مفرد اسباب
مفرد کلمه “اسباب” در زبان فارسی، “سبب” است.
“اسباب” جمع است و به معنی وسایل، لوازم، عوامل، یا علل میباشد.
“سبب” مفرد آن است و به معنی عامل، علت، یا وسیلهی وقوع چیزی است.
برای مثال:
- اسبابکشی: یعنی جابجایی اسباب و اثاثیه (وسایل زندگی).
- اسباب بازی: یعنی وسیلهای که با آن بازی میکنند.
- اسباب دردسر: یعنی عواملی که باعث دردسر میشوند.
در مقابل:
- سبب خیر شد: یعنی عامل نیکوکاری یا خوبی شد.
- علت و سبب: دو کلمه نزدیک به هم که هر دو به معنی عامل یا دلیل هستند.
پس، اگر منظور شما “اسباب” به معنی لوازم و وسایل است، مفرد آن “سبب” است، اما در کاربرد روزمره، وقتی میگوییم “اسبابکشی”، منظورمان همان وسایل زندگی است و به ندرت از کلمه “سبب” به این معنی استفاده میکنیم.
امیدوارم این توضیح کافی باشد! 😊