موانع و عوامل مؤثر: چگونه شرکتهای لجستیک میتوانند گذار به حمل و نقل جادهای باری برقی را مدیریت کنند
برقی کردن حمل و نقل جادهای بار میتواند تأثیر اقلیمی این بخش را به شدت کاهش دهد؛ با این حال، عدم قطعیتهای زیادی برای ایجاد یک گذار در مقیاس بزرگ، به ویژه برای شرکتهای لجستیک، وجود دارد. در پاسخ، هدف این مقاله شناسایی و توصیف موانع گذار، و همچنین استراتژیهایی برای چگونگی مدیریت این موانع است. برای رسیدن به این هدف، یک مطالعه مصاحبهای به همراه دو کارگاه مکمل برای ثبت دیدگاههای بازیگران مرتبط انجام شد. موانع برقیسازی در چهار حوزه جداگانه دستهبندی میشوند: موانع عملی و فناوری، موانع مالی، موانع نهادی و موانع اجتماعی و فرهنگی. هزینه پایین و عملکرد لجستیکی بالا به عنوان مزایای رقابتی شرکتهای لجستیکی در نظر گرفته میشوند، اما انتظار میرود هنگام انجام این گذار به چالش کشیده شوند. ساختار فعلی زنجیره حمل و نقل نیز اوضاع را پیچیدهتر میکند: این زنجیره مبتنی بر معامله است و ریسکها و مزایا میتوانند در بخشهای مختلف آن رخ دهند. این یک مسئله است، زیرا بازیگری که مجبور به ریسکپذیری است، همیشه بازیگری نیست که بیشترین سود را میبرد. یک راه برای مدیریت این امر این است که بازیگران از طریق همکاریها، تعهدات بلندمدتتری ایجاد کنند. علاوه بر این، شروع به برقرسانی به زیرسیستمهایی که میتوان آنها را «بسته» و «ایستا» توصیف کرد، یعنی قابل پیشبینی و کنترل آسان، مانند حمل و نقل بین ترمینالها، میتواند مفید باشد. در انتهای دیگر طیف، زیرسیستمهایی که «باز» و «پویا» هستند، آنهایی هستند که برقرسانی به آنها دشوارتر است.
مقدمه
نیاز به کاهش تغییرات اقلیمی اکنون بیش از هر زمان دیگری مشهود است و اهداف پایداری ملی و بینالمللی نشان میدهد که این امر باید به سرعت اتفاق بیفتد (به عنوان مثال، سازمان ملل متحد، 2020). بخش حمل و نقل جادهای بار مسئول سهم قابل توجهی از انتشار گازهای گلخانهای است (10٪ در اتحادیه اروپا طبق EEA، 2019). علاوه بر این، کامیونهای باری نه تنها گازهای گلخانهای، بلکه آلایندههای هوا را نیز منتشر میکنند که بر مردم و محیط زیست تأثیر منفی میگذارد – چیزی که به ویژه در مناطق شهری اهمیت دارد (کمیسیون اروپا، 2018). انتظار میرود اثرات منفی موجود امروز به دلیل افزایش تقاضا برای حمل و نقل از طریق، به عنوان مثال، افزایش تجارت الکترونیک، در آینده افزایش یابد (İmre و همکاران، 2021). از این رو، نیاز به کاهش این اثرات منفی وجود دارد. برقی کردن حمل و نقل جادهای بار اغلب به عنوان یک راه حل بالقوه برای کاهش تأثیر این بخش و پتانسیل زیاد در مرحله استفاده در کاهش تغییرات اقلیمی، کاهش آلایندهها و افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برجسته شده است. اوکانل و همکاران (2023) هنگام مقایسه فناوریهای مختلف کامیون، دریافتند که کامیونهای برقی یکی از کمترین تأثیرات چرخه عمر را دارند. مطالعات قبلی نیز صرفهجویی زیادی در انتشار گازهای گلخانهای برای خودروهای برقی باتریدار (BEV) در مقایسه با کامیونهای معمولی نشان دادهاند (به عنوان مثال، آلپ و همکاران، 2022، شیفر و همکاران، 2021)، با این حال، یک جنبه مهم که باید در نظر گرفته شود، استفاده از ترکیب انرژی سبز مورد استفاده برای شارژ است، زیرا در غیر این صورت مزایای زیستمحیطی میتواند به شدت کاهش یابد. شیفر و همکاران (2021) نشان میدهند که هنگام استفاده از ترکیب انرژی تجدیدپذیر در مقایسه با ترکیب انرژی مبتنی بر فسیلی، صرفهجویی در انتشار گازهای گلخانهای از 96 درصد به 60 درصد کاهش مییابد.
