نقش استراتژی‌های پردازش ویژگی در تخمین ترجیحات ذینفعان حمل و نقل جاده‌ای

نقش استراتژی‌های پردازش ویژگی در تخمین ترجیحات ذینفعان حمل و نقل جاده‌ای

مطالعات رفتار انتخاب معمولاً عقلانیت محدود منفعل را فرض می‌کنند، که نشان می‌دهد تصمیم‌گیرندگان تمام اطلاعات داده شده به آنها را با توجه یکسان پردازش می‌کنند. با این حال، این احتمال وجود دارد که تصمیم‌گیرندگان هنگام سنجش ویژگی‌های گزینه‌های کاندید در برابر یکدیگر، از هر تعداد استراتژی پردازش ویژگی (APS) استفاده کنند. این مقاله با استفاده از داده‌های حاصل از مطالعه ذینفعان حمل و نقل جاده‌ای شهری که بسته‌های جایگزین زمان سفر اجزا، هزینه‌های سوخت و هزینه‌های متغیر کاربر را ارزیابی می‌کنند، نشان می‌دهد که در نظر گرفتن ناهمگونی APS مرتبط با هر جایگزین در هر مجموعه انتخاب، منجر به تفاوت در عدم مطلوبیت‌های حاشیه‌ای و تمایل به پرداخت برای اجزای زمان سفر می‌شود، در مقایسه با مدلی که عقلانیت محدود منفعل را فرض می‌کند.

مقدمه

مشخصات طراحی زیادی برای یک آزمایش انتخاب بیان‌شده (SC) وجود دارد. در حالی که طرح‌های SC به گونه‌ای توسعه داده می‌شوند که ابعاد طراحی، سطح کارآمدی از اطلاعات را برای پردازش پاسخ‌دهندگان نشان دهد، یک عنصر مشترک بالقوه دردسرساز در تقریباً تمام آزمایش‌های SC وجود دارد که به عنوان عقلانیت محدود غیرفعال (PBR) شناخته می‌شود. PBR بر این فرض استوار است که اطلاعات به طور کامل و یکنواخت در بین تصمیم‌گیرندگان و وظایف انتخاب پردازش می‌شود، و عامل‌ها با افزایش مجموعه اطلاعات، ظرفیت کاهشی برای انتخاب بهینه نشان می‌دهند. این افزایش تنوع در تمایلات انتخاب نسبت به اطلاعات، در مدل‌های تجربی از طریق افزایش بزرگی (یعنی واریانس) اثرات مشاهده نشده نشان داده می‌شود (March, 1978; DePalma et al., 1994).

هر طرح SC ممکن است اطلاعاتی را ارائه دهد که یا از نظر رفتاری نامربوط باشد یا از نظر شناختی برای برخی یا همه پاسخ‌دهندگان سنگین باشد. اگرچه معمولاً فرض می‌شود که همه پاسخ‌دهندگان برای همه انتخاب‌های انجام شده به تمام ویژگی‌هایی که با آنها مواجه می‌شوند، توجه کامل دارند، اما در چارچوب نظریه چشم‌انداز، افراد می‌توانند استراتژی‌های مقابله‌ای مختلفی را با توجه به اطلاعات ارائه شده هنگام تصمیم‌گیری خاص، اتخاذ کنند. این استراتژی‌های پردازش ویژگی شامل تصمیم‌گیری در مورد موارد زیر است: (الف) نادیده گرفتن یک ویژگی خاص در یک یا چند گزینه؛ و (ب) اضافه کردن مجموعه‌ای یا زیرمجموعه‌ای از ویژگی‌ها در امتداد یک بعد مشترک به یک ترکیب. هنشر و همکاران (2005b) اذعان می‌کنند که این تصمیمات نه تنها می‌توانند به دلیل بی‌ربط بودن درک شده یک ویژگی معین که به طور کامل به خودی خود در نظر گرفته می‌شود، گرفته شوند، بلکه به این دلیل نیز هستند که هزینه‌های شناختی استفاده از اطلاعات ممکن است از سود مورد انتظار آن بیشتر باشد. بنابراین، انتظار می‌رود تحلیل انتخابی که امکان حذف و اضافه کردن ویژگی‌ها را هنگام تصمیم‌گیری در نظر نمی‌گیرد، تخمین‌های مغرضانه از مطلوبیت‌های نهایی ویژگی‌ها و خروجی‌های سیاستی مرتبط با آنها را ارائه دهد.

