نقش مدیریت زیست‌محیطی در شرکت‌های حمل و نقل داخلی اروپا

نقش مدیریت زیست‌محیطی در شرکت‌های حمل و نقل داخلی اروپا

این مطالعه نقش استراتژیک حوزه‌های مدیریتی را در تسهیل گذار زیست‌محیطی شرکت‌های حمل‌ونقل داخلی تحت چارچوب توافق سبز اروپا بررسی می‌کند و به شکاف تحقیقاتی قابل توجه در مورد روابط علت و معلولی آنها می‌پردازد. با انگیزه نیاز فوری به بینش‌های تجربی در مورد سازگاری مدیریتی در بحبوحه فشارهای کربن‌زدایی، این تحقیق با هدف اولویت‌بندی حوزه‌های کلیدی مدیریت و ارائه یک مدل تاب‌آوری محور انجام شده است. این مطالعه با به‌کارگیری یک رویکرد یکپارچه فازی-DEMATEL، SEM و TOPSIS بر روی داده‌های جمع‌آوری‌شده از ۵۸ شرکت حمل‌ونقل داخلی لهستان، نشان می‌دهد که مدیریت استراتژیک و عملیاتی، مدیریت فرآیند و مدیریت ریسک، محرک‌های اصلی گذار پایدار هستند، در حالی که مدیریت زیست‌محیطی، علیرغم تأکید نظری، همچنان از نظر عملیاتی در اولویت کمتری قرار دارد. یافته‌ها بر ضرورت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی جایگزین، ادغام مدیریت ریسک-زیست‌محیطی و افزایش سرمایه انسانی برای همسوسازی شیوه‌های عملیاتی با اهداف EGD تأکید می‌کند. این مطالعه با ارائه یک چارچوب مدیریتی معتبر و قابل انتقال که برای سایر بازارهای اروپایی و نوظهور قابل اجرا است، به این امر کمک می‌کند و توضیحات روش‌شناختی در مورد اهمیت علی در مقابل قدرت رابطه‌ای در مدل‌سازی مدیریت پایدارمحور ارائه می‌دهد.

مقدمه

پیچیدگی‌های زنجیره‌های تأمین معاصر، به عنوان عناصر محوری اقتصاد جهانی (MacCarthy و همکاران، 2022)، به این معنی است که اختلالات درون این سیستم‌ها تأثیرات گسترده‌ای بر بخش‌های مختلف دارند. با توجه به ماهیت یکپارچه آنها، زنجیره‌های تأمین هم به اختلالات ژئوپلیتیکی و هم به تحولات ناشی از سیاست، که اخیراً در سراسر اروپا تشدید شده‌اند، حساس هستند. محیط فعلی بحران‌های متعدد، چالش‌های قابل توجهی را برای همه شرکت‌کنندگان در زنجیره‌های تأمین جهانی ایجاد می‌کند (Fajar و همکاران، 2024).

در ابتدا، همه‌گیری کووید-۱۹ تأثیر منفی قابل توجهی بر حجم ترافیک حمل و نقل دریایی داشت (Charłampowicz, 2021; Guerrero et al., 2022) و کارایی کلی بخش حمل و نقل را مختل کرد (Łącka and Suproń, 2021). این همه‌گیری نه تنها آسیب‌پذیری‌هایی را در زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه در آمادگی استراتژیک اپراتورهای لجستیک، به ویژه شرکت‌های حمل و نقل داخلی، آشکار کرد. پس از یک دوره بهبود تدریجی، این بخش دوباره با شروع تجاوز نظامی روسیه علیه اوکراین و بحران در دریای سرخ بی‌ثبات شد (Notteboom et al., 2024). در کنار این شوک‌های خارجی، بخش حمل و نقل نیز در حال تغییر الگوی نظارتی قابل توجهی است که توسط معامله سبز اروپا (EGD) (کمیسیون اروپا، ۲۰۱۹) آغاز شده است، که عمیقاً بر مدیریت استراتژیک و عملیاتی و رقابت‌پذیری بخش حمل و نقل اروپا تأثیر می‌گذارد (Rivas et al., 2021). این تغییر سیاست‌محور، نه تنها مستلزم آن است که شرکت‌ها به اهداف کربن‌زدایی دست یابند، بلکه چارچوب‌های مدیریتی را نیز برای تطبیق با الزامات زیست‌محیطی، اجتماعی و دولتی (ESG) و پایداری، بازسازی کنند (چارلامپوویچ و همکاران، 2025؛ ژانگ و همکاران، 2025).

