همکاری افقی در بخش حمل و نقل بار: موانع و چارچوب‌های تصمیم‌گیری

همکاری افقی در بخش حمل و نقل بار: موانع و چارچوب‌های تصمیم‌گیری

در بخش حمل و نقل بار، شرکت‌های رقیب از طریق ایجاد شبکه‌های حمل و نقل مشارکتی (CTN) به صورت افقی همکاری می‌کنند. اجرای مؤثر CTNها، اهداف زیست‌محیطی و اجتماعی-اقتصادی توسعه پایدار در بخش حمل و نقل بار را ارتقا خواهد داد. مزایای CTNها در محیط‌های مشارکتی افقی به طور گسترده از طریق چندین رویکرد مدل‌سازی نشان داده شده است. با این حال، در عمل، کاربردهای واقعی CTNها چالش برانگیز بوده و اکثر آنها به عملکرد رضایت‌بخشی دست نیافته‌اند. برخی مطالعات با شناسایی موانع مختلف برای اجرای CTN به این موضوع پرداخته‌اند. با این حال، یک چارچوب مفهومی برای موانع به خوبی تثبیت نشده است. علاوه بر این، ادبیات فاقد یک چارچوب تصمیم‌گیری برای اجرای CTN است که موانع مختلف را در نظر بگیرد. برای پرداختن به این شکاف، این مقاله مروری بر موانع اجرای CTN انجام داد. در مجموع، 31 مانع مختلف شناسایی شد. یک چارچوب مفهومی برای موانع با گروه‌بندی ۳۱ مانع به پنج دسته توسعه داده شده است: مدل کسب‌وکار، اشتراک‌گذاری اطلاعات، عوامل انسانی، سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری مشارکتی (CDSS) و بازار. این مقاله علاوه بر این، یک مدل مرحله‌ای-دروازه را پیشنهاد می‌دهد که چارچوب مفهومی موانع را در فرآیند تصمیم‌گیری پیاده‌سازی CTN ادغام می‌کند. کار فعلی با توسعه درک نظری و عملی از موانع پیاده‌سازی CTNها، به ادبیات موجود کمک می‌کند و از تصمیم‌گیرندگان در پیاده‌سازی CTN برای به حداکثر رساندن مزایای CTN و به حداقل رساندن خطر شکست CTN پشتیبانی خواهد کرد.

مقدمه

در بخش حمل و نقل بار، چندپارگی بالای بازار باعث ایجاد مشکل جدی برنامه‌ریزی ناکارآمد حمل و نقل و خالی بودن کانتینرها شده است که منجر به پیامدهای منفی مانند افزایش هزینه‌های تحویل و اثرات زیست‌محیطی، مانند انتشار کربن، تصادفات جاده‌ای و سر و صدا شده است. در سال 2018، 12.3٪ از کل مسافت طی شده توسط کامیون‌های باری بین کشورهای اتحادیه اروپا خالی بوده است، در حالی که این درصد در برخی از کشورهای اروپایی به 15 تا 30 درصد رسیده است [1]. بسیاری از دولت‌ها اخیراً هدف بلندمدتی را برای پایدارتر کردن بخش حمل و نقل بار تعیین کرده‌اند. چندین مطالعه نشان داده است که همکاری بین شرکت‌ها در فعالیت‌های حمل و نقل آنها می‌تواند به دستیابی به این هدف کمک کند و همچنین هزینه‌های تحویل کمتر [2]، انتشار کربن کمتر [3] و سطح خدمات را افزایش دهد [4]. برخی از پروژه‌های تحقیقاتی و استارت‌آپ‌ها اخیراً بودجه عمومی دریافت کرده‌اند که هدف آنها تشویق شیوه‌های مشارکتی در بخش حمل و نقل بار بین فرستندگان، حمل‌کنندگان و گیرندگان (به عنوان مثال، خرده‌فروشان) است [5]. برای مثال، CTN «نیستوو» گزارش داد که دو شرکت حمل و نقل بزرگ از طریق همکاری می‌توانند در مقایسه با روش غیرمشارکتی، 19 درصد در هزینه‌های حمل و نقل صرفه‌جویی کنند.