دشازو و فرمو (2004) در میان دیگران، اعتبار این فرض تجربی را که افراد در موقعیت‌های انتخاب به تمام اطلاعات داده شده توجه می‌کنند، زیر سوال می‌برند و الگوی PBR را با الگوی سازگاری عقلانی مقایسه می‌کنند که فرض می‌کند تصمیم‌گیرندگان اذعان دارند که پردازش اطلاعات پرهزینه است و از این رو توجه کامل به اطلاعات در یک وظیفه انتخاب ممکن است بهینه نباشد (گابایکس و لیبسون، 2000، کامرون و دشازو، 2004). اگر فرض رفتار سازگاری عقلانی برقرار باشد، تحلیلگر باید اقداماتی را برای در نظر گرفتن استراتژی‌های پردازش ویژگی (APS) مورد استفاده پاسخ‌دهندگان انجام دهد تا سوگیری تشخیص نادرست که در غیر این صورت وجود دارد را کاهش دهد (دشازو و فرمو، 2004).

ساختار اطلاعات یک آزمایش SC اغلب به عنوان شاخصی از پیچیدگی آن استفاده می‌شود. این رابطه عموماً یکنواخت در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی اطلاعات بیشتر (از نظر ویژگی‌ها، سطوح و گزینه‌ها) به معنای پیچیدگی بیشتر و از این رو دشواری بیشتر در انتخاب است. با افزایش «پیچیدگی» و در نتیجه افزایش دشواری تصمیم‌گیری، فرض می‌شود که نویز به تنوع در پاسخ‌های انتخابی اضافه می‌شود. در نتیجه، فرض می‌شود که خروجی‌های تخمین رفتاری با افزایش پیچیدگی با قطعیت نسبتاً کمتری استخراج می‌شوند.

هنشر، ۲۰۰۴، ۲۰۰۶c، با مشاهده اینکه یک پیوند ساختاری بین ساختار اطلاعات موجود و ارتباط اطلاعات با وظیفه انتخاب وجود دارد، با دیدگاه غالب – مبنی بر اینکه اطلاعات بیشتر همیشه منجر به پیچیدگی بیشتر وظیفه انتخاب می‌شود – مخالفت می‌کند. در اساسی‌ترین حالت، این امر آشکار است: درخواست از فرد برای انتخاب یک گزینه ترجیحی در حالی که تنها یک ویژگی برای نشان دادن کمیتی با چندین حالت مرتبط که مطلوبیت‌های حاشیه‌ای متفاوتی را به همراه دارند، ارائه می‌شود، ممکن است منجر به انتخاب‌هایی شود که تحت عدم قطعیت قابل توجهی انجام می‌شوند و منجر به خروجی‌های تخمین رفتاری با قابلیت اطمینان کمتر می‌شوند. یعنی، یک پاسخ‌دهنده ممکن است مطمئن باشد که رانندگی به مدت ۴۵ دقیقه را در مقایسه با رانندگی به مدت یک ساعت ترجیح می‌دهد، اما اگر مشخص باشد که زمان‌ها واقعاً چه چیزی را نشان می‌دهند، در این ترجیح مطمئن‌تر خواهد بود. اگر عدم مطلوبیت حاشیه‌ای هر مؤلفه بالقوه زمان به طور قابل توجهی متفاوت باشد، گزینه زمان‌برتر ممکن است ترجیح داده شود، با فرض ثابت بودن سایر شرایط. در چنین حالتی، اطلاعات بیشتر (یعنی فهرست‌بندی مؤلفه‌های زمانی مربوطه) ممکن است مرتبط باشد و از این رو مطلوبیت بیشتری را در تصمیم‌گیری به جای کمتر ارائه دهد.

