چارچوبی برای افزایش بهره وری وسایل نقلیه تجاری الکتریکی در حمل و نقل بار شهری
وسایل نقلیه الکتریکی (EVs) انتشار صدا، آلایندههای هوا و گازهای گلخانهای را کاهش میدهند. حمل و نقل جاده ای بار در کلان شهرها در ناوگان شرکتها، خودروهای الکتریکی از هم جدا میشوند تحرک ناشی از کمبود سوخت فسیلی و افزایش قریب الوقوع قیمت سوخت. با وجود اینها پتانسیل های امیدوارکننده، خودروهای تجاری الکتریکی تنها 0.09 درصد از کل سهم را داشتند وسایل نقلیه تجاری در آلمان تا 1 ژانویه 2013. ادبیات موضوع اصلی را نشان می دهد مانع استفاده انبوه، قیمت بالای خرید است، زیرا سودآوری در نظر گرفته می شود مهمترین عامل تقریباً همه شرکتها. یک مطالعه چند موردی با 15 مورد آلمانی برای تجزیه و تحلیل چگونگی شرکت ها انجام شد در حال حاضر وسایل نقلیه الکتریکی را برای وظایف حمل و نقل بار شهری مستقر کرده است. استراتژی ها چگونه سودآوری بدست آمده تجزیه و تحلیل و خوشه بندی شدند. این مطالعه نشان می دهد که مستقیم جایگزینی وسایل نقلیه معمولی با خودروهای برقی به طور کامل از نقاط قوت استفاده نمی کند EVs چارچوبی برای دسته بندی استراتژی های موفق معرفی شده است بهره وری وسایل نقلیه: کاهش دارایی های سرمایه ای مورد نیاز برای خرید EV روشن سمت ورودی منجر به استفاده کارآمدتر از منابع می شود. در سمت خروجی بیشتر اثربخشی از طریق سازگاری فرآیند برای افزایش مسافت پیموده شده خودروهای الکتریکی به دست می آید. ارتباطات، برای سرمایه گذاری بر تصویر پایدار خودروهای برقی؛ و تازه فهمیدن فرصت های تجاری ناشی از امتیازات نظارتی مکانی یا زمانی.
مقدمه
پیشبینیها از ترافیک حمل و نقل جادهای تجاری شهری آلمان و میزان انتشار گازهای گلخانهای آن، به طور هماهنگ افزایش را پیشبینی میکنند (ITP BVU, 2007; Knörr et al., 2011). افزایش تعداد وسایل نقلیه تجاری برقی به ویژه برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای در مناطق شهری مهم است، زیرا وسایل نقلیه تجاری در سال ۲۰۱۰ حدود ۵۰٪ از ترافیک شهری و ۸۰٪ از انتشار گازهای گلخانهای آن را در آلمان به خود اختصاص دادهاند (Wermuth, 2012). علاوه بر این، کاهش بالقوه سر و صدا و آلودگی هوا توسط وسایل نقلیه تجاری برقی قابل توجه است: در حالی که وسایل نقلیه تجاری با اندازه متوسط بین ۳.۵ تا ۱۲ تن، ۱۹۹ برابر بیشتر از یک ماشین سواری مرجع، دی اکسید نیتروژن منتشر میکنند (Verbeek et al., 2011)، خودروهای برقی آنها بدون انتشار گازهای گلخانهای در محل کار میکنند. علاوه بر این، آنها تا سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت، که تقریباً کل منطقه شهر را در بر میگیرد، بیصداتر هستند (Umweltbundesamt, 2013)، که تقریباً کل منطقه شهر را در بر میگیرد. صرفهجویی بالقوه در انتشار گازهای گلخانهای خودروهای تجاری سبک زیر ۳.۵ تن نیز به همان اندازه جالب است، زیرا آنها بزرگترین گروه را در بین خودروهای تجاری تشکیل میدهند (Kraftfahrt-Bundesamt, 2013) و عملکرد بالایی در مسافتهای طولانی دارند (Wermuth, 2010). از این رو، حمایت از حمل و نقل الکتریکی یک اقدام مهم برای دولت فدرال آلمان و مقامات محلی است تا به مقادیر مجاز آلودگی آب و هوا، سر و صدا و هوا اتحادیه اروپا و همچنین اهداف خود تعیین شده «Energiewende» پایبند باشند.
برای شرکتهایی که در مناطق شهری بار حمل میکنند، خودروهای برقی این مزیت را دارند که هزینههای حمل و نقل را از افزایش قیمت سوخت جدا کنند. به خصوص در ناوگانهایی که وظایف حمل و نقل جادهای بار را انجام میدهند، خودروهای برقی از نظر فنی مناسب هستند، زیرا سفرها اغلب از قبل برنامهریزی شده و تکرار میشوند (Tenkhoff و همکاران، ۲۰۱۱). بنابراین، زمانبندی رانندگی و شارژ الکتریکی خودروهای باری میتواند به خوبی برنامهریزی شود.
با وجود این پتانسیلها، طبق گفته Kraftfahrt-Bundesamt (۲۰۱۳)، در اول ژانویه ۲۰۱۳، کمتر از یک هزار وسیله نقلیه تجاری در آلمان، خودروی برقی بودند. مانع اصلی، سرمایهگذاری بالا است، زیرا سودآوری توسط شرکتها مهمترین عامل در نظر گرفته میشود (Fraunhofer IAO، ۲۰۱۱).