چالش‌های اصلی مطرح‌شده توسط EGD با کاهش قابل توجه انتشار گازهای گلخانه‌ای و پیاده‌سازی فناوری‌ها و زیرساخت‌های سبز جدید مرتبط است (Chiaramonti و همکاران، 2021). برای دستیابی به هدف اصلی EGD یعنی خنثی‌سازی کربن تا سال 2050، سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای از سوی دولت‌ها و شرکت‌ها مورد نیاز است (van der Zwaan و همکاران، 2021). این تحول شامل گذار به فناوری‌های کم‌انتشار، تغییر شیوه‌های حمل‌ونقل و مهندسی مجدد شیوه‌های مدیریت در سطوح زنجیره تأمین است. در اروپا، تسلط تقسیم‌بندی وجهی به حمل‌ونقل جاده‌ای نسبت داده می‌شود (Tsemekidi Tzeiranaki و همکاران، 2023؛ Zakrzewski و Szopik-Depczynska، 2021)، که همچنین بزرگترین عامل آلودگی است (آژانس محیط زیست اروپا، 2022).

در این چارچوب، وضعیت شرکت‌های لهستانی به ویژه در بین کشورهای اتحادیه اروپا چالش برانگیز است. شرکت‌های حمل و نقل بار لهستانی با سهم نسبتاً بالایی از حمل و نقل جاده‌ای داخلی و رقابت‌پذیری بالا در بازار اروپا مشخص می‌شوند (Jezierski, 2019). با این حال، به دلیل موقعیت جغرافیایی لهستان، دوری از مسیرهای اصلی تجارت دریایی، اختلالات مختلف تأثیر نامتناسبی بر شرکت‌های لهستانی دارند (Łącka and Suproń, 2021). داده‌های اخیر از اداره آمار مرکزی لهستان (GUS, 2023) کاهش قابل توجه تداوم عملیاتی در بین شرکت‌های حمل و نقل بار داخلی را به دلیل تغییر آرایش ژئوپلیتیکی و بی‌ثباتی هزینه تأیید می‌کند. علاوه بر این، به عنوان یک کشور خط مقدم هم‌مرز با کشوری که در حال حاضر درگیر جنگ است، شرکت‌های لهستانی که به طور سنتی بخش عمده‌ای از تجارت خود را به سمت اروپای شرقی معطوف می‌کردند، مجبور به تغییر جهت استراتژی‌های خود شده‌اند. در این زمینه، جنبه‌های مدیریتی اهمیت بیشتری نسبت به سایر شرکت‌های مستقر در اتحادیه اروپا پیدا کرده‌اند. علاوه بر این، فرآیند اجرا و رعایت الزامات EGD به دلیل نیاز به تنظیمات زیرساختی، پذیرش وسایل نقلیه الکتریکی و محدودیت‌های استفاده از آنها، چالش‌های بیشتری را به همراه دارد (Brzeziński and Kolinski, 2024). این امر بار استراتژیک دوگانه‌ای را که اپراتورهای داخلی با آن مواجه هستند، برجسته می‌کند: پیمایش نوسانات ژئوپلیتیکی و همزمان انتقال به مدل‌های عملیاتی سازگار با پایداری.

