راهکارهای قابل اجرا توسط ادارات محلی برای بهبود لجستیک شهری
هدف این مقاله، گردآوری مجموعهای از راهکارها یا ابتکاراتی است که میتوانند توسط ادارات محلی به منظور بهبود تحویل بار در محیطهای شهری اجرا شوند. این بهبودها نه از دیدگاه شرکتهای لجستیک، بلکه از دیدگاه جوامع شهری و رابطه بین حمل و نقل بار و ترافیک عمومی شهری تعریف میشوند. تمام راهکارهای مورد بررسی در اینجا عمومی هستند، یعنی از قبل برای هر منطقه شهری مشخص مناسب هستند، اگرچه میزان مناسب بودن و نتایج مورد انتظار آنها به ویژگیهای خاص شهر بستگی دارد. راهکارها به موارد مربوط به زیرساختهای عمومی، مدیریت کاربری زمین، شرایط دسترسی، مدیریت ترافیک، اجرا و ترویج طبقهبندی میشوند.
مقدمه
علیرغم اهمیت جابجایی بار در حمایت از زندگی اقتصادی در مناطق شهری، اغلب دیده میشود که عملیات لجستیک شهری نقش ثانویهای در اولویتهای برنامهریزی شهری ایفا میکنند. به دلیل تکامل تحلیل زنجیره تأمین، توجه بیشتری به حمل و نقل بار در سطح بین شهری میشود، اما این توجه اساساً به عوامل هزینه اختصاص دارد که باید به منظور بهبود کارایی سیستم به حداقل برسند. با این حال، در داخل شهر عوامل ناملموس دیگری نیز وجود دارند که حمل و نقل و تحویل بار را محدود میکنند. لجستیک شهری به عنوان جابجایی کالاهایی تعریف شده است که تحت تأثیر ویژگیهای مرتبط با ترافیک و مورفولوژی شهری قرار میگیرند (توزیع پایدار، ۱۹۹۹). این عوامل اساساً ناشی از تضاد منافع بین شرکتهای حمل بار شهری و سایر ذینفعان درگیر در ترافیک شهری هستند (Robusté, 1999)، مانند رانندگان خودروهای سواری، اتوبوسها، ساکنان، عابران پیاده و غیره. نیازهای متضاد برای جابجاییهای روان، فضاهای پارکینگ، شرایط محیطی و غیره (Kitada, 1992) و همزمانی معمول ساعات اوج ترافیک (Thoma, 1995)، منبع دائمی برای ناکارآمدیها و نیاز به برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تشکیل میدهند. علاوه بر این، افزایش تقاضا برای انواع حمل و نقل در شهرهای متوسط تا بزرگ، این تضاد را تشدید میکند، به ویژه در مورد شهرهای اروپایی، که مراکز تاریخی شهرها معمولاً قادر به جذب سطوح بالای تقاضا برای حمل و نقل مسافر و بار نیستند.
راهکارهای ذکر شده در اینجا، ابزارهایی هستند که برای مدیریتهای محلی جهت برنامهریزی و عملکرد بهتر سیستمهای لجستیک شهری در دسترس هستند. لجستیک شهری اصطلاحی است که برای اشاره به مفاهیم و شیوههای خاص لجستیکی مربوط به تحویل در مناطق شهری شلوغ، حمل و نقل “آخرین مایل”، با مشکلات خاص مانند تأخیر ناشی از ازدحام، کمبود فضای پارکینگ، تعامل نزدیک با سایر کاربران جاده و غیره استفاده میشود. این اصطلاح به عنوان “فرآیندی برای بهینهسازی کامل فعالیتهای لجستیک و حمل و نقل توسط شرکتهای خصوصی در مناطق شهری با در نظر گرفتن محیط ترافیک، ازدحام ترافیک و مصرف انرژی در چارچوب اقتصاد بازار” تعریف میشود. (تانیگوچی و همکاران، ۲۰۰۱). این اصطلاح عمدتاً بر حمل و نقل کالا تمرکز دارد، اگرچه آلن اظهار میکند که تجزیه و تحلیلهای لجستیک شهری باید شامل وسایل نقلیه خدماتی (بازرسیها، نصب و راه اندازیها، خدمات فنی و موارد اضطراری) و سایر کاربردهای تجاری (نمایندگیهای فروش، خودروهای شرکتی: آلن و همکاران، ۲۰۰۰) نیز باشد. در هر صورت، استفاده از این راهحلها برای رسیدگی به مسائل لجستیک شهری لزوماً به معنای مزایای بیشتر برای شرکتهای لجستیکی نیست، بلکه تلاشی برای تنظیم و مدیریت بهتر تحویل بار در مناطق شهری است. هدف نهایی، کاهش تضاد بین منافع شرکتهای لجستیکی و سایر گروههای ذینفع درگیر در حمل و نقل شهری است.(منبع).