این امر منجر به این سوال میشود که شرکتها چه اقداماتی را برای افزایش سودآوری خودروهای برقی در حمل و نقل بار شهری انجام میدهند. اولین بررسی اجمالی در مورد این موضوع در یک کار قبلی ارائه شده است (Taefi و همکاران، ۲۰۱۳). در این مقاله، در صورت لزوم، بخشهایی به عنوان مبنایی برای ارزیابی بیشتر در نظر گرفته شده است. هدف این مقاله، پیشرفت در چارچوب چگونگی بهبود سودآوری خودروهای برقی تجاری در حمل و نقل بار شهری است.
استفاده از خودروهای برقی برای وظایف حمل و نقل شهری شرح داده شده است، به عنوان مثال در نشریات مناطق آزمایشی حمل و نقل برقی آلمان در Wunderlin و Purkarthofer (2011)، Hysolutions (2011) و Renault (2011). این گزارشها نشانههای کلی در مورد سودآوری پروژههای خاص ارائه میدهند، اما مفهوم جامعی در مورد چگونگی بهبود سودآوری ارائه نمیدهند. Tenkhoff و همکاران (2011) تأکید میکنند که ناوگانهای تجاری بازار اولیه قابل توجهی را ارائه میدهند و بر سرمایهگذاری بالا به عنوان مهمترین مانع تأکید میکنند. Noche (2012) در مورد امکانسنجی نظری خودروهای برقی در بخشهای حمل و نقل بار شهری بحث میکند و طبقهبندی کاربردها را به عنوان تابعی از برنامهریزی پویای تور و اهداف حمل و نقل، برای توسعه الگوریتمهای مسیریابی اختصاصی پیشنهاد میدهد. این و ادغام خودروهای برقی در مفاهیم لجستیک شهری به عنوان کاربردهایی برای خودروهای برقی پیشنهاد شده است. شاخصهای کلی برای بهبود سودآوری ارائه نشده است.
سودآوری مهمترین معیار برای تصمیمگیری شرکتها برای سرمایهگذاری در خودروهای برقی است (Fraunhofer IAO, 2011). آنها یک محاسبهگر هزینه کل مالکیت (TCO) مبتنی بر وب برای شرکتها توسعه دادند. اینکه آیا عواملی فراتر از TCO متمرکز بر خودرو باید در نظر گرفته شوند یا خیر، مورد بحث نیست. در خارج از آلمان، Hacker و همکاران (2011) طرحی را برای محاسبه TCO برای خودروهای برقی کوچک و تخمین پتانسیل بازار خودروهای تجاری برقی مدلسازی کردند. Feng و Figliozzi (2013) یک مدل TCO قطعی توسعه دادند و نقاط سر به سر را برای سناریوهای مختلف برای خودروهای تجاری برقی محاسبه کردند. Davis و Figliozzi (2013) عوامل داخلی و خارجی مانند پروفایلهای سرعت، مصرف انرژی، محدودیتهای مسیریابی و TCO را در یک مدل رقابتپذیری برای کامیونهای برقی ادغام کردند. عواملی مانند «تصویر» یا «تطبیق فرآیندهای تجاری» در نظر گرفته نشدهاند. این موارد توسط Taefi و همکاران نامگذاری شدهاند. (۲۰۱۳)، که ۱۵ مورد را شرح داد و اولین مرور کلی از استراتژیهایی را که شرکتها برای افزایش سودآوری وسایل نقلیه باری برقی خود به دنبال آن بودند، ارائه داد. این گزارش فاقد طبقهبندی بیشتر در مورد استراتژیهای اثربخشی و کارآمد و پیامدهای آنها بر بهرهوری وسیله نقلیه بود. مفهومی از استراتژیها و خدمات احتمالی آینده در حمل و نقل تجاری برقی از طریق طراحی بهبود یافته وسیله نقلیه و فرآیندهای لجستیکی، موضوع تحقیق بوده است.
پیشنهادات مبتنی بر نوآوریهای فنی آینده، مانند محفظههای بار بازطراحیشده، اما بر اساس وسایل نقلیه موجود امروزی هستند. تا آنجا که نویسندگان میدانند، چارچوبی که استراتژیهای مؤثر و کارآمد را از هم جدا کند، برای شرکتهایی که از خودروهای برقی تجاری امروزی برای وظایف حملونقل شهری استفاده میکنند، ایجاد نشده است. پانزده مورد حمل و نقل بار شهری در مهمترین مناطق شهری آلمان شناسایی و تجزیه و تحلیل شده است (Taefi و همکاران، ۲۰۱۳). ۷۹ خودروی برقی مورد استفاده شامل خودروهای یدککش (۲)، اسکوترهای برقی (۱۲) تا ونهای تا ۳.۵ تن (۴۸) و کامیونهای ۳.۵ تا ۱۲ تن (۱۷) بودند. این موارد طبق گفته Noche (۲۰۱۲) به سه دسته “حمل و نقل تجاری”، “حمل و نقل شخصی” و “خدمات” طبقهبندی شدند. در هفت مورد از پانزده مورد (۴۷٪) شرکتها ادعا کردند – یا در صورتی که آزمایش به تازگی آغاز شده باشد، انتظار میرود – استفاده از خودروهای برقی برای حمل و نقل بار سودآور بوده است.(منبع).