به سوی حمل و نقل پایدار بار در آفریقا: مکمل بودن روش‌های دلفی فازی و بهترین-بدترین

به سوی حمل و نقل پایدار بار در آفریقا: مکمل بودن روش‌های دلفی فازی و بهترین-بدترین

تمرکز بر حمل و نقل پایدار بار (SFT) برای آینده‌ای پایدار، به ویژه با توافق منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا، بسیار مهم است. با این حال، تحقیقات جامع در مورد جنبه‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی SFT در آفریقا محدود است. این مطالعه با ادغام روش دلفی فازی (FDM) و روش بهترین-بدترین (BWM) به ارزیابی 17 عامل تعیین‌کننده SFT در آفریقا می‌پردازد و انتشار گازهای گلخانه‌ای، انتشار سر و صدا و خطر تصادف را به عنوان مهم‌ترین چالش‌ها آشکار می‌کند. یافته‌ها و توصیه‌ها، متخصصان و سیاست‌گذاران را برای اجرای اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با چالش‌های بازار حمل و نقل بار برای آینده‌ای پایدارتر راهنمایی خواهد کرد.

مقدمه

توافق‌نامه‌های تجاری منطقه‌ای (RTA) ابزارهای سیاستی ضروری برای رشد اقتصادی و توسعه پایدار هستند. انتظار می‌رود توافق‌نامه منطقه آزاد تجاری قاره آفریقا (AfCFTA)، یکی از RTAهای معمول، تقاضای حمل بار درون آفریقا را تا سال 2030، 28 درصد افزایش دهد. این امر درآمد آفریقا را 450 میلیارد دلار آمریکا افزایش داده و 30 میلیون نفر را از فقر شدید رهایی می‌بخشد [1]. برای به حداکثر رساندن این مزایا، حمل و نقل پایدار بار (SFT) بسیار مهم است.

با این حال، گسترش حمل و نقل بار با چالش‌های زیرساختی، آلودگی هوا، انتشار گازهای گلخانه‌ای، تصادفات، آلودگی صوتی و ازدحام مواجه شده است [2،3]. این امر مستلزم ادغام شیوه‌های پایداری در بازار حمل و نقل بار است. SFT به دنبال ایجاد تعادل بین بهره‌وری اقتصادی، عدالت اجتماعی و نظارت بر محیط زیست است و اطمینان حاصل می‌کند که افزایش مزایای تجاری، سلامت زیست‌محیطی یا رفاه اجتماعی بلندمدت را به خطر نمی‌اندازد.

رویکردهای مختلفی برای دستیابی به این تعادل پیشنهاد شده است، از جمله اتخاذ شیوه‌های لجستیک سبز، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مدرن و کارآمد و استفاده از فناوری‌های پیشرفته برای بهینه‌سازی عملیات زنجیره تأمین [4]. با این حال، اجرای این راه‌حل‌ها در بافت آفریقا چالش‌های منحصر به فردی مانند مناظر جغرافیایی متنوع، سطوح مختلف توسعه اقتصادی و ترکیبی از بخش‌های رسمی و غیررسمی در صنعت حمل و نقل را به همراه دارد. بنابراین، ارزیابی عوامل تعیین‌کننده یا عوامل خاص بافت با ماهیت چندوجهی SFT در آفریقا و پرداختن به آنها بسیار حیاتی است. محققان روش‌های مختلفی را برای ارزیابی SFT به کار برده‌اند. به عنوان مثال، پیاده‌سازی تکنیک‌های ضرب متقابل ماتریس اعمال شده برای طبقه‌بندی (MICMAC) [5] و تصمیم‌گیری چندمعیاره (MCDM) مانند فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی (AHP) [6] و تحلیل نسبت ارزیابی وزنی گام به گام (SWARA) [7].

بنابراین، تحقیقات بیشتر در مورد عوامل تعیین‌کننده یا عوامل SFT، به ویژه شامل روش‌های MCDM، هنوز مورد نیاز است. از این رو، این مقاله روش دلفی فازی (FDM) و روش بهترین-بدترین (BWM) را برای ارزیابی عوامل تعیین‌کننده SFT در بازار AfCFTA ادغام می‌کند. تا آنجا که ما می‌دانیم، BWM، که با FDM ادغام شده است، در SFT به کار گرفته نشده است. به طور خاص، این تحقیق به سوالات (RQ) زیر می‌پردازد:

پرسش اول تحقیق: عوامل کلیدی مؤثر بر حمل و نقل پایدار بار در آفریقا کدامند؟

پرسش دوم تحقیق: تصمیم‌گیرندگان چگونه می‌توانند عوامل مرتبط و دسته‌بندی‌های آنها را اولویت‌بندی کنند؟

پرسش سوم تحقیق: راه‌حل‌های بالقوه برای کمک به تصمیم‌گیرندگان در غلبه بر عوامل مهم و اجرای کارآمدتر حمل و نقل پایدار بار چیست؟

برای پرداختن به این سؤالات، این مطالعه روش دلفی فازی (FDM) و روش بهترین-بدترین (BWM) را برای ارزیابی فهرستی جامع از عوامل تعیین‌کننده SFT در آفریقا ترکیب می‌کند. FDM برای تعیین اینکه کدام عوامل تعیین‌کننده شناسایی‌شده بر اساس ورودی‌های شرکت‌های حمل و نقل مرتبط هستند، استفاده می‌شود. BWM برای تعیین اهمیت نسبی معیارها و رتبه‌بندی آنها استفاده می‌شود. این یک فرآیند شفاف ارائه می‌دهد که به تصمیم‌گیرندگان امکان درک، ارتقای ثبات در تصمیم‌گیری و تشخیص تفاوت‌های بین گزینه‌ها را می‌دهد [8].

این مطالعه، تلفیق جدیدی از روش‌های FDM و BWM را برای اولویت‌بندی عوامل تعیین‌کننده SFT در شرایط خاص ارائه می‌دهد. این مطالعه علاوه بر نشان دادن مکمل بودن این دو روش، بررسی دقیقی از چشم‌انداز نظارتی در سراسر کشورهای آفریقایی ارائه می‌دهد و مبنایی علمی برای سیاست‌های هماهنگ و حمایتی برای افزایش پایداری شبکه حمل و نقل بار ارائه می‌دهد.

ادامه مطالعه به شرح زیر سازماندهی شده است: بخش مرور ادبیات، ادبیات مربوط به روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره (SFT) و چندمعیاره (MCDM) را بررسی می‌کند و بخش 3 روش‌شناسی را توضیح می‌دهد. بخش چهارم، تحلیل مقایسه‌ای نتایج را ارائه می‌دهد. بخش 5 پیامدهای سیاستی را مورد بحث قرار می‌دهد، در حالی که بخش 6 نتیجه‌گیری، محدودیت‌های مطالعه و جهت‌گیری‌های تحقیقاتی آینده را ارائه می‌دهد.(منبع).