پتانسیل برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ در سطح محلی: یک مطالعه عمیق نروژی از ذینفعان دولتی و خصوصی

پتانسیل برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ در سطح محلی: یک مطالعه عمیق نروژی از ذینفعان دولتی و خصوصی

حمل و نقل به شدت با شهرها مرتبط است و تحت تأثیر برنامه‌ریزی مربوط به آینده آنها قرار دارد. روندهایی مانند رشد جمعیت و پیری، شهرهای قابل سکونت، تاب‌آوری زیرساخت‌ها و تغییرات در الگوهای کاربری زمین، نحوه جابجایی مردم و کالاها در مناطق شهری را تغییر می‌دهند. در نروژ، مقامات محلی در درجه اول مسئول تسهیل این روندها با گنجاندن مسائل مرتبط در فرآیندهای برنامه‌ریزی خود هستند. برخلاف سفرهای شخصی، حمل و نقل بار و لجستیک توسط مقامات محلی در برنامه‌ریزی شهری نادیده گرفته شده است. بنابراین، برای پرداختن به حمل و نقل بار در فرآیندهای تصمیم‌گیری، مقامات محلی باید درک بیشتری از حمل و نقل شهری داشته باشند و توجه بیشتری به حمل و نقل بار و لجستیک شهری داشته باشند. هدف این مقاله درک پتانسیل برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ در سطح محلی است. مصاحبه‌هایی با نمایندگان مقامات دولتی و ذینفعان خصوصی در زنجیره تأمین لجستیک در سه شهر نروژ انجام شد. لازم است مقامات محلی عملیات، دیدگاه‌ها و نگرش‌های ذینفعان را درک کنند تا اطمینان حاصل شود که مشارکت آنها در برنامه‌ریزی شهری سازنده خواهد بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که هیچ استراتژی کلی برای حمل و نقل شهری یا لجستیک شهری در شهرهای مورد مطالعه وجود ندارد، اگرچه مقامات دولتی نگران مسائل مربوط به شهرنشینی و پایداری هستند که به طور غیرمستقیم بر تحویل بار تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، ظرفیت ضعیفی در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در مورد حمل و نقل وجود دارد. مقامات محلی شامل تعدادی از ادارات پراکنده هستند و به نظر می‌رسد فاقد منابع اختصاص داده شده به حمل و نقل شهری هستند. با این حال، چنین مقاماتی نیاز به مشارکت خود را در فرآیند ایجاد برنامه‌های لجستیک شهری درک می‌کنند.

مقدمه

تقاضای روزافزون برای حمل و نقل، هم از نظر عملکرد لجستیکی و هم از نظر تأثیرات مرتبط با محیط زیست، یک چالش است. در حالی که حمل و نقل مسافر مورد توجه قابل توجهی از سوی محققان و سیاست‌گذاران قرار گرفته است، توجه کمتری به حمل و نقل بار شهری شده است (Browne et al., 2012; Gatta et al., 2017). به عنوان مثال، Rodrigue (2006) استدلال می‌کند که جغرافی‌دانان حمل و نقل، حمل و نقل بار را در بافت شهری نادیده گرفته‌اند، حتی اگر آلودگی محلی (NOx، PM، سر و صدا و گرد و غبار)، ایمنی ترافیک، ازدحام، پارکینگ و کمبود فضا برای تحویل، حمل و نقل بار را با چالش‌هایی مواجه کند. در نروژ، حمل و نقل بار 30٪ از کل حمل و نقل در مناطق شهری را تشکیل می‌دهد و احتمالاً به دلیل تجارت الکترونیک و افزایش تعداد تحویل مستقیم به خانه‌ها افزایش خواهد یافت (Cardenas et al., 2017; Visser et al., 2014).

