تمرکز و تمرکززدایی: جغرافیای جدید توزیع بار در مناطق شهری ایالات متحده
این مقاله با استفاده از شاخصهای جینی به عنوان معیاری برای تمرکز، حومهنشینی فعالیتهای انبارداری و حمل و نقل کامیونی در مناطق شهری ایالات متحده بین دهه ۱۹۸۰ و زمان حال را بررسی میکند. در حالی که کارهای تاریخی در مورد جابجایی فعالیتهای حمل و نقل و انبارداری به مکانهای حومه شهر وجود دارد، اما شواهد کمی برای مستندسازی جدیدترین تغییرات در انبارداری و لجستیک وجود دارد. این تحقیق این کار را از طریق تجزیه و تحلیل مکانی دادههای سرشماری اقتصادی انجام میدهد و نشان میدهد که در حالی که اکثر مناطق شهری ایالات متحده تمرکززدایی در توزیع مکانی فعالیتهای مرتبط با بار را تجربه کردهاند، در شهرستانهای اصلی نیز رشدی وجود دارد که نشان میدهد فرآیند پیچیدهتری نسبت به حومهنشینی ساده در حال انجام است.
مقدمه
انبارداری و حمل و نقل با کامیون در ایالات متحده در طول چند دهه گذشته به دلیل تغییرات عمده در صنعت لجستیک جهانی و سایر عوامل مشترک در همه رشد حومه شهرها، از مکانهای مرکزی تاریخی خود به حاشیه حومه شهر منتقل شدهاند. نیاز به فضای بیشتر و دسترسی آسانتر به حمل و نقل جادهای، ریلی و هوایی منجر به تغییر به سمت مراکز لجستیک بینوجهی شده است که به مقادیر زیادی زمین در حاشیه کلانشهر نیاز دارند و این امر با تمایل به مالیات کمتر و زیرساختهای جدیدتر بیشتر تقویت شده است. در سطوح ملی و منطقهای، تغییری در سازماندهی فضایی بخش توزیع بار، از تمرکز ترافیک دریایی در بنادر کمتر اما بزرگتر به سمت “بنادر” داخلی به عنوان مکانهای رشد به منظور کاهش ازدحام در پایانهها، رخ داده است. در عین حال، بسیاری از مناطق کلانشهری از نظر توزیع بار و فعالیتهای بینوجهی، رشد چشمگیری را در امتداد لبههای حومهنشین خود تجربه میکنند که نشاندهنده تغییر به سمت بیرون از شهر مرکزی سنتی است.
حداقل این یک نظریه است. در حالی که کارهای تاریخی در مورد مکانیابی فعالیتهای حمل و نقل و انبارداری انجام شده است (Eaton, 1982, McKinnon, 1983)، اما شواهد کمی برای مستندسازی جدیدترین تغییرات وجود دارد. به طور خاص، در حالی که تمرکززدایی توسط تعدادی از محققان مختلف نظریهپردازی شده است، «مطالعات تجربی در مورد وسعت این روند نادر است» (Hesse, 2007, Rodrigue, 2006b). مطالعاتی که وجود دارند تقریباً به طور کامل در زمینه ادغام فعالیتها در اتحادیه اروپا هستند (Cabus and Vanhaverbeke, 2003, Hesse, 2004, Riemers, 1998)، که از نظر شکل شهری و جغرافیای توزیع بار تفاوت قابل توجهی با ایالات متحده دارد.
این مقاله چنین مطالعه تجربی را از طریق تحلیل فضایی دادههای سرشماری اقتصادی برای پنجاه منطقه از بزرگترین کلانشهرهای ایالات متحده از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۵ ارائه میدهد. ضرایب جینی که بیانگر میزان تمرکز مؤسسات حمل و نقل بار در سطح شهرستان در مناطق کلانشهری هستند، محاسبه و با تحلیلهای رگرسیون چندگانه برای توضیح نتایج دنبال شدند. بر اساس ادبیات موجود، فرضیه این است که تمرکززدایی از فعالیت حمل و نقل بار در سطح کلانشهر در سراسر کشور در حال وقوع است. ما همچنین انتظار داریم که تمرکززدایی در سطح ملی نیز رخ دهد، به ویژه دره رودخانه اوهایو که احتمالاً از نظر تعداد مؤسسات حمل و نقل بار سریعتر از شهرهای ساحلی رشد خواهد کرد.
تحلیل ارائه شده در اینجا، روندهای ملی در مکانیابی فعالیتهای انبارداری و لجستیک را تشریح میکند. نتایج، پیامدهای مهمی برای برنامهریزان حملونقل دارد و نشان میدهد که چگونه نیروهای محرک تقاضای حملونقل، دیگر مانند گذشته در مناطق کلانشهری محدود نیستند و اکنون توسط مؤلفههای ملی و حتی جهانی هدایت میشوند. اما همچنین به اهمیت در نظر گرفتن عوامل مکانهای خاص اشاره میکند، زیرا استثنائات مهمی در بسیاری از این روندها وجود دارد. این مقاله با مروری بر ادبیات مربوط به جغرافیای توزیع بار آغاز میشود و پس از آن، روشها توضیح داده میشوند. سپس نتایج تحلیل دادهها، ابتدا برای تعداد شرکتهای حملونقل و سپس برای تمرکز مکانی آنها، ارائه میشود. نتیجهگیری، پیامدهای سیاستگذاری را خلاصه میکند.(منبع).