پیامدهای فعالیت حمل و نقل شهری از صنایع نوظهور تأسیسات غذایی در یک اقتصاد مبتنی بر تقاضا: شواهدی از هند

پیامدهای فعالیت حمل و نقل شهری از صنایع نوظهور تأسیسات غذایی در یک اقتصاد مبتنی بر تقاضا: شواهدی از هند

فعالیت حمل و نقل شهری ایجاد شده توسط صنعت غذا، علیرغم تغییرات بی‌سابقه در رفتار سفارش غذا به دلیل پیشرفت فناوری، به طرز شگفت‌آوری توجه تحقیقاتی کمی را به خود جلب کرده است. نه تنها مصرف‌کنندگان بیشتری از گزینه‌های ارائه شده آنلاین استفاده کردند، بلکه منجر به تنوع صنعت غذا به سه نوع تأسیسات شد: (۱) رستوران‌های غذاخوری حضوری، (۲) رستوران‌های ترکیبی و (۳) آشپزخانه‌های تاریک. در حالی که رستوران‌های غذاخوری حضوری سنتی همچنان تولیدکنندگان اصلی سفرهای حمل و نقل هستند، ظهور شبکه‌های منسجم از مؤسسات کوچک و فقط تحویل به نام «آشپزخانه‌های تاریک» تأثیرات کلی حمل و نقل از صنعت غذا را افزایش داده است. این مطالعه تلاش می‌کند تا با انجام یک نظرسنجی حمل و نقل در دهلی (هند) با هدف قرار دادن مؤسسات صنایع غذایی فوق‌الذکر، به این شکاف تحقیقاتی نوظهور در تحقیقات حمل و نقل شهری کمک کند تا تأثیر ترافیک حمل و نقل در حال تحول ایجاد شده توسط رستوران‌های ترکیبی/آشپزخانه‌های تاریک را نسبت به رستوران‌های غذاخوری حضوری سنتی مقایسه و مقابله کند. در این مطالعه، تولید بار (FTA/FTP) با استفاده از مجموعه‌ای از مدل‌ها، مانند مدل پروبیت مرتب‌شده چند متغیره، مدل دوجمله‌ای منفی با تورم صفر و رگرسیون درختی سلسله مراتبی، کمی‌سازی شد. متغیرهای توضیحی جدیدی مانند نور شب و هزینه غذاخوری برای توسعه سیاست‌های لجستیک شهری پایدار و قابل اجرا با هدف تنظیم ترافیک تحویل در محل تحویل مربوط به تولیدکنندگان نوظهور بار شهری بررسی شده‌اند.

مقدمه

در طول ده سال گذشته، بخش فزاینده‌ای از هزینه‌های مصرف‌کنندگان از غذاخوری حضوری به خرید آنلاین تغییر یافته است (بولدئو رای و همکاران، 2023a). تحویل غذای درخواستیِ در حال تکامل، تأثیر قابل توجهی بر شهرهای سراسر جهان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه دارد که در آنها پلتفرم‌های درخواستی به دلیل افزایش «اقتصاد گیگ» در حال افزایش محبوبیت هستند. این امر نه تنها بر سیستم‌های حمل و نقل از نظر افزایش ترافیک تحویل/برداشت تأثیر می‌گذارد، بلکه به چالشی برای سیاست‌های لجستیک شهری تبدیل می‌شود، جایی که حمل و نقل تجاری به مصرف‌کننده (B2C) تا حد زیادی بدون نظارت و با ابزارهای کمی‌سازی محدود انجام می‌شود (آلن و همکاران، 2021). جدا از رستوران‌های غذاخوری حضوری سنتی، دو نوع موسسه قابل توجه دیگر در بخش صنایع غذایی رایج هستند: (1) آشپزخانه‌های تاریک، که غذا را برای تحویل یا بیرون‌بر بدون صندلی مشتری آماده می‌کنند (که گاهی اوقات به عنوان آشپزخانه‌های ابری/آشپزخانه‌های ارواح/آشپزخانه‌های مجازی شناخته می‌شوند)؛ (2) رستوران‌های ترکیبی که انواع مختلف تجربیات غذاخوری، مانند صرف غذا در محل، بیرون‌بر و تحویل را با هم ترکیب می‌کنند. اولی به دلیل اینکه دور از دید مشتریان فعالیت می‌کند، عموماً «تاریک» نامیده می‌شود و دومی با موقعیت‌یابی منحصر به فرد خود، نیازهای مشتریانی را که خواهان خدمات سریع درب منزل خود هستند و همچنین کسانی که می‌خواهند یک وعده غذایی راحت را حضوری صرف کنند، برآورده می‌کند. تغییرات در مدل‌های کسب‌وکار در صنایع غذایی و سفرهای تجاری ناشی از این صنایع، فضای تجاری شهری را پس از همه‌گیری کووید-۱۹ تغییر شکل داده است (هولگین-وراس و همکاران، ۲۰۲۱؛ دابلان و همکاران، ۲۰۲۱). در حالی که فعالیت‌های لجستیکی در مناطق شهری همچنان در حال تکامل هستند، ذینفعان محلی با دشواری پیمایش این تحول و ایجاد تعادل بین نیازهای پایداری دست و پنجه نرم می‌کنند.