با توجه به این چالش‌ها و بحران‌های گسترده، شرکت‌های حمل و نقل داخلی باید سیستم‌های مدیریتی مناسبی را اتخاذ کنند. در این زمینه، اولویت‌بندی حوزه‌های مختلف مدیریتی برای تسهیل اجرای الزامات EGD بسیار مهم می‌شود و تضمین می‌کند که شرکت‌ها می‌توانند از نظر استراتژیک و عملیاتی با چشم‌انداز نظارتی و محیطی در حال تحول سازگار شوند. پیچیدگی‌های مدیریت شرکت‌های حمل و نقل داخلی در فضای نظارتی و محیطی امروزی، رویکردی ظریف به هر حوزه مدیریتی را می‌طلبد. از آنجایی که توافق سبز اروپا چشم‌انداز کسب و کار را تغییر می‌دهد، توانایی این شرکت‌ها برای سازگاری به ظرفیت مدیریت آنها برای پیش‌بینی تغییرات، سرمایه‌گذاری عاقلانه و نوآوری مداوم بستگی دارد. بنابراین، توانایی مدیریت، به ویژه در زمینه‌های برنامه‌ریزی استراتژیک، کاهش ریسک و پاسخگویی به محیط زیست، به یک عامل تعیین‌کننده حیاتی برای تاب‌آوری بلندمدت تبدیل شده است. هدف این تحقیق، روشن کردن این حوزه‌های حیاتی و ارائه طرحی برای موفقیت پایدار در مواجهه با چالش‌های پیش رو است.

اگرچه جنبه‌های مختلف مدیریت حمل و نقل داخلی در مطالعات قبلی بررسی شده است (Krajka و همکاران، 2022؛ Tseng و همکاران، 2019)، اما هنوز درک یکپارچه‌ای در مورد چگونگی ارتباط استراتژیک حوزه‌های مختلف مدیریتی تحت مقررات جدید زیست‌محیطی وجود ندارد (Charłampowicz و همکاران، 2025؛ Evangelista و همکاران، 2017). پرداختن به این شکاف برای حمایت از شرکت‌های حمل و نقل داخلی در دستیابی به انطباق با EGD بسیار مهم است. بر اساس این فرضیه، سوالات تحقیقاتی زیر تدوین شدند:

سوال تحقیق ۱: کدام حوزه‌های مدیریتی بیشترین تأثیر را در شکل‌دهی واکنش‌های استراتژیک و عملیاتی شرکت‌های حمل و نقل داخلی به EGD دارند؟
سوال تحقیق ۲: کدام حوزه‌های مدیریتی نیاز به مداخلات استراتژیک فوری برای افزایش همسویی خود با اهداف EGD دارند؟
سوال تحقیق ۳: چه اصلاحاتی در چارچوب‌های عملیاتی شرکت‌های حمل و نقل داخلی برای پشتیبانی بهتر از اهداف زیست‌محیطی و نظارتی تعیین شده توسط EGD مورد نیاز است؟
بنابراین، هدف از این مطالعه شناسایی و محاسبه رابطه متقابل حوزه‌های مختلف مدیریتی در شرکت‌های حمل و نقل داخلی در زمینه EGD است. برای پرداختن به سوالات تحقیقاتی شناسایی شده، این مطالعه اهداف تحقیقاتی زیر را تدوین می‌کند:

شناسایی و مدل‌سازی روابط علی بین حوزه‌های کلیدی مدیریت با استفاده از DEMATEL فازی؛

اولویت‌بندی این حوزه‌ها با استفاده از TOPSIS بر اساس تأثیر استراتژیک آنها

اعتبارسنجی این روابط از طریق SEM و

استخراج توصیه‌های عملی برای همسوسازی مدیریت حمل و نقل داخلی با چارچوب EGD.

برای دستیابی به اهداف تحقیق و پاسخ به سوالات فوق، از روش‌های تحقیق مناسبی استفاده شده است. این طراحی روش‌شناختی همچنین تضمین می‌کند که بینش‌های به‌دست‌آمده هم از نظر آماری قابل اعتماد و هم از نظر عملی قابل اجرا هستند و واقعیت‌های محیط‌های حمل‌ونقل با محدودیت منابع و مقررات‌محور را منعکس می‌کنند. در ابتدا، یک بررسی جامع از ادبیات برای شناسایی حوزه‌های مدیریتی حیاتی انجام شد. متعاقباً، برای روشن شدن روابط متقابل بین عوامل و ترسیم ویژگی‌های علّی هر عامل، از روش DEMATEL فازی، همراه با رویکرد TOPSIS، و SEM استفاده شده است.

