آماده برای تغییر: مدلهای کسبوکار پایدار در گذار به سمت حملونقل جادهای برقی
گذار به خودروهای الکتریکی باتریدار (BEV) سیستمهای لجستیک فعلی و مدلهای کسبوکار بازیگران، بهویژه ارائهدهندگان خدمات لجستیک (LSP) را به چالش میکشد. در پاسخ، هدف از این مطالعه افزایش درک ویژگیهای عوامل حیاتی در مدلهای کسبوکار برای LSPها هنگام تطبیق با حملونقل الکتریکی است. یک مطالعه مصاحبه ساختاریافته با هدف قرار دادن LSPهایی که از BEVها استفاده میکنند، انجام شده است. یازده عامل حیاتی در اجزای مدل کسبوکار شناسایی شدند که به لزوم اتخاذ یک دیدگاه جامع هنگام طراحی مدلهای کسبوکار برای حملونقل الکتریکی اشاره دارد. علاوه بر این، چهار موضوع شناسایی شدهاند که به چگونگی تغییر ویژگیهای سیستمهای لجستیک هنگام پذیرش BEVها میپردازند. این شامل تغییرات در عدم قطعیت و پیچیدگی است. برای مطابقت با پویایی فزاینده، این مقاله یک چارچوب مفهومی ارائه میدهد که تکامل عوامل حیاتی را در هنگام بلوغ بازار با طبقهبندی آنها به عنوان ثابت، در حال محو شدن، در حال پذیرش و در حال ظهور، نشان میدهد. عوامل حیاتی و تکامل آنها میتواند به عنوان راهنما برای متخصصان و محققان در توسعه مدلهای کسبوکار پایدار در انتقال به سمت حملونقل الکتریکی مورد استفاده قرار گیرد.
مقدمه
حمل و نقل بار نقش حیاتی در جامعه امروزی دارد و انتظار میرود افزایش یابد. در عین حال، بخش بار سهم بزرگی از انتشار CO2 را به خود اختصاص میدهد؛ طبق گزارش آژانس انرژی اروپا (EEA، 2022) در اتحادیه اروپا، 10 درصد از این انتشار مربوط به بخش حمل و نقل بار است و در این گزارش همچنین اشاره شده است که 95 درصد از کل وسایل نقلیه حمل و نقل جادهای با سوختهای فسیلی کار میکنند. از دیگر معایب ترافیک حمل و نقل جادهای میتوان به آلودگی هوا و آلودگی صوتی اشاره کرد. برای دستیابی به هدف دو درجهای زیر، یک تغییر اساسی مورد نیاز است (لینک و پلوتز، 2022). جایگزینی کامیونهای دیزلی با وسایل نقلیه الکتریکی باتریدار (BEV) راه حلی است که پتانسیل پایداری بالایی را نشان میدهد، جایی که میتوان انتشار CO2 را در طول استفاده حذف کرد (لی و همکاران، 2022) و در مقایسه با سایر فناوریهای خودرو، یکی از کمترین میزان انتشار در چرخه عمر را نشان میدهد (تقریباً 80 درصد در مقایسه با همتای دیزلی) (اوکانل و همکاران، 2023). خودروهای برقی (BEV) که از شارژ ثابت استفاده میکنند، به عنوان توسعهیافتهترین راهحل الکتریکی مطرح شدهاند (Noll و همکاران، 2022).
با پیادهسازی خودروهای برقی (BEV)، سیستمهای لجستیک از چندین طریق تحت تأثیر قرار میگیرند و ارائهدهندگان خدمات لجستیک (LSP) نقش محوری در چنین سیستمی ایفا میکنند، زیرا آنها در حال برنامهریزی و اجرای تحویلها هستند. تغییر به BEVها در مقایسه با، به عنوان مثال، انتقال نسبتاً روان به دیزل تجدیدپذیر، که نیازی به همان سطح تغییر با استفاده از وسایل نقلیه موجود و زیرساختها برای سوختگیری ندارد، پیچیدهتر است (Li و همکاران، 2022). چالشهای رایج مرتبط با BEVها شامل محدوده رانندگی محدود، هزینههای سرمایهگذاری بالا، زمان شارژ طولانی (در صورت استفاده از شارژ سریع تا 45 دقیقه) و زیرساخت شارژ توسعه نیافته است (Gillström، 2024، Li و همکاران، 2022). همزمان، BEVها مزایایی از جمله عملکرد بدون انتشار گازهای گلخانهای، کاهش سر و صدا و پتانسیل کاهش هزینههای عملیاتی را ارائه میدهند. در واقع، ویژگیهای تغییر یافته BEVها، LSPها را ملزم به بازنگری در مدیریت ناوگان، راهاندازی لجستیک و محاسبه کل هزینه مالکیت خود میکند. از این رو، ارائه دهندگان خدمات حمل و نقل (LSP) باید ارزش ارائه شده (مثلاً حمل و نقل بدون انتشار گازهای گلخانهای)، آنچه از نظر منابع مورد نیاز است (مثلاً شارژ) و توسعه زیرساختهای شارژ (مثلاً چه کسی مسئول است) را مورد بررسی مجدد قرار دهند. در واقع، ویژگیهای BEVها چالشهایی را برای سیستمهای لجستیکی فعلی و مدلهای تجاری موجود ایجاد میکند. در نتیجه، نیاز به توسعه مدلهای تجاری سازگار با این زمینه وجود دارد. علاوه بر این، مدلهای تجاری نقش محوری در تجاریسازی فناوریهای جدید ایفا میکنند (چسبرو، ۲۰۱۰).
