چه اتفاقی برای راننده افتاد؟ پیامدهای برقی‌سازی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون بر رانندگان کامیون و تاکسی

چه اتفاقی برای راننده افتاد؟ پیامدهای برقی‌سازی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون بر رانندگان کامیون و تاکسی

برقی‌سازی، دیجیتالی‌سازی و اتوماسیون سه روندی هستند که گذار به سمت کم کربن در بخش حمل و نقل را هدایت می‌کنند. برای اینکه این گذار عادلانه باشد، ضروری است که اطمینان حاصل شود افراد تحت تأثیر این روندها، تغییراتی را که ایجاد می‌کنند، قابل قبول و منصفانه می‌دانند. با این حال، توسعه سیاست‌های حمل و نقل عمدتاً توسط متخصصان هدایت می‌شود. برای بررسی گذارهای عادلانه در زمینه برقی‌سازی، دیجیتالی‌سازی و اتوماسیون حمل و نقل، ما از سوئد به عنوان موردی برای تجزیه و تحلیل چگونگی درک رانندگان تاکسی و کامیون از پیامدهای این روندها بر شش جنبه از کیفیت زندگی کاری خود استفاده می‌کنیم: الزامات مهارتی، سازماندهی کار، امنیت شغلی، هویت، ایمنی و سلامت. ما همچنین بررسی می‌کنیم که چگونه این برداشت‌ها در ابعاد سنی، جنسیتی و جغرافیایی متفاوت است. ما چندین چالش درک شده مربوط به الزامات مهارتی و هویت را یافتیم، اگرچه رانندگان همچنین پتانسیل این روندها را برای بهبود محیط کار، ایمنی و عملکرد خود می‌بینند. با این حال، این مزایای بالقوه بدیهی تلقی نمی‌شوند. پیامدهای درک شده همچنین ممکن است بی‌عدالتی‌های توزیعی، رویه‌ای و شناختی بالقوه را افزایش دهد، به عنوان مثال در مورد هزینه‌های آموزش مجدد مهارت، استقلال رانندگان و به رسمیت شناختن دانش رانندگان. ما نتیجه می‌گیریم که این فناوری‌ها می‌توانند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشند، و این ترتیبات نهادی، فرآیندهای اجتماعی و تغییرات گسترده‌تر اجتماعی و صنعتی است که باعث می‌شود کارگران حمل و نقل آینده خود را در این بخش زیر سوال ببرند. گنجاندن بینش رانندگان در تصمیم‌گیری می‌تواند کیفیت زندگی کاری و رفاه رانندگان را افزایش دهد و در عین حال کرامت آنها را حفظ کند.

مقدمه

انتظار می‌رود سه روند نوظهور، گذار به سمت مصرف کم کربن در بخش حمل و نقل را هدایت کنند: برقی‌سازی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون [1،2]. این روندها نه تنها با معرفی فناوری‌های جدید مرتبط هستند، بلکه با فرآیند تثبیت اجتماعی نیز مرتبط هستند که از طریق آن جامعه برای سازگاری و پذیرش فناوری‌های جدید تغییر شکل می‌دهد [3]. به عنوان نمونه‌هایی از تغییرات اجتماعی-ساختاری، گذار به سمت مصرف کم کربن، به عنوان امری مورد مناقشه شناخته می‌شود. این گذارها می‌توانند به عنوان امری ناعادلانه تلقی شوند، سیاسی شوند و شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر و تشدید کنند [[4]، [5]، [6]].