اگرچه حمل و نقل بار در شهرهای بزرگ توجه بیشتری را در بین برنامه‌ریزان شهری به خود جلب کرده است (Cui و همکاران، ۲۰۱۵)، اما علاقه به راه‌حل‌های لجستیک شهری در حال حاضر در اکثر مقامات محلی در سطح پایینی قرار دارد (Van Duin و Quak، ۲۰۰۷). این امر مستلزم درک بهتر ارتباط بین حمل و نقل شهری و شهرها است (Cui و همکاران، ۲۰۱۵)، که به نوبه خود به معنای نیاز به ارائه خدمات کارآمدتر و با کیفیت بالاتر، کاهش ازدحام ترافیک و افزایش سطح مدیریت محلی است (Ambrosino و همکاران، ۲۰۱۵). از این رو، شهرها باید در فرآیندهای تصمیم‌گیری خود به حمل و نقل بار بپردازند. مقامات محلی دانش خود را در مورد ذینفعان در حمل و نقل شهری و اقدامات بالقوه برای سبز و کارآمد کردن حمل و نقل شهری پراکنده کرده‌اند (Bjerkan و همکاران، ۲۰۱۴؛ Lindholm، ۲۰۱۳). در راستای این نیاز، تعدادی از شهرهای اروپایی شروع به توسعه برنامه‌های لجستیک شهری پایدار (SULP) برای تسهیل لجستیک شهری کرده‌اند (Ambrosino و همکاران، ۲۰۱۵). چارچوب SULP که استراتژی‌های حمل و نقل، برنامه‌های عملیاتی یا عناصر موجود در برنامه‌های حمل و نقل را پوشش می‌دهد، می‌تواند برای شناسایی وضعیت فعلی و تعریف زمینه استراتژیک، چشم‌انداز، اهداف و مقاصد در رابطه با برنامه‌ریزی مورد استفاده قرار گیرد. SULPها می‌توانند ابزاری مناسب برای مقامات محلی باشند تا با ذینفعان تعامل داشته باشند و آنها را درگیر کنند تا شرایط تحویل بار محلی را بهبود بخشند. این پتانسیل با مشاوره و همکاری ذینفعان به عنوان یک عنصر کلیدی در برنامه‌ریزی حمل و نقل شهری همسو است (Cui et al., 2015; Lindenau and Böhler-Baedeker, 2014; Stathopoulos et al., 2012). با این حال، تحقیقات قبلی محدودی در مورد نقش ذینفعان، به ویژه در مورد نقش مقامات در برنامه‌ریزی حمل و نقل شهری، انجام شده است (Ballantyne et al., 2013; Lindholm, 2012; Sund et al., 2016).

سند کاری اتحادیه اروپا با عنوان «فراخوانی برای اقدام در مورد لجستیک شهری» (کمیسیون اروپا، ۲۰۱۳a) سه چالش اصلی در لجستیک شهری را برجسته می‌کند: (1) فقدان تمرکز و استراتژی، و تنها چند شهر با فردی مسئول در حوزه لجستیک شهری؛ (2) فقدان هماهنگی بین بازیگران در زنجیره تأمین لجستیک و در بسیاری از موارد، گفتگوی ناکافی بین مقامات شهری و بازیگران خصوصی که در بافت شهری فعالیت می‌کنند؛ و (3) فقدان داده‌ها و اطلاعات در مورد لجستیک شهری، که بهبود کارایی عملیاتی و برنامه‌ریزی بلندمدت را دشوار می‌کند. برای بهبود برنامه‌ریزی لجستیک شهری و رسیدگی به چالش‌های فوق‌الذکر، رویکردی سیستماتیک‌تر و جامع‌تر در سطح شهر مورد نیاز است. این شامل ترسیم نیازهای ذینفعان مربوطه می‌شود تا بتوان هنگام تدوین برنامه‌های لجستیک شهری به آنها رسیدگی کرد.

هدف این مقاله، درک پتانسیل برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ در سطح محلی است که به نوبه خود به معنای پاسخ به سوالات تحقیقاتی زیر است:
1. انتظارات ذینفعان از برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ چیست؟
2. دیدگاه ذینفعان در مورد مشارکت در برنامه‌ریزی لجستیک هماهنگ چیست؟

در این مقاله، اصطلاح «برنامه‌ریزی» به برنامه‌ریزی عمومی اشاره دارد و این دو سوال از طریق نتایج مصاحبه با ذینفعان مربوطه در سه شهر منتخب نروژ: بودو، تروندهایم و درامن، مورد بررسی قرار گرفته است. این شهرها ویژگی‌های متفاوتی از جمله اولویت‌های محلی، اندازه، نیازها و تأثیرات جابجایی بار دارند. این مقاله با شرح پیچیدگی حمل و نقل شهری از جمله زنجیره تأمین آغاز می‌شود. در مناطق شهری با چندین ذینفع، فضاها کاربردهای متعددی دارند و اغلب منافع متضادی برای استفاده از آنها وجود دارد. پس از آن، روش‌شناسی و داده‌ها را شرح می‌دهیم و به دنبال آن نتایج و بحث خود را ارائه می‌دهیم. در نهایت، نتیجه‌گیری‌های خود و همچنین برخی توصیه‌ها و پیشنهادات را برای تحقیقات بیشتر ارائه می‌دهیم.(منبع).