یک چارچوب ارزیابی برای پشتیبانی از تصمیم‌گیری جمعی در مورد حمل و نقل بار شهری

یک چارچوب ارزیابی برای پشتیبانی از تصمیم‌گیری جمعی در مورد حمل و نقل بار شهری

این مقاله چارچوبی را پیشنهاد می‌کند که از جمع‌آوری و طبقه‌بندی اطلاعات در مورد ویژگی‌های یک شهر مرتبط با حمل و نقل بار شهری (UFT) پشتیبانی می‌کند. این اطلاعات در چارچوبی از 28 لایه مختلف سازماندهی می‌شوند که سپس در یک ابزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) ذخیره می‌شوند تا بازیابی کارآمد داده‌ها و نمایش گرافیکی مؤثر اطلاعات را امکان‌پذیر سازند. بنابراین، ابزار GIS حاصل، یک سیستم پشتیبانی تصمیم‌گیری برای مسائل UFT را ارائه می‌دهد و طیف گسترده‌ای از اطلاعات آسان برای درک را در اختیار تصمیم‌گیرندگان و ذینفعان قرار می‌دهد که هدف آن پشتیبانی از شناسایی و ارزیابی اولیه راه‌حل‌های UFT است. علاوه بر این، با ارائه مجموعه‌ای استاندارد از ویژگی‌ها و منابع اطلاعاتی، این چارچوب امکان مقایسه شهرهای مختلف را فراهم می‌کند. برای نشان دادن مزایا، آزمایش‌های نمونه اولیه در مقیاس واقعی بر اساس این چارچوب در دو شهر متوسط ​​اروپایی انجام شده است: برگامو (شمال ایتالیا) و لوکزامبورگ. برای هر دو شهر، داده‌ها عمدتاً از منابع عمومی در دسترس جمع‌آوری و بر اساس چارچوب سازماندهی شدند. داده‌ها و اطلاعات جمع‌آوری‌شده با همکاری ذینفعان برای شناسایی اولویت‌های مداخله و ارزیابی راه‌حل‌های جایگزین UFT استفاده شده‌اند. کاربردهای در مقیاس واقعی، قابلیت استفاده و اثربخشی چارچوب را در مشارکت ذینفعان تأیید کرده و از فرآیند پیش‌بینی راه‌حل‌های مشترک UFT پشتیبانی می‌کنند.

مقدمه

حمل و نقل بار شهری (UFT) یکی از موضوعات اصلی تحقیقاتی در زمینه حمل و نقل بار است (ER-TRAC 2014)، زیرا یکی از راه‌های پیشنهادی اتحادیه اروپا برای افزایش پایداری و قابلیت زندگی در مناطق شهری است (EC 2011). امروزه راه‌حل‌های زیادی برای کاهش اثرات منفی فعالیت‌های لجستیکی در بافت‌های شهری (مانند ازدحام، آلودگی هوا و سر و صدا) در دسترس است و به لطف نرخ‌های فعلی توسعه فناوری، تعداد آنها هر روز در حال افزایش است. راه‌حل‌هایی که می‌توان در مقالات یافت، از مقررات (مانند محدودیت‌های دسترسی) تا تغییرات زمانی (مانند تحویل در ساعات غیرکاری)؛ از تغییرات در فناوری حمل و نقل (مانند وسایل نقلیه الکتریکی، تغییرات کیفی) تا تغییرات در زنجیره‌های تأمین (مانند مراکز تجمیع و توزیع شهری، نقاط تحویل بسته‌ها) متفاوت است – Ambrosini, Routhier (2004)؛ Rus-so, Comi (2011)؛ Cherrett و همکاران (2012)؛ بنجلون و همکاران (۲۰۱۰). بر اساس پایگاه‌های داده پروژه‌های DORO-THY (پینو و همکاران ۲۰۱۴) و CIVITAS (ون رویجن، کواک ۲۰۱۴)، راه‌حل‌هایی که کاربرد بیشتری داشته‌اند، به شش نوع طبقه‌بندی تعلق دارند: تجمیع بار، تغییر نوع حمل و نقل، محدودیت‌های دسترسی، اخذ عوارض و استانداردهای زیست‌محیطی، استفاده از خطوط و فضا، سوخت‌ها/وسایل نقلیه جایگزین، راه‌حل‌های B2C. اگرچه بسیاری از راه‌حل‌های فوق کاملاً تجمیع شده‌اند، اما کاربرد آنها اغلب ناموفق است.