روندهای اجتماعی-اقتصادی، از جمله پیشرفت‌های تکنولوژیکی و تغییرات اقلیمی، تأثیرات عمیقی بر تجربیات روزمره کارگران دارند [7]. اگرچه توزیع عادلانه تأثیرات مثبت و منفی برای یک گذار عادلانه کلیدی است، اما کافی نیست. یک گذار عادلانه باید در هر سه بُعد عدالت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد: عدالت توزیعی، یعنی توزیع مزایا، هزینه‌ها و خطرات گذار در سراسر جامعه؛ عدالت رویه‌ای، که به مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌گیری اشاره دارد؛ و عدالت به رسمیت شناختن، یعنی احترام برابر به همه، از جمله به رسمیت شناختن فردیت، زمینه اجتماعی و تاریخ [8،9]. یک جنبه کلیدی در اینجا نیز گنجاندن انواع مختلف دانش در شکل‌دهی به گذارها است [10].

گروه‌های اجتماعی مختلف نیز هنگام شکل‌دهی به سیاست‌ها و فرآیندهای حاکم بر این روندهای نوظهور، صداهای متفاوتی دارند. نحوه‌ی به رسمیت شناخته شدن و گنجانده شدن این صداها، عدالت و برابری گذارهای کم‌کربن را تعیین می‌کند [5]. تاکنون ادبیات مربوط به گذارهای پایداری توجه کمی به نقش کارگران در این گذارها داشته است [11]. درک پیامدهای برقی‌سازی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون برای کارگران حمل و نقل ضروری است تا اطمینان حاصل شود که کسانی که تحت تأثیر این تغییرات قرار می‌گیرند، آنها را قابل قبول و منصفانه می‌دانند، یعنی گذار عادلانه خواهد بود.

مفهوم گذار عادلانه توسط سازمان‌های کارگری برای برجسته کردن نیاز به تکمیل اقدامات زیست‌محیطی و اقلیمی با حمایت‌های اجتماعی، اجازه دادن به منافع کارگران برای هدایت گذارهای پایدار و مشارکت دادن کارگران در طراحی گذار استفاده شده است [12]. با این حال، در گذار کم کربن حمل و نقل در سوئد، مطالعه موردی ما، بین تحولات سیاست اقلیمی اتحادیه‌ها در سطح ملی و مشارکت اعضا، گسستگی وجود دارد [13]. علاوه بر این، برنامه‌ریزی و توسعه سیاست حمل و نقل عمدتاً توسط متخصصان هدایت می‌شود [14]. برای یک گذار عادلانه، به این معنا، نیاز به درک و شناخت بهتر نگرانی‌ها و آرمان‌های کارگران حمل و نقل وجود دارد.

برای بررسی گذارهای عادلانه در زمینه برقی‌سازی حمل و نقل، دیجیتالی شدن و اتوماسیون، این مقاله از ادبیات مربوط به کیفیت زندگی کاری استفاده می‌کند که رضایت کارگران از شغلشان را بررسی می‌کند [15]، از جمله جنبه‌های عینی و ذهنی [16]. این تحقیق که بر اساس این ادبیات انجام شده است، بر شش دسته کلی تمرکز دارد که به عناصر عینی و ذهنی زندگی کاری می‌پردازد. این عناصر شامل الزامات مهارتی، سازماندهی کار، امنیت شغلی، هویت، ایمنی و سلامت است [7،15]. توجه به این نکته مهم است که کارگران یک گروه همگن نیستند و متغیرهایی مانند جنسیت، سن و جغرافیا می‌توانند به طرق مختلف بر رفاه آنها در محل کار تأثیر بگذارند [17،18].

در این زمینه، هدف ما پرداختن به شکاف دانش شناسایی‌شده با بررسی پیامدهای برقی‌سازی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون برای رانندگان کامیون و تاکسی و ارزیابی چگونگی تغییر این موارد بر اساس جنسیت، سن و جغرافیا است. برای تشخیص نیاز به گنجاندن ارزیابی‌های خود کارگران از شغلشان [19]، از روش‌های کیفی، از جمله مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با رانندگان و کارگاهی با نمایندگان اتحادیه، برای کمک به شناسایی الگوهای برداشت‌های رایج از پیامدهای گذار برای کارگران حمل‌ونقل استفاده می‌کنیم.