رویکرد فازی-دیمتل به دلیل ارائه نتایج قابل اعتماد و دقیق، حتی با نمونه‌های تحقیقاتی نسبتاً کوچک، مشهور است (لی و همکاران، ۲۰۱۳) و مستلزم مشارکت حداقل سه متخصص است (اوله و همکاران، ۲۰۲۱ب). این روش به طور مؤثر تأثیر و تعامل بین عوامل شناسایی شده را ترسیم می‌کند و درک بنیادی از پویایی‌های درون حوزه‌های مدیریتی ارائه می‌دهد. SEM برای ارائه یک مبنای آماری قوی به کار گرفته می‌شود که جهت‌ها و نقاط قوت روابطی را که در ابتدا از طریق تحلیل فازی-دیمتل شناسایی شده‌اند، تأیید می‌کند. این روش با اعتبارسنجی پیوندهای فرضی بین متغیرها، قابلیت اطمینان یافته‌ها را افزایش می‌دهد. در نهایت، از رویکرد TOPSIS برای رتبه‌بندی حوزه‌های مدیریتی بر اساس اثربخشی و کارایی کلی آنها در کمک به اهداف EGD استفاده می‌شود. این روش وابستگی‌های متقابل پیچیده و پیوندهای علیت معتبر را در یک سیستم رتبه‌بندی قابل فهم ادغام می‌کند (همالاتا و همکاران، ۲۰۱۸)، و در نتیجه به تصمیم‌گیرندگان در اولویت‌بندی حوزه‌ها برای بهبود استراتژیک یا سرمایه‌گذاری کمک می‌کند. این رویکرد ساختاریافته تضمین می‌کند که تلاش‌های مدیریتی به طور بهینه با اهداف نظارتی و پایداری تعیین‌شده توسط توافق‌نامه سبز اروپا همسو باشند.

این تحقیق با بهره‌گیری از روش‌هایی مانند فازی-DEMATEL، SEM و رویکرد تصمیم‌گیری TOPSIS، به دنبال شناسایی اولویت‌های استراتژیک و تنظیمات عملیاتی مورد نیاز برای این شرکت‌ها جهت دستیابی به اهداف سختگیرانه پایداری تعیین‌شده توسط EGD است. این مطالعه بر ارزیابی روابط متقابل و تأثیرات حوزه‌های مختلف مدیریتی تمرکز دارد و بینش‌های عملی ارائه می‌دهد که می‌تواند سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک را در این بخش هدایت کند. نوآوری این مطالعه در استفاده از یک چارچوب چند روشی یکپارچه برای ارزیابی وابستگی‌های متقابل علی، آماری و مبتنی بر عملکرد بین حوزه‌های مدیریتی در بخشی است که تا حد زیادی در تحقیقات فعلی متمرکز بر طرح سبز نادیده گرفته شده است. این رویکرد با فراتر رفتن از ارزیابی‌های بخشی یا جداگانه و حرکت به سمت ارزیابی سیستم‌محور مبتنی بر نظریه و داده‌های تجربی، ادبیات را پیش می‌برد.

این مقاله به شرح زیر ساختار یافته است: فصل بعدی به بررسی ادبیات در زمینه‌های مختلف مدیریتی در مدیریت شرکت‌های حمل و نقل داخلی اختصاص یافته است. فصل سوم به توسعه فرضیه‌های تحقیق می‌پردازد. فصل چهارم روش تحقیق و رویه‌های جمع‌آوری داده‌ها را تشریح می‌کند. فصل پنجم نتایج مطالعه را ارائه می‌دهد و پس از آن فصل ششم قرار دارد که بر تأیید فرضیه‌ها تمرکز دارد. فصل هفتم به بحث در مورد یافته‌ها می‌پردازد، در حالی که فصل آخر پیامدهای مدیریتی، مشارکت‌های نظری، محدودیت‌های تحقیق، جهت‌گیری‌هایی برای تحقیقات آینده و نتیجه‌گیری را ارائه می‌دهد.(منبع).