et al., 2019). تحقیق حاضر با استفاده از یک مدل شبیهسازی جامع رویداد-گسسته که تأثیرات اقتصادی و زیستمحیطی را در طیف وسیعی از سناریوهای عملیاتی ارزیابی میکند، به این شکافها میپردازد.
نوآوری این مطالعه در رویکرد چندبعدی آن نهفته است:
1. مطالعه حاضر، همافزایی بین فناوریهای سوخت جایگزین (LNG، الکتریکی) و حملونقل چندوجهی را ارزیابی میکند. تمرکز ویژه بر مراحل PPH است که اغلب بهطور نامتناسبی پرهزینه و با انتشار گازهای گلخانهای بالا هستند.
2. ثانیاً، این شبیهسازی دادههای عملیاتی دنیای واقعی را از یک شرکت جنگلداری اتریشی ادغام میکند و در نتیجه کاربردپذیری و ارتباط یافتهها را افزایش میدهد.
3. این مطالعه با در نظر گرفتن محدودیتهای زیرساختی، نوسانات قیمت انرژی و تأثیرات زمان تحویل، بینشهای عملی برای تصمیمگیری استراتژیک و تاکتیکی در لجستیک ارائه میدهد.
این تحقیق با پرداختن به سوالات حیاتی در مورد بده بستان بین هزینه و انتشار گازهای گلخانهای، به پیشرفت درک در زمینه لجستیک پایدار بار کمک میکند. برخلاف مطالعات قبلی که اغلب بر فرضیات نظری متکی هستند، این کار امکانسنجی و محدودیتهای فناوریهای جایگزین رانندگی را در شرایط دنیای واقعی نشان میدهد. با توجه به تغییر استراتژیک اتحادیه اروپا به سمت خنثیسازی کربن تا سال 2050، با اهداف میانی شامل کاهش 55 درصدی انتشار گازهای گلخانهای تا سال 2030 (Mattila & Antikainen, 2011)، یافتههای این مطالعه راهنماییهای به موقع و مرتبطی را برای دستیابی به اهداف پایداری ارائه میدهد.(منبع)