این مقاله تأثیر حذف ویژگی و تجمیع (یا جمع) ویژگی‌های اندازه‌گیری شده در واحدهای مشترک برای هر گزینه در هر یک از مجموعه‌های انتخابی پیش رو، بر تمایل به پرداخت برای صرفه‌جویی در زمان سفر و عملکرد توزیع به موقع را بررسی می‌کند. ادبیات موجود یا APSها را به طور کلی نادیده می‌گیرد، یا از ساختار اطلاعات درون مجموعه‌های انتخابی به عنوان شاخص بار شناختی استفاده می‌کند، یا از شاخص‌های جهانی (یعنی در تمام مجموعه‌های انتخابی پیش رو) حذف و تجمیع ویژگی استفاده می‌کند (به عنوان مثال، Hensher و همکاران، ۲۰۰۶). این تحقیق اثرات APSهای مورد استفاده توسط پاسخ‌دهندگان را برای هر گزینه در هر مجموعه انتخابی پیش رو بررسی می‌کند، و اذعان می‌کند که APSهای مختلف ممکن است نه تنها در بین تصمیم‌گیرندگان، بلکه در بین وظایف انتخابی پیش روی یک تصمیم‌گیرنده خاص نیز اعمال شوند. این بسط اذعان می‌کند که دلایل کاندید احتمالی زیادی برای یک APS خاص وجود دارد که مستلزم تمرکز بر یک گزینه خاص در یک مجموعه انتخابی خاص است. این موارد شامل ترکیبی از سطوح ویژگی‌ها می‌شود که ویژگی‌های خاصی را در حضور سطوحی از ویژگی‌های دیگر بی‌اهمیت می‌کند (مثلاً هزینه بسیار بالای کاربر نسبت به سود درک شده در زمان سفر)، مخالفت با هزینه متغیر کاربر، و موضع‌گیری گسترده در مورد ترکیبی از سطوح ویژگی‌ها که در بازارهای واقعی قابل قبول هستند. نکته آخر مربوط به عقلانیت محدود و ریسکی است که آزمایش‌های SC ترکیبی از سطوح ویژگی ارائه می‌دهند که خارج از مرزهای انتخاب قابل قبول هستند.

این مقاله با بحثی در مورد سوگیری‌های بالقوه‌ای که هنگام فرض عقلانیت محدود غیرفعال در خروجی‌های مدل ایجاد می‌شوند، آغاز می‌شود. سپس یک ابزار انتخاب بیان‌شده مصاحبه شخصی به کمک کامپیوتر (CAPI) را معرفی می‌کنیم که برای شناسایی ترجیحات ذینفعان وابسته به حمل و نقل جاده‌ای هنگام ارزیابی سناریوهای توزیع حول یک سفر موجود در سیدنی طراحی شده است. این سناریوها به عنوان بسته‌هایی از زمان سفر اجزا، هزینه‌های سوخت و هزینه‌های متغیر کاربر تعریف می‌شوند. تخمین‌های رفتاری حاصل از مقادیر صرفه‌جویی در زمان سفر (VTTS) و قابلیت اطمینان به موقع (VRG) تحت عقلانیت محدود غیرفعال با تخمین‌های مشروط به APSهای بیان‌شده پاسخ‌دهندگان مقایسه می‌شوند. این تضاد، دامنه سوگیری نادرست و مبهم‌سازی استنتاج رفتاری را که می‌تواند هنگام نادیده گرفتن رفتار پردازش ویژگی پاسخ‌دهندگان در وظایف انتخاب ایجاد شود، برجسته می‌کند. این مطالعه با مطالعات تجربی قبلی توسط هنشر و همکارانش متفاوت است، زیرا بر توزیع بار (به جای سفرهای مسافری) تمرکز دارد و به جای APS که فقط بین پاسخ‌دهندگان متفاوت است، امکان تغییر قوانین پردازش ویژگی را در هر مجموعه انتخاب ارائه شده به پاسخ‌دهنده فراهم می‌کند. علاوه بر این، این مقاله نقش بیش از یک عامل را در تعیین نقش ترجیحات هر عامل (در اینجا حمل‌کننده و فرستنده) به رسمیت می‌شناسد، که منجر به VTTS و VRG متفاوت برای هر مجموعه عامل می‌شود. این دو تأکید آخر، بسط‌های غیر بدیهی از روش برای در نظر گرفتن پردازش ویژگی هستند، زیرا ما به دنبال راه‌های بهبود یافته برای ادغام فرآیند و نتیجه در مطالعات انتخاب بیان شده هستیم.(منبع).