علیرغم اهمیت صنعت غذا، در ادبیات موجود، اطلاعات کمی در مورد پیامدهای ترافیک بار رستوران‌ها وجود دارد. تحویل غذا بر اساس تقاضا با استفاده از روش‌های مختلف حمل و نقل و تأثیرات منفی آنها بر محیط زیست توسط آلن و همکاران (2021a) مورد مطالعه قرار گرفته است – با این حال، کمی‌سازی فعالیت‌های لجستیکی، یعنی تولید سفر بار (FTP) و جذب سفر بار (FTA)، مربوط به مراکز غذایی مختلف در ادبیات موجود نیست. حتی در معدود مطالعاتی که بر الگوهای تولید سفر بار رستوران‌ها متمرکز شده‌اند (پاتیل و همکاران، 2021a)، دامنه تحلیل فقط شامل غذاخوری حضوری بوده است. ادبیات موجود در مورد آشپزخانه‌های تاریک محدود به تأکید بر بده‌بستان‌هایی است که مصرف‌کنندگان بین فروشگاه‌های فیزیکی و آشپزخانه‌های تاریک، بسته به عواملی مانند قیمت و کیفیت غذا، انجام می‌دهند (شاپیرو، 2023).

ادبیات مدل‌سازی سنتی تولید سفر بار (FTG) بر تولید سفر بار در سطح نقطه‌ای و تخمین تقاضای جذب سفر بار از طریق استفاده از اقتصاد توابع تولید (یعنی از طریق تعداد کارمندان و مساحت ناخالص تأسیسات) تمرکز دارد. در کنار در دسترس بودن داده‌ها برای گسترش تخمین تقاضای سطح نقطه‌ای به سطح وسیع، این امر کاملاً چالش‌برانگیز است. چندین شکاف دانش در مورد تأسیسات نوظهور صنایع غذایی (یعنی آشپزخانه‌های تاریک یا رستوران‌های ترکیبی) وجود دارد، اما چند ایده وجود دارد که در آن متغیرهای توضیحی می‌توانند فعالیت تحویل/برداشت را بهتر نشان دهند، زمانی که منطقه یا کارمندان دیگر ممکن است شدت فعالیت حمل و نقل را به طور کامل نشان ندهند. همچنین بررسی مسافت‌های سفر ناشی از پلتفرم‌های تقاضامحور، زمانی که به مصرف‌کنندگان راحتی اضافی تحویل درب منزل در مقایسه با غذاخوری حضوری یا خدمات بیرون‌بر داده می‌شود، مهم است. این مقاله تلاش می‌کند تا با مدل‌سازی (۱) تولید سفر باری (یعنی محموله‌های خروجی بر اساس تقاضا (تحویل از طریق پلتفرم‌های بر اساس تقاضا))، (۲) جذب سفر باری (یعنی محموله‌های ورودی مواد اولیه (مواد اولیه تهیه شده برای تهیه غذا در رستوران‌ها)) و (۳) میانگین مسافت سفر سفارشات بر اساس تقاضا، به شکاف‌های تحقیقاتی فوق کمک کند. متغیرهای توضیحی مورد استفاده در تجزیه و تحلیل شامل ویژگی‌های عملیاتی و مکانی رستوران‌ها (مانند معیارهای کیفیت غذا، ویژگی‌های املاک و مستغلات کاربری زمین، دسترسی و غیره) با شاخص‌های جدید رشد شهری، مانند انتشار نور ناشی از انسان که به عنوان نور شب (NTL) نامیده می‌شود، می‌باشد. تخمین‌های مدل در بین غذاخوری‌های حضوری، رستوران‌های ترکیبی و آشپزخانه‌های تاریک مقایسه و مقایسه می‌شوند تا چگونگی مدیریت جریان‌های جدید در حمل و نقل بار شهری تعیین شود.

ادامه این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 به بررسی ادبیات موضوع با تمرکز بر ترافیک بار رستوران‌ها، مطالعات FTP/FTA، روش‌های مدل‌سازی و متغیرهای توضیحی مورد استفاده در ادبیات موجود می‌پردازد. بخش 3 به تفصیل به طراحی تحقیق، روش‌های تحلیل، زمینه تحقیق و داده‌ها می‌پردازد. نتایج مدل‌سازی و بحث‌ها در بخش 4 ارائه شده است. پیامدهای سیاستی و تحقیقاتی در بخش 5 ارائه شده است، پس از آن بخش پایانی مقاله را نتیجه‌گیری کرده و راه پیش رو را مورد بحث قرار می‌دهد.(منبع).

Call Now Button