ما به دلیل رهبری دیرینه سوئد در سیاست‌های اقلیمی [20] که امروزه در جاه‌طلبی آن برای تبدیل شدن به اولین جامعه رفاهی بدون سوخت فسیلی در جهان [21] بیان می‌شود، از آن به عنوان یک مطالعه موردی استفاده می‌کنیم. همچنین علاقه زیادی در بین اتحادیه‌های کارگری در سوئد برای مشارکت فعال در زمینه کربن‌زدایی وجود دارد [22،23]. علاوه بر این، آخرین طرح اقدام اقلیمی سوئد – گزارشی که دولت سوئد باید یک سال پس از انتخابات طبق قانون اقلیمی سوئد (SFS 2017:720) ارائه دهد – قاطعانه عدالت و پذیرش را به عنوان یکی از “سه شرط اساسی که زمینه‌ساز سیاست اقلیمی فعلی است” به رسمیت می‌شناسد [21، صفحه 10]. با این حال، شورای سیاست اقلیمی سوئد تأکید کرده است که این طرح فاقد تجزیه و تحلیل تأثیرات سیاست‌های اقلیمی بر گروه‌های مختلف جامعه و همچنین اقدامات سیاسی مشخص برای دستیابی به یک گذار عادلانه است [25]. در حالی که سیاست اقلیمی سوئد در عمل ملاحظات بسیار محدودی در مورد عدالت دارد، طرح اقدام به وضوح جاه‌طلبی اقلیمی را با یک سیاست اجتماعی مترقی مداوم مرتبط می‌کند و انگیزه انتخاب سوئد را به عنوان موردی که اقدامات اقلیمی و ملاحظات عدالت را متعادل می‌کند، ایجاد می‌کند.

در این مقاله، هدف ما بررسی سوالات زیر است.

سوال تحقیق ۱ کارگران حمل و نقل چگونه تأثیر برق‌رسانی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون را بر زندگی کاری خود درک می‌کنند؟
سوال تحقیق ۲ تأثیرات درک شده از برق‌رسانی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون بر کارگران حمل و نقل چگونه بر اساس جنسیت، سن و جغرافیا متفاوت است؟
سوال تحقیق ۳ چه نوع تنش‌هایی ممکن است بین سیستم‌های حمل و نقل تجاری فعلی مسافر و کالا و تحولات در برق‌رسانی، دیجیتالی شدن و اتوماسیون ایجاد شود؟

از طریق این سؤالات، هدف ما پیوند دادن ادبیات مربوط به گذار کم کربن در بخش حمل و نقل با ادبیات مربوط به کیفیت زندگی کاری و گذارهای عادلانه است. در واقع، مطالعات مربوط به پیامدهای کربن‌زدایی برای کارگران تاکنون بر سطوح اشتغال [26،27] به جای کیفیت زندگی کاری متمرکز بوده‌اند و عمدتاً بر صنعت سوخت‌های فسیلی، مثلاً [28،29]، متمرکز بوده‌اند. علاوه بر این، تأثیرات اجتماعی و فرهنگی گذار، به عنوان مثال، نحوه مذاکره مجدد مردم در مورد ارزش‌های ناملموس، مانند هویت‌های اجتماعی و فرهنگی، نیز به استثنای صنعت زغال سنگ [30] کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

ادامه این مقاله به شرح زیر ساختار یافته است. بخش 2 پیشینه را ارائه می‌دهد و ادبیات مربوطه را خلاصه می‌کند. بخش 3 روش‌ها و رویکرد تحلیلی مورد استفاده در مطالعه ما را شرح می‌دهد. بخش 4 نتایج مربوط به پیامدهای قابل توجه درک شده از روندهای کربن‌زدایی بر کارگران حمل و نقل را ارائه می‌دهد و پس از آن در بخش 5 بحثی ارائه می‌شود. در نهایت، بخش 6 توصیه‌های سیاستی و اظهارات پایانی را ارائه می‌دهد.(منبع).

Call Now Button