اکتساب دادههای خاص ذینفعان و ارزیابی سیاست حمل و نقل شهری: شواهد، پیامدها و پیشنهادهای جدید
شهرها، که با منابع کمیاب مشخص میشوند و با درخواستهای فزاینده شهروندان برای محیطهای زیستپذیرتر و جذابتر مواجه هستند، نیاز به تعریف و اجرای مداخلات سیاستی کارآمدتر در حمل و نقل بار شهری دارند. انجام یک ارزیابی عمیق و از پیش تعیینشده از سیاستها از نظر استراتژیک مرتبط است. هدف این مقاله بررسی ارتباط، نیازها و پیامدهای فرآیند جمعآوری دادهها با ترکیب یک بررسی متمرکز با یک مطالعه تحقیقاتی اصیل است. این مقاله پنج دسته از رویکردهای روششناختی اتخاذ شده برای اهداف ارزیابی سیاست را با تمرکز صریح بر روش ترجیح بیانشده با توجه به ویژگی و استحکام رفتاری آن، به طور انتقادی مقایسه میکند. این بررسی، با پیروی از یک رویه سیستماتیک که در آن کیفیت علمی با ارتباط و پوشش تکمیل میشود، تنوع بالایی را در سطح پیچیدگی جمعآوری دادهها برجسته میکند. در حالی که یک رویکرد خاص ذینفع در تمام مواردی که مقامات محلی میخواهند ابزارهای سیاستی متمایزی را برای هر ذینفع اتخاذ کنند، طبیعی به نظر میرسد، این امر زمانی نیز مورد نیاز است که سیاستهای همگن تأثیرگذار بر ذینفعان مختلف آزمایش شوند. جمعآوری دادههای خاص ذینفع به ایجاد طرحهای تجربی متعدد تبدیل میشود که به صراحت برای هر ذینفع در نظر گرفته شده، در نظر گرفته شدهاند. یک مطالعه موردی، که با هدف مقایسه دو استراتژی جایگزین برای کسب دادهها انجام شده است، معیاری کمی از انحرافات بالقوه در ارزیابی سیاستها به دلیل اتخاذ رویکرد عمومی ذینفعان ارائه میدهد. نتایج، از نظر معیارهای تمایل به پرداخت، نشان میدهد که یک رویکرد خاص ذینفعان نه تنها در هنگام مدلسازی، بلکه در فرآیند کسب دادهها نیز مورد نیاز است.
مقدمه
حمل و نقل بار شهری کارآمد و پایدار (UFT) برای توسعه شهر اساسی است. این امر از سبک زندگی شهری پشتیبانی میکند، رقابتپذیری صنعت را ارتقا میدهد، فعالیتهای صنعتی و تجاری با ارزش بالا را جذب و به حفظ آنها کمک میکند (Anderson, Allen, & Browne, Citation2005). با این حال، همزمان، اثرات منفی نیز بر سایر عملکردهای حیاتی شهری (مانند کاهش دسترسی، کاهش جذابیت منطقه شهری و غیره) ایجاد میکند. نمونههای خاصی از اثرات منفی ناشی از UFT عبارتند از: آلودگی هوا و صدا، ایمنی ترافیک، افزایش طول و کاهش قابلیت اطمینان تحویل و حمل و نقل مسافر (Macharis & Melo, Citation2011). تعریف UFT معمولاً شامل جابجایی کالاهای تولید شده توسط مشاغل محلی، تحویل و جمعآوری کالاهای نهایی و واسطهای، پست و زباله است. افزایش تحویلهای سفارشی، شهرها را به تدریج به سیستمهای حمل و نقل وابستهتر کرده است. علاوه بر این، UFT با ناهمگونی ذاتی و بالایی مشخص میشود. همچنین در یک شهر واحد، زمان تحویل، اندازه محموله، فراوانی محموله، کیفیت خدمات ممکن است برای هر بخش تجاری، زیربخش یا حتی زنجیره توزیع به شدت متفاوت باشد. با اطمینان میتوان گفت که UFT به دلیل ماهیت تقاضای مشتق شده خدمات حمل و نقل شهری که مختص هر اقتصاد شهری است، ناهمگن و پیچیده است که معمولاً با وزن متفاوت بخشهای مختلف اقتصادی موجود مشخص میشود.
به همین ترتیب، شباهتهایی نیز بین زنجیرههای لجستیک شهری مختلف وجود دارد. در میان این موارد، مرتبطترینها عبارتند از: خردهفروشی مستقل و بخش غیررسمی، خردهفروشی زنجیرهای و بخشهای تجاری، بازارهای مواد غذایی، حمل و نقل بستهها و خدمات اکسپرس و تحویل درب منزل (Dablanc, Citation2011).
ذینفعان مختلفی درگیر هستند. آنها با هم تعامل دارند، رقابت میکنند و گاهی اوقات همکاری میکنند. هر ذینفع اغلب اهداف متضاد خود را دارد (Quak, Citation2011). تعریف، استقرار و ایجاد راهحلهای نوآورانه قابل قبول که بتوانند همزمان کارایی کالاهای شهری را افزایش دهند، اثرات زیستمحیطی آنها را کاهش دهند و پایداری مالی خود را تضمین کنند، دشوار است. این امر حتی در هنگام پیگیری پایداری میانمدت/بلندمدت در غیاب بودجه عمومی اختصاصی، صادقتر است. باید اذعان کرد که پایداری/ناپایداری UFT اغلب به ذینفعان خاص درگیر و درک آنها از فعالیت/نقش خود بستگی دارد. پیچیدگی شرح داده شده اغلب زمانی تشدید میشود که یک راهحل ممکن از دیدگاه یک ذینفع، نشان دهنده یک مشکل جدید و غیرقابل حل از دیدگاه ذینفع دیگر باشد.
سیاستگذاران محلی، که تحت محدودیت انتخاب مجدد فعالیت میکنند (Marcucci, Marini, & Ticchi, Citation2005)، که مجبورند با این چارچوب پیچیده که توسط ذینفعان ناهمگن پر شده است، سر و کار داشته باشند، هنگام تصور، تعریف و تلاش برای اجرای سیاستهای مداخلهای جدید با وظیفهای دلهرهآور روبرو هستند. در واقع، این سیاستها باید همزمان هم در پیگیری اهداف اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مؤثر باشند و هم توسط اکثر ذینفعان قابل قبول باشند. با توجه به این شرایط، انجام یک ارزیابی عمیق و پیشینی از سیاستها با هدف پیشبینی اثرات احتمالی بر ذینفعان مختلف تحت تأثیر، از نظر استراتژیک مرتبط میشود. این امر برای پیشبینی واکنشهای احتمالی به مداخلهای که سیاستگذاران میخواهند معرفی کنند، اساسی است.
ارزیابی سیاست مبتنی بر داده و مبتنی بر روشهای کمی، به تدریج جایگاه غالبی را در این حوزه به دست میآورد. این امر هم به دلیل ارزیابی پیشین و پسین که این رویکرد به طور مداوم در دسترس قرار میدهد و هم به دلیل قابلیتهای ارزیابی سناریوی تحلیلی آن است. نیاز همزمان به بررسی کافی ناهمگونی دادهها و ذینفعان، تمرکز مشترک و صریح بر استراتژیهای کسب دادهها و ذینفعان خاص درگیر را توجیه میکند. در حالی که کسب دادههای مختص ذینفعان در تمام مواردی که مقامات محلی میخواهند ابزارهای سیاستی متمایزی را برای زیرمجموعههای جایگزین ذینفعان اتخاذ کنند، طبیعی به نظر میرسد، این امر همچنین زمانی که سیاستهای همگنی که بر ذینفعان مختلف تأثیر میگذارند، اجرا میشوند، مورد نیاز است زیرا به ارزیابی تأثیرات مختلف بر ذینفعان ناهمگن کمک میکند. این نکته آخر میتواند از اهمیت حیاتی برخوردار باشد.
هدف این مقاله بررسی ارتباط، نیازها و پیامدهای فرآیند جمعآوری دادهها در حوزه ارزیابی سیاست UFT با ترکیب یک بررسی متمرکز با یک مطالعه تحقیقاتی اصلی است. این مقاله به بررسی مقالات اخیری میپردازد که روشهای جایگزین را برای مقابله با ارزیابی سیاست پیشین اتخاذ کردهاند. علاوه بر این، یک مطالعه موردی توضیحی را گزارش میدهد که پیامدهای سیاستی رویکردهای جایگزین جمعآوری دادهها را در یک چارچوب ترجیح بیانشده (SP) نشان میدهد که نشاندهنده رویکرد روششناختی متداول در مطالعه تأثیرات سیاستهای رفتاری است. تا آنجا که ما میدانیم، مثال پیشنهادی، که در آن یک طراحی کارآمد چند مرحلهای خاص ذینفع توسعه داده شده است، یک نوآوری در این زمینه محسوب میشود. علاوه بر این، مقایسه سیستماتیک بین یک فرآیند جمعآوری دادههای عمومی ذینفع و یک فرآیند جمعآوری دادههای خاص ذینفع، ارتباط عملی موضوع مطرح شده را نشان میدهد و معیاری کمی از تحریفات بالقوه در ارزیابی سیاست ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد که هنگام اتخاذ یک رویکرد عمومی ذینفع، هیچ مدلسازی دادهای نمیتواند اطلاعات ارزشمندی را در مورد تأثیر رفتاری مداخلات سیاستی جایگزین که یک فرآیند جمعآوری دادههای عمومی ذینفع میتوانست تضمین کند، بازیابی کند.
این مقاله به شرح زیر ساختار یافته است. بخش 2 روشی را که برای انتخاب متون مرتبط با UFT به طور خاص در رابطه با روشهای ارزیابی سیاست استفاده شده است، شرح میدهد و رویههای مربوط به جمعآوری دادهها را مورد بحث قرار میدهد. مطالعه موردی SP در بخش 3 نشان داده شده است. در اینجا، دو استراتژی جایگزین جمعآوری دادهها مورد بحث قرار میگیرد. پیامدهای سیاستی جایگزین آنها با مقایسه نتایج اقتصادسنجی به دست آمده نشان داده میشود. بخش 4 نتیجهگیری را ارائه میدهد.(منبع).