تأثیرات قیمتگذاری به روز بر رفتار شرکتهای حمل بار در یک منطقه شهری شلوغ: پیامدهایی بر قیمتگذاری جادهای
این مقاله یافتههای کلیدی یک پروژه تحقیقاتی بزرگ را شرح میدهد که با هدف ارزیابی تأثیرات طرح قیمتگذاری زمان روز اداره بندر نیویورک و نیوجرسی بر رفتار شرکتهای حمل و نقل تجاری انجام شده است. این مقاله که به اعتقاد نویسندگان، اولین مطالعه جامع در این زمینه است، پیامدهای کلیدی سیاست قیمتگذاری جادهای را برجسته میکند. یکی از جالبترین یافتهها این است که شرکتهای حمل و نقل با اجرای واکنشهای چندبعدی شامل افزایش بهرهوری، انتقال هزینه و تغییر در استفاده از امکانات، به قیمتگذاری زمان روز پاسخ میدهند. این امر نشاندهنده واکنشی ظریفتر از آنچه نظریه اقتصاد خرد پیشنهاد میکند، است که تنها تغییر در استفاده از امکانات را پیشبینی میکند. در واقع، هیچ شرکت حمل و نقلی یافت نشد که تنها با اجرای تغییرات در استفاده از امکانات واکنش نشان داده باشد، که باعث میشود نویسندگان باور کنند که این آخرین راه حل است. از نظر اهمیت عددی، سه ترکیب از گروههای استراتژی تقریباً ۹۰٪ موارد را نشان میدهند: افزایش بهرهوری (۴۲.۷۹٪)، و پس از آن تغییرات در استفاده از امکانات و انتقال هزینه (۲۷.۶۰٪) و افزایش بهرهوری و تغییرات در استفاده از امکانات و انتقال هزینه (۱۹.۳۲٪). این واقعیت که برخی از این پاسخها فقط بر شرکت حمل و نقل تأثیر میگذارند (یعنی افزایش بهرهوری) در حالی که برخی دیگر بیشتر بر گیرندگان تأثیر میگذارند (تغییرات در استفاده از امکانات و انتقال هزینه) نویسندگان را به این باور میرساند که ماهیت پاسخ توسط تعادل قدرت بین شرکتهای حمل و نقل و گیرندگان تعیین میشود. اگر شرکتهای حمل و نقل بر این رابطه تسلط داشته باشند، احتمالاً سیاستهایی که بیشتر بر گیرندگان تأثیر میگذارند، اجرا میشوند. در غیر این صورت، شرکتهای حمل و نقل چارهای جز اجرای استراتژیهایی ندارند که به آنها کمک میکند تا با اثرات قیمتگذاری بدون تأثیر بر مشتریان خود، یعنی افزایش بهرهوری، کنار بیایند. در این زمینه، حدس نویسندگان این است که شرکتهای حمل و نقل تغییرات در استفاده از امکانات را یک جایگزین بسیار مخرب میدانند که آنها – و مهمتر از آن مشتریانشان – را مجبور به تغییر الگوهای حمل و نقل/تحویل خود میکند. باید اشاره کرد که اگرچه اپراتورها از کار کردن در ساعات غیر اوج سود میبرند، اما این سود تنها در صورتی نصیبشان میشود که مشتریانشان مایل به کار در ساعات غیر اوج باشند. دادهها نشان میدهد که ۳۶ شرکت حمل و نقل (۲۰.۲٪) به دلیل طرح قیمتگذاری زمان روز، رفتار خود را تغییر دادهاند. این تعداد شامل ۱۷ شرکت حمل و نقل (۹.۰٪) است که با افزایش هزینههای حمل و نقل به گیرندگان واکنش نشان دادهاند، که نشان دهنده نیاز به کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه واکنش گیرندگان به طرح قیمتگذاری زمان روز است. اگر شرکتهای حمل و نقلی که فقط هزینههای حمل و نقل را افزایش دادهاند، حذف شوند، ۱۵.۳٪ از شرکتها به دلیل قیمتگذاری زمان روز، رفتار خود را تغییر دادهاند.