در واقع، برقیسازی وسایل نقلیه باری حوزهای است که در طول دهه گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است (Gillström و همکاران، 2024) و پیشرفتهترین و پیادهسازیشدهترین فناوری، خودروهای برقی با شارژ ثابت است (Noll و همکاران، 2022). حتی با در نظر گرفتن پتانسیل زیستمحیطی، پیادهسازی در مقیاس بزرگ کند بوده است. یکی از موانع اصلی، نیاز به تغییر سیستمهای حملونقل است، زیرا ویژگیهای یک سیستم حملونقل برقی همیشه با ویژگیهای سیستمهای حملونقل فعلی مطابقت ندارد. به عنوان مثال، برد خودروهای برقی محدود است، زیرساخت شارژ توسعه نیافته است، شارژ خودروهای برقی در مقایسه با سوختگیری زمان زیادی میبرد، شارژ با توان خروجی به اندازه کافی بالا است و هزینه سرمایهگذاری برای خودروهای برقی بسیار بیشتر است. بزرگی و ارتباط خطرات و موانع نیز به نوع سیستم حمل و نقل یا نوع کامیونهای مورد نظر بستگی دارد. به عنوان مثال، مسئله برد محدود در مورد تحویل در شهرها، در مقایسه با حمل و نقل در مسافتهای طولانی، چندان مهم نیست. بنابراین، شرکتهای لجستیکی که مسئول تحویل هستند، باید هنگام برنامهریزی سیستم حمل و نقل خود، جنبههای جدید زیادی را در نظر بگیرند. علاوه بر این، انتظار میرود که شرکتهای لجستیکی تحویلهای خود را با عملکرد لجستیکی بالا (مثلاً پاسخگویی و قابلیت اطمینان) و با هزینه کم انجام دهند (Chow et al., 1994; Fugate et al., 2010; Irfani et al., 2019). با توجه به وضعیت فعلی فناوری، بسیاری از شرکتهای لجستیکی میترسند که گذار به خودروهای برقی (BEV) اثرات منفی بر عملکرد لجستیکی آنها داشته باشد (Schiffer et al., 2021).
در واقع، برای موفقیتآمیز بودن پیادهسازی BEVها، باید بر چالشهای متعددی غلبه کرد. چالشها یا موانع را میتوان به عنوان مکانیسمهایی توصیف کرد که به طور منفی بر پیادهسازی تأثیر میگذارند (می و همکاران، ۲۰۰۶). اولین گام در شناسایی استراتژیها برای غلبه بر آنها، شناسایی موانع و دستهبندی آنها برای ایجاد یک دیدگاه جامع و اطمینان از شناسایی مرتبطترین موارد است (بانیستر، ۲۰۰۵، نوردتوم و همکاران، ۲۰۱۵). بخش عمدهای از ادبیاتی که موانع برقیسازی حمل و نقل بار را هدف قرار میدهند، به جنبههای فناوری یا جنبههایی از نحوه عملکرد حمل و نقل در سناریوهای مختلف پرداختهاند (به عنوان مثال به جالر و همکاران، ۲۰۱۹، شیفر و والتر، ۲۰۱۸ مراجعه کنید). اگرچه این مهم است، اما نیاز به پرداختن به موانع در سطح سیستم حمل و نقل، همراه با دیدگاههای بازیگران در سیستم نیز وجود دارد. در نهایت، این بازیگران هستند که تغییر را هدایت میکنند و درک مسائل و الزامات آنها برای دستیابی به سیستمهای حمل و نقل پایدار ضروری است (شیفر و والتر، ۲۰۱۸). این امر به هدف این مقاله منجر میشود: شناسایی و توصیف موانع شرکتهای لجستیک و چگونگی مدیریت آنها در گذار به سیستمهای حمل و نقل بار برقی.
این مطالعه با روشن کردن موانع و استراتژیهایی برای مدیریت موانع اجرای موفقیتآمیز BEVها، به ادبیات موجود کمک میکند. این مطالعه با شناسایی موانع و دستهبندی آنها به موانع بر اساس شواهد تجربی و دادههای تجربی کیفی اولیه از بازیگران مرتبط، مطالعاتی مانند مطالعات لی و همکاران، 2022، ایمره و همکاران، 2021 و دالگرن و آمنبرگ (2022) را تکمیل میکند، چیزی که گیلستروم و همکاران (2024) به عنوان یک شکاف در ادبیات فعلی شناسایی کردند. علاوه بر این، این مطالعه به درک بیشتر سیستمهای حمل و نقل مختلف که از انواع مختلف کامیونها استفاده میکنند، کمک میکند و در نتیجه مسائل را در زمینههای مختلف برجسته میکند. بخش 2 به بررسی ادبیات مربوط به برقیسازی بار و موانع اجرای اقدامات حمل و نقل میپردازد. بخش 3 روشهای مورد استفاده را شرح میدهد. بخش 4 یافتههای تجربی را ارائه میدهد که به ویژگیهای سیستم حمل و نقل امروزی و تقاضاهای مطرح شده برای یک سیستم حمل و نقل برقی تقسیم میشوند. بخش 5 موانع مختلف را تجزیه و تحلیل میکند و استراتژیهایی را در مورد چگونگی مدیریت موانع پیشنهاد میدهد. بخش 6 نتیجهگیریها را ارائه میدهد.(منبع)