مدلهای کسبوکار در لجستیک نقش محوری دارند و در طیف گستردهای از زمینههای مختلف مانند تغییر به فناوری سازگارتر با محیط زیست (Csedő و همکاران، 2024)، استراتژی خردهفروشی و چندکاناله (Davis-Sramek و همکاران، 2020) و در اقتصاد چرخشی (Tseng و همکاران، 2021) مورد توجه قرار گرفتهاند. یک مدل کسبوکار را میتوان به عنوان یک برنامه خوب اندیشیده شده برای سازمانها جهت اداره کسبوکار توصیف کرد و برای دستیابی به موفقیت بلندمدت حیاتی است (Kindström، 2005، Osterwalder و Pigneur، 2010). اولین قدم برای طراحی موفقیتآمیز یک مدل کسبوکار، درک چالشهایی است که صاحب مدل کسبوکار در سیستمی که مدل کسبوکار برای آن طراحی شده است، تجربه میکند (Wirtz و همکاران، 2016). طراحی مدلهای کسبوکار برای BEVها کار آسانی نیست، به خصوص از آنجایی که جریانهای لجستیک عملیاتی با BEVها هنوز نادر هستند و با توجه به چالشهای زیادی که انتظار میرود. ترکیب BEVها و مدلهای کسبوکار همچنین میتواند با استفاده از منطق چسبرو (۲۰۱۰) انگیزهبخش باشد، مبنی بر اینکه فناوری (در این مطالعه BEV) باید در یک سیستم برای تحقق ارزش آن به کار گرفته شود. یک گام برای کمک به طراحی، شناسایی عواملی است که LSPها باید در گذار به سیستمهای لجستیک برقی و توسعه مدلهای کسبوکار جدید در نظر بگیرند. عوامل حیاتی را میتوان به عنوان جنبههایی مرتبط با مدل کسبوکار که LSPها با آن مواجه میشوند و میتوانند موفقیت پیادهسازی BEVها را به خطر بیندازند، توصیف کرد.
بر اساس استدلال فوق، هدف این مطالعه افزایش درک ویژگیهای عوامل حیاتی در مدلهای کسبوکار برای LSPها هنگام تطبیق با حملونقل بار برقی است. سوالات پژوهشی (RQ) زیر تدوین شدهاند:
پرسش اول تحقیق: مهمترین عوامل در مدلهای کسبوکار LSPها برای حملونقل بار برقی چیست؟
پرسش دوم تحقیق: مضامین مشترک عوامل حیاتی شناساییشده چیست؟
علاوه بر این، مدلهای کسبوکار با گذشت زمان تغییر میکنند و به ندرت ثابت هستند (ویرتز و داایزر، ۲۰۱۸)، همچنین عوامل حیاتی احتمالاً با بلوغ بازار تغییر میکنند. پرداختن به این موضوع مهم است زیرا بازار BEV هنوز نابالغ است، اما انتظار میرود فروش آن به سرعت افزایش یابد (انتظار میرود فروش جدید BEVهای سنگین در سال ۲۰۳۰، ۵۰ درصد باشد، پورتال تحرک، ۲۰۲۴). بنابراین، آخرین سوال تحقیق این است:
پرسش سوم تحقیق: عوامل حیاتی از چه راههایی میتوانند در طول زمان تکامل یابند؟
این مقاله با مروری بر ادبیات آغاز میشود و بینشهایی در مورد BEVها و چالشها ارائه میدهد، و پس از آن بخش روش، بینشهایی در مورد چگونگی جمعآوری دادههای تجربی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته ارائه میدهد. یافتهها و تحلیلهای تجربی در ادامه آمده است که با ارائه یک مرور کلی جامع از عوامل حیاتی شناساییشده بر اساس دادههای واقعی از تجربیات پیشگامان در استفاده از BEVها، به سوال اول تحقیق پاسخ میدهد.
این مرور کلی (همراه با شناسایی و توصیف عوامل) یکی از دستاوردهای مهم در ادبیات ارائه شده در این مقاله است. پس از آن، بخش بحث با هدف قرار دادن مضامین مشترک عوامل حیاتی شناسایی شده (RQ2) آمده است. یکی از دستاوردهای مهم این مقاله، شرح جامع مضامین «افزایش پیچیدگی مدل کسب و کار» و «نقش مهم مالکیت» (و چگونگی پایهگذاری پیشنهادات توسعهیافته) است. بخش آخر بحث، با شرح چگونگی تکامل عوامل حیاتی شناسایی شده با رشد و بلوغ بازار BEV، به RQ3 میپردازد. یافتههای جدید و بینشهای منحصر به فردی ارائه شده است، زیرا نتایج بر اساس دادههای اولیه از چندین بازیگر است که BEVها را در جریانهای بار خود به کار گرفتهاند، زیرا دادههای اولیه درک عمیقتری (زمینهای) (از این حوزه) ارائه میدهند، چیزی که در تحقیقات مربوط به BEVها کمیاب بوده است. مقاله با نتیجهگیری به پایان میرسد.(منبع).