مقدمه
قیمتگذاری جاده موضوعی است که از زمان آغاز آن در دهه 1960 (ویکری، 1961، ویکری، 1969) واکنشهای شدیدی را چه در مخالفت و چه در موافقت برانگیخته است. حامیان استدلال میکنند که قیمتگذاری بهینه (حاشیهای) جاده، کلید تخصیص بهینه منابع و مدیریت تقاضای انعطافپذیر و پایدار است؛ در حالی که مخالفان معتقدند که قیمتگذاری جاده چیزی بیش از شکل دیگری از مالیات نیست و ذاتاً برای افراد کمدرآمد ناعادلانه است. اگرچه برخی از این انتقادات درست تشخیص داده نشدهاند (سالیوان و ال هاراک، 1998)، اما مخالفت عموم مردم با قیمتگذاری جاده همچنان قوی است. فراوانی تصورات غلط، چه در موافقت و چه در مخالفت با قیمتگذاری جاده، بر اهمیت مستندسازی تأثیرات اجرای واقعی قیمتگذاری جاده بر رفتار بخشهای مختلف کاربران تأکید میکند، به این امید که ظهور تصویری عینی از تأثیرات قیمتگذاری جاده به ایجاد تصویری دقیق از تأثیرات قیمتگذاری جاده کمک کند.
اگرچه نشریات متعددی در مورد تأثیرات قیمتگذاری جادهای بر رفتار کاربران خودروهای سواری منتشر شده است (به عنوان مثال، سالیوان و ال هارکه، ۱۹۹۸، گولوب و سوپرناک، ۱۹۹۸، سوپرناک و همکاران، ۲۰۰۳)، بررسی متون انجام شده برای این مقاله نشان داد که هیچ نشریه قبلی در مورد تأثیرات آن بر شرکتهای حمل بار منتشر نشده است. به نظر میرسد دلایل آن دو جنبه دارد. اول، تعداد پیادهسازیهای قیمتگذاری جادهای با مؤلفه حمل بار بسیار کم است. دوم، هیچ مطالعه پیگیری برای ارزیابی تغییرات رفتاری در معدود مواردی که پیادهسازی قیمتگذاری جادهای شامل مؤلفه وسایل نقلیه تجاری بوده است، انجام نشده است. دلیل دوم به راحتی قابل درک است: جمعآوری دادههای رفتاری از شرکتهای حمل بار به طور مشهوری دشوار است. طراحی ابزارهای نظرسنجی مربوطه، تعریف چارچوبهای نمونهگیری و طرح نمونهگیری نیاز به دانش قبلی از اینکه کاربران چه کسانی و کجا هستند (که میتواند در مواردی که تعداد زیادی از شرکتهای حمل بار بین ایالتی و بینالمللی از امکانات عوارض برای انجام سفرهای درون شهری استفاده میکنند، بسیار دشوار باشد) و عوامل دیگر دارد. در نتیجه همه این موارد، اطلاعات زیادی در مورد نحوه واکنش شرکتهای حمل بار به قیمتگذاری جادهای در دست نیست. این فقدان دانش، به نوبه خود، مانع از تعریف سیاستهای حمل و نقل مناسب و پاسخ به این سوال اساسی میشود: آیا قیمتگذاری جادهای در انتقال ترافیک بار به دورههای غیر اوج موثر است؟
هدف اصلی این مقاله، کمک به پر کردن این خلا با انجام یک تحلیل جامع از تأثیرات قیمتگذاری زمان روز بر رفتار شرکتهای حمل بار، در چارچوب یک پیادهسازی واقعی است. پروژهای که به عنوان مطالعه موردی استفاده شده است، طرح قیمتگذاری زمان روز اداره بندر نیویورک و نیوجرسی (PANYNJ) است. با توجه به اینکه به نظر میرسد این تحلیل اولین بررسی جامع از تأثیرات قیمتگذاری بر رفتار شرکتهای حمل بار باشد، نویسندگان تصمیم گرفتند دادهها را با جزئیات کامل مورد بحث قرار دهند، به این امید که این تحلیلها برای محققان و متخصصان آینده علاقهمند به این موضوع مهم مفید واقع شود.
بقیه مقاله شامل پنج بخش است. بخش 2 مروری بر PANYNJ و طرح قیمتگذاری زمان روز آن را در اختیار خواننده قرار میدهد. بخش 3 به طور خلاصه روش بررسی مورد استفاده و دادههای جمعآوری شده را شرح میدهد. بخش 4 ویژگیهای شرکت و الگوهای عملیاتی را مورد بحث قرار میدهد. بخش 5 تأثیرات طرح قیمتگذاری زمان روز را تجزیه و تحلیل میکند. بخش 6 پیامدهای سیاستی را مورد بحث قرار میدهد و بخش 7 نتایج کلیدی تحقیق را برجسته میکند.(منبع).