به سوی پایداری با توزیع هماهنگ بار کالاهای شهری

به سوی پایداری با توزیع هماهنگ بار کالاهای شهری

شهرداری‌ها نقش مهمی در توسعه جوامع پایدار، به ویژه از طریق تدارکات عمومی، ایفا می‌کنند. در این حوزه، دولت‌های شهری می‌توانند با اعمال الزامات زیست‌محیطی بر محصولات و خدمات خریداری شده، تأثیر قابل توجهی بر محیط زیست بگذارند. در عین حال، شهرداری‌ها تا حد زیادی در کاهش سریع‌ترین منبع رو به رشد انتشار CO2 در مناطق شهری، یعنی حمل و نقل جاده‌ای، مسئول هستند. با این حال، در حالی که کارهای زیادی برای مهار تأثیرات زیست‌محیطی حمل و نقل مسافر انجام شده است، به نظر می‌رسد حمل و نقل بار تقریباً فراموش شده است. برخی از شهرداری‌های سوئد با هماهنگی توزیع کالا به تأسیسات خود و با جداسازی خرید کالا از خدمات توزیع، الگوی خوبی از خود نشان داده‌اند. اگرچه شهرداری‌ها ادعا می‌کنند که همکاری و انتشار دانش برای توسعه مدیریت پایداری ضروری است، اما هنوز مشخص نیست که چگونه باید این امر در توزیع هماهنگ بار شهری اعمال شود. بنابراین، هدف این مقاله توصیف و تجزیه و تحلیل فعالیت‌هایی است که در فرآیندهای توسعه‌ای شهرداری‌های سوئد در ترویج توزیع هماهنگ بار کالاها انجام می‌شود تا مشخص شود کدام فعالیت‌های انتشار دانش و همکاری باید در اولویت قرار گیرند. داده‌های تجربی از مصاحبه‌ها، اینترنت و بروشورهای مربوط به ابتکارات انجام شده توسط شهرداری‌های سوئد جمع‌آوری شد. نتایج نشان می‌دهد که ابتکارات، شباهت‌ها و تفاوت‌های متعددی را نشان می‌دهند و همچنین نمونه‌هایی از چگونگی ادغام دانش در سازمان شهرداری‌ها را ارائه می‌دهند. مهم‌تر از همه، نتایج نشان دهنده نیاز به افزایش همکاری بین بازیگران برای کارآمدتر کردن حمل و نقل بار در شهرهای سوئد است، و همچنین افزایش انتقال دانش می‌تواند به شهرداری‌ها کمک کند تا بر چندین نقطه ضعف خود غلبه کنند.

مقدمه

شهرداری‌ها (یعنی مقامات محلی) بازیگران مهمی در مبارزه برای توسعه پایدارتر هستند (Lindqvist and von Malmborg, 2004, UNCED (کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد محیط زیست و توسعه)، 1993)، در حالی که شهرهای جهان به عنوان بازیگران کلیدی آینده در گذار به سمت، به عنوان مثال، جوامع کم کربن شناخته شده‌اند (Kahn, 2013). شهرداری‌ها نه تنها به عنوان ارائه دهندگان خدمات و بازیگران مهم دموکراتیک، بلکه به عنوان واسطه‌های حیاتی بین شهروندان و نهادهای عمومی ملی و بین‌المللی نیز مسئولیت قابل توجهی دارند. از دهه 1990، به ویژه شهرداری‌های سوئد مسئولیت خود را در مدیریت پایداری، از اجرای اولیه قوانین ملی تا شامل ابتکارات خودانگیخته‌تر (Emilsson and Hjelm, 2009) گسترش داده‌اند، که از جمله موارد دیگر، به معنای افزایش همکاری با ذینفعان محلی بوده است.

این گسترش مسئولیت همچنین می‌تواند به نحوه رسیدگی شهرداری‌ها به مسائل توزیع بار در مناطق شهری گسترش یابد (Lindholm, 2012). توزیع کالاها در شهرها تأثیرات منفی مختلفی بر پایداری، از جمله افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای، ازدحام، سر و صدا و تصادفات، ایجاد می‌کند (Benjelloun et al., 2010; Kennedy et al., 2005; OECD, 2003). در واقع، حمل و نقل جاده‌ای مسئول 40 درصد از انتشار CO2 در شهرها است (EC, 2007) و سریع‌ترین منبع رو به رشد انتشار CO2 در محیط‌های شهری است (Dablanc, 2007). در میان تمام حمل و نقل‌ها، کالاهای شهری (مانند غذا و تجهیزات به مدارس، مراکز مهدکودک و دفاتر) به طور سنتی به جای مقصد، حول محور مبدا (مانند زنجیره‌های خرده فروشی، تأمین‌کنندگان یا مراکز توزیع ارائه دهندگان خدمات لجستیک) سازماندهی شده‌اند (Moen, 2013). در نتیجه، خریدهای کلان شهرداری‌ها از کالاها می‌تواند به توزیع ناکارآمد بار شهری از نظر زیست‌محیطی، اقتصادی و حتی اجتماعی کمک کند.

شهرداری‌ها اغلب جریان کالاها به مناطق شهری را مشکل‌ساز می‌دانند تا ضروری. آنها همچنین اغلب ارائه‌دهندگان خدمات لجستیک (LSP) را به جای بازیگران همکار، مانعی در اجرای سیاست‌ها می‌دانند (Stathopoulos et al., 2012). با این حال، این پویایی‌ها قرار است تغییر کنند. چندین شهرداری سوئد، تا حد زیادی نسبت به چند سال پیش، تغییراتی را در توزیع، به ویژه افزایش استفاده از راه‌حل‌های هماهنگ توزیع بار و بهبود شیوه‌های تدارکات خدمات توزیع، اعمال کرده‌اند.

اگرچه شهرداری‌ها عموماً ادعا می‌کنند که همکاری و انتشار دانش برای توسعه مدیریت پایداری ضروری است (Emilsson and Hjelm, 2009)، اما هنوز مشخص نیست که چگونه این جنبه‌ها باید در مورد توزیع هماهنگ بار شهری اعمال شوند. در عین حال، دانش مربوط به همکاری موفق در طرح‌های لجستیک شهری محدود است (Martinsen et al., 2012)، جزئیات مربوط به اینکه چه کسی را از بین بازیگران مختلف باید در نظر گرفت و چگونه آنها را در نظر گرفت، همچنان مبهم است و مطالعات کمی روابط ذینفعان را در نظر گرفته‌اند، چه رسد به بررسی آنها (Martinsen et al., 2012; Taniguchi and Tamagawa, 2005). در پاسخ، این مقاله هم نحوه انتشار دانش در شهرداری‌ها و هم بین آنها و ذینفعانشان (به عنوان مثال LSPها) را در توسعه طرح‌های آگاه به محیط زیست روشن می‌کند. در انجام این کار، هدف آن توصیف و تجزیه و تحلیل فعالیت‌های فرآیندهای توسعه‌ای شهرداری‌های سوئد در ترویج توزیع هماهنگ بار کالاهای خود و شناسایی فعالیت‌های مهم در رابطه با انتشار دانش و همکاری است.(منبع).