مقاله حاضر بر همکاری حمل و نقل افقی تمرکز دارد که در آن گروهی از شرکت‌های رقیب، یعنی شرکت‌های حمل و نقل، یا گیرندگان، موافقت می‌کنند که در فعالیت‌های حمل و نقل بار خود همکاری کنند [7]. این همکاری به عنوان “شبکه‌های حمل و نقل مشارکتی” (CTN) نامگذاری شده است. در اکثر سناریوهای مشارکتی، شرکت‌های همکار (شرکا) ملزم به اشتراک‌گذاری اطلاعات مربوط به سفارشات حمل و نقل و کامیون‌های تحویل خود با یک هماهنگ‌کننده مرکزی، به عنوان مثال، یک ارائه‌دهنده خدمات لجستیکی، هستند. سپس هماهنگ‌کننده مرکزی از اطلاعات مشترک برای شناسایی فرصت‌های همکاری، تدوین یک برنامه تحویل مشترک یا پیشنهاد تبادل بار بین شرکا استفاده می‌کند. با توجه به حجم عظیم اطلاعات مشترک و نیاز به تصمیمات کارآمد، هماهنگ‌کننده اغلب از CDSSها برای برنامه‌ریزی فرآیندهای همکاری استفاده می‌کند [8]. تفاوت بین هزینه‌های حمل و نقل در محیط‌های مشارکتی و غیرمشارکتی به عنوان سود همکاری شناخته می‌شود که CDSSها ممکن است با استفاده از مکانیسم‌های مختلف تقسیم سود بین شرکا تخصیص دهند [9].

علیرغم مزایای گزارش‌شده گسترده حمل‌ونقل مشارکتی و بودجه‌های دولتی برای تشویق به جذب CTNها، کاربردهای واقعی آنها نادر بوده است و برخی از CTNها تشکیل شده‌اند اما مدت زیادی دوام نیاورده‌اند یا به عملکرد رضایت‌بخشی دست نیافته‌اند [10-14]. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که تصمیم برای پیاده‌سازی CTNها نباید بدون تجزیه و تحلیل موانع متعدد پیاده‌سازی CTNها گرفته شود. به عنوان مثال، پان و همکاران [7] موانع پیاده‌سازی CTNها را با توجه به طراحی و مدیریت CTN، CDSSها و فناوری ارتباطات مورد بحث قرار دادند. اخیراً، باسو و همکاران [12] 16 مانع را شناسایی و آنها را به طراحی، سازماندهی، اشتراک‌گذاری اطلاعات، تخصیص سود و عوامل انسانی طبقه‌بندی کردند. علیرغم شایستگی آنها، این مطالعات با در نظر گرفتن راه‌حل‌های خاص CTN، چشم‌انداز وسیع‌تری از موانع ارائه نکرده‌اند و/یا برخی از موانع مهم، مانند موانع مربوط به مدل کسب‌وکار CTN را ذکر نکرده‌اند. آگاهی از این موانع از ارزش بالایی برخوردار است، زیرا شکست یا موفقیت محدود CTNها را می‌توان به شدت به اصول مدل کسب‌وکار نسبت داد [15-17]. علاوه بر این، این مطالعات و همچنین ادبیات موجود به ندرت چارچوبی را شناسایی کرده‌اند که به طور سیستماتیک تصمیمات مربوط به اجرای CTN را با در نظر گرفتن موانع هدایت کند.

مقاله حاضر دو سهم اصلی در گفتمان پیاده‌سازی CTN دارد. سهم اول، یک چارچوب مفهومی برای موانع پیاده‌سازی CTNها است، در حالی که سهم دوم، یک مدل تصمیم‌گیری برای هدایت فرآیند پیاده‌سازی CTN با در نظر گرفتن موانع شناسایی شده است. یافته‌ها، پیامدهای ارزشمندