قطع ارتباط مرکز شهر برای جلوگیری از ترافیک عبوری: ارزیابی پیشینی با تمرکز بر حمل و نقل بار

قطع ارتباط مرکز شهر برای جلوگیری از ترافیک عبوری: ارزیابی پیشینی با تمرکز بر حمل و نقل بار

مقامات دولتی در سراسر جهان علاقه فزاینده‌ای به اجرای اقداماتی با هدف جلوگیری از ترافیک در مراکز شهر و ایجاد مناطق بدون خودرو نشان داده‌اند. یکی از این ابتکارات اخیراً توسط شهر برگن پیشنهاد شده است که هدف آن منطقه‌بندی مرکز شهر به گونه‌ای است که در درازمدت، فقط وسایل نقلیه عمومی و اورژانسی بتوانند از آن عبور کنند. در حالی که منطقه‌بندی در درجه اول بر تحرک متمرکز است تا مرکز شهر را با کاهش ترافیک و پارکینگ برای ساکنان جذاب‌تر کند، اما تأثیرات آن بر تحویل بار در رابطه با قابلیت زندگی در شهر به طور کامل مورد بحث قرار نگرفته است. این مقاله پیامدهای این تصمیم منطقه‌بندی را بر حمل و نقل بار بررسی می‌کند و درک وسیع‌تری از تأثیر آن را از طریق استفاده از مدل‌های خوشه‌بندی و مسیریابی شرکت‌های حمل بار در سطح جامع به مقامات ارائه می‌دهد. تجزیه و تحلیل ما نشان می‌دهد که در کنار افزایش پیش‌بینی‌شده در کل رانندگی برای تحویل بار در سراسر شهر، افزایش ترافیک در خود مرکز شهر نیز وجود خواهد داشت که ممکن است مورد نظر یا انتظار نبوده باشد. به عنوان یک راه حل، ما تأثیر معرفی یک میکروهاب برای تجمیع و دوچرخه برای تحویل آخرین مایل را تجزیه و تحلیل می‌کنیم، سیاست دیگری که در حال حاضر توسط شهر در نظر گرفته شده است. مطالعه ما بر اهمیت ادغام حمل و نقل بار در فرآیندهای تصمیم‌گیری از مراحل اولیه، به جای برخورد با آن به عنوان یک نگرانی ثانویه نسبت به تحرک، تأکید می‌کند.

مقدمه

مقامات دولتی از اقدامات نظارتی برای افزایش کیفیت زندگی ساکنان خود استفاده می‌کنند. این اقدامات در درجه اول بر پرداختن به جنبه‌های کلیدی اجتماعی، از جمله ایمنی عمومی، حفاظت از محیط زیست و توسعه زیرساخت‌ها و حمل و نقل تمرکز دارند. یکی از این مقررات، ایجاد مناطق بدون خودرو و جلوگیری از ترافیک در مرکز شهر را ترویج می‌دهد که امکان ارتقای حمل و نقل عمومی و توسعه مناطق مناسب برای عابران پیاده را فراهم می‌کند. در حالی که ریشه این اقدامات به دهه‌های 1960 و 1970 برمی‌گردد (Nieuwenhuijsen و همکاران، 2019)، اخیراً توجه برنامه‌ریزان شهری را به خود جلب کرده است (Aumann و همکاران، 2023). به عنوان مثال، مقامات لیسبون یک دوره آزمایشی سه ماهه را در طول تابستان 2023 برای ممنوعیت رانندگی خودروها در مرکز شهر پیشنهاد کردند (شهرداری لیسبون، 2023). مثال دیگر در بارسلونا است، جایی که سیاست‌گذاران در سال ۲۰۱۶ مفهوم بلوک‌های بزرگ را به منظور حفظ مناطق داخلی خیابان‌ها برای عابران پیاده و دوچرخه‌سواران ایجاد کردند (Niewenhuijsen and Khreis, 2016). اگرچه این ابتکارات در جهت فراهم کردن فضای بیشتر برای عابران پیاده و بهبود زیست‌پذیری شهر است، اما اندازه‌گیری تأثیر کلی آنها همچنان یک تلاش چالش‌برانگیز برای مقامات است. به عنوان مثال، چندین کسب و کار در پاریس نگرانی‌های خود را در مورد ممنوعیت عبور ترافیک غیرضروری از مناطق مرکزی از سال ۲۰۲۴ مطرح کردند و تأکید کردند که این امر فعالیت‌های تجاری آنها را کاهش می‌دهد (O’Sullivan, 2022). همین امر در مادرید نیز گزارش شده است، جایی که چندین انجمن خرده‌فروشی ادعا کردند که مشاغل آنها تحت تأثیر سیاست ممنوعیت خودرو قرار گرفته است (O’Sullivan, 2019). اگرچه سیاست‌گذاران تازه انتخاب شده در آن زمان، که دستور کار سیاسی متفاوتی نسبت به سیاست‌گذاران قبلی داشتند، قصد داشتند این ممنوعیت را لغو کنند، ساکنان مادرید به این تصمیم واکنش نشان دادند و در نهایت مقامات را به ارزیابی مجدد درخواست خود سوق دادند (O’Sullivan, 2019). در نتیجه، این معضلات نشان می‌دهد که ماهیت بحث‌برانگیز چنین سیاست‌های محدودیت وسایل نقلیه، نیاز به انجام ارزیابی‌های کامل و پیشینی را برای دستیابی به بینش عمیق‌تر در مورد تأثیر کلی آنها ضروری می‌سازد. علاوه بر این، چنین ارزیابی‌هایی مقامات را قادر می‌سازد تا نه تنها تأثیرات بالقوه مقررات پیشنهادی خود را شناسایی و ابلاغ کنند، بلکه به طور فعال به هرگونه نگرانی که ممکن است مدت‌ها قبل از اجرای آنها ایجاد شود، رسیدگی کنند.

در این مطالعه، ما به بررسی یک اقدام نظارتی که توسط مقامات برگن، یک شهر کوچک قرون وسطایی در نروژ، برای قطع ارتباط مرکز شهر به منظور جلوگیری از ترافیک عبوری طراحی شده است، می‌پردازیم. مقامات تصمیم گرفته‌اند مرکز شهر را به سه منطقه ترافیکی مجزا تقسیم کنند و ترافیک را از یک منطقه به منطقه دیگر به سمت جاده‌های اصلی خارج از مرزهای مرکز شهر هدایت کنند. یکی از دلایل این تصمیم، شبکه چالش‌برانگیز برگن در منطقه مرکز شهر است، جایی که زیرساخت‌های حمل و نقل امروزی در اطراف کوچه‌های باریک سنتی که خیابان‌ها و سنگفرش‌ها را به هم متصل می‌کنند، ساخته شده است. ساختار و طرح قرون وسطایی شهر، موانعی را برای گسترش زیرساخت‌های جاده‌ای در مرکز شهر ایجاد می‌کند. در نتیجه، مقامات قصد دارند ترافیک درون شهری را به جاده‌های اصلی توسعه‌یافته واقع در خارج از منطقه مرکز شهر هدایت کنند. در این راستا، هدف کلی کاهش ترافیک مرکز شهر با ممنوع کردن ترافیک عبوری، به جز وسایل نقلیه عمومی و اورژانسی است. این قطع ارتباط، همراه با توپوگرافی برگن، منجر به ظهور یک منطقه بدون خودرو در هسته مرکز شهر نیز می‌شود.

اگرچه تصمیم قطع ارتباط در درجه اول بر تحرک متمرکز است، اما یکی از پیامدهای قابل توجه آن، تأثیر آن بر حمل و نقل بار شهری است که مدیریت آن در نتیجه افزایش جمعیت و تجارت اینترنتی، چالش برانگیزتر می‌شود. نیاز به تحویل سریع‌تر، تعداد اقلام کمتر در هر تحویل و شکست‌های بیشتر در تحویل، تعداد سفرهای مورد نیاز را افزایش می‌دهد. در حال حاضر، تحویل به ساختمان‌های مختلف مستلزم عبور ون‌های تحویل از مرکز شهر است. اعمال مناطق ترافیکی، وسایل نقلیه تحویل را مجبور می‌کند هر بار که نیاز به ورود به یک منطقه جدید دارند، در اطراف مرکز شهر حرکت کنند و مسافت کلی را افزایش دهند و در نتیجه تأثیرات آنها بر ترافیک و ازدحام را بدتر کنند. در حالی که پیش‌بینی می‌شود مسافت کلی تحت پوشش برای تحویل بار در نتیجه مناطق ترافیکی افزایش یابد، ممکن است مشخص نباشد که این امر منجر به افزایش مسافت رانندگی در مرکز شهر نیز خواهد شد. بنابراین، در این مقاله، تأثیر تصمیم منطقه‌بندی بر حمل و نقل بار در برگن را بررسی می‌کنیم و یک تحلیل پیشینی ارائه می‌دهیم تا مقامات را در دستیابی به درک جامع‌تری از تأثیرات کلی منطقه‌بندی آنها راهنمایی کنیم. علاوه بر این، ما اثرات بالقوه اجرای یک میکروهاب برای تجمیع و دوچرخه‌ها برای تحویل در آخرین مایل را ارزیابی می‌کنیم، که سیاست دیگری است که توسط مقامات محلی در دست بررسی است. معرفی یک میکروهاب با توجه به سیاست منطقه‌بندی ترافیک شهر، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، که می‌تواند به عنوان وسیله‌ای برای کاهش اثرات ناخواسته مقررات برنامه‌ریزی‌شده بر حمل و نقل بار در نظر گرفته شود.

سهم این مقاله دوگانه است. اول، ما تصمیم منطقه‌بندی مقامات در برگن برای جلوگیری از ترافیک عبوری در مرکز شهر را ارزیابی می‌کنیم، و اشاره می‌کنیم که نسخه‌های مشابه این سیاست اخیراً توجه قابل توجهی از سوی مقامات در سراسر جهان به خود جلب کرده‌اند، با تأکید ویژه بر تأثیر حمل و نقل بار بر زیست‌پذیری شهر، ضمن اینکه اثرات خواسته و ناخواسته بر مسافت طی شده با وسیله نقلیه را کمّی می‌کنیم. دوم، ما امکان‌سنجی مفهوم تحویل دوچرخه با ادغام میکروهاب را به عنوان یک راه حل بالقوه برای رسیدگی به چالش‌های ناشی از مناطق ترافیکی ارزیابی می‌کنیم.(منبع)