یک بررسی سیستماتیک اخیر در این زمینه (La-gorio و همکاران، ۲۰۱۶) نشان می‌دهد که دلایل اصلی این شکست‌ها ناشی از مشکلات در بازیابی داده‌ها (Cher-rett و همکاران، ۲۰۱۲)، مقررات ناهموار، عدم اجرای قوانین، سیاست‌های منسوخ (Muñuzuri و همکاران، ۲۰۱۲) و عدم هماهنگی بین مقررات شهرهای همسایه (Quak, De Koster، ۲۰۰۷) است. با این حال، عدم مشارکت ذینفعان – به ویژه در مراحل اولیه فرآیند تصمیم‌گیری در مورد UFT – به عنوان منبع اصلی شکست در نظر گرفته می‌شود.

پروژه‌های UFT شامل طیف وسیعی از ذینفعان (یعنی تاجران، حمل‌کنندگان، پیک‌های سنتی، شرکت‌های حمل‌ونقل نوآورانه و «سبز») هستند که معمولاً منافع متضادی دارند (Lindawati et al. 2014). حتی زمانی که همه ذینفعان مربوطه درگیر هستند و منافع آنها همسو است، ذینفعان ممکن است تمام اطلاعات یا مهارت‌های صحیح را برای درک ماهیت و پیچیدگی مشکلات UFT نداشته باشند و اغلب جنبه‌های اساسی را نادیده می‌گیرند (Lindholm, Behrends 2012). علاوه بر این، مشارکت ذینفعان نیاز به یک دیدگاه بلندمدت، زمان و تلاش برای حفظ علاقه و تعهد دارد و تشکیل گروه‌های کاری اغلب با موانع و مشکلاتی همراه است (Lindholm 2014; Witkowski, Kiba-Janiak 2014). جای تعجب نیست که با وجود حضور همه ذینفعان لازم، بسیاری از ابتکارات UFT فراتر از مرحله آزمایش نمی‌روند.

برای غلبه بر این مسائل، رویکردهای متعددی در رابطه با مدیریت ذینفعان پیشنهاد شده است، به عنوان مثال، تحلیل چندمعیاره چندعاملی – MAMCA (ماچا-ریس و همکاران، ۲۰۱۴؛ گاتا، مارکوچی، ۲۰۱۴) با هدف ارزیابی نظرات ذینفعان مختلف در مراحل اولیه فرآیند تصمیم‌گیری. با این حال، اگرچه این روش‌ها سعی در ایجاد پل و مصالحه بین منافع ذینفعان مختلف دارند، اما ممکن است در جلب مشارکت واقعی ذینفعان، یعنی سوق دادن ذینفعان به سمت نگرشی پیشگیرانه و حمایتی، کوتاهی کنند. در نتیجه، هدف این کار جایگزینی چنین روش‌هایی نیست، بلکه تکمیل آنها با یک چارچوب و ابزار بصری است که برای اطلاع‌رسانی به تصمیم‌گیرندگان و تسهیل مشارکت اولیه ذینفعان در پروژه‌های UFT طراحی شده است.

این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: ابتدا، ساختار و منابع اطلاعاتی چارچوب پیشنهادی را شرح می‌دهیم و روشی را ارائه می‌دهیم که می‌تواند در مطالعات دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرد. پس از آن، نتایج کاربرد چارچوب و ابزار مرتبط را در دو شهر برگامو (ایتالیا) و لوکزامبورگ ارائه می‌دهیم. در نهایت، نتیجه‌گیری‌های اصلی و پیشرفت‌های آینده ناشی از مطالعه خود را ترسیم می‌کنیم.(منبع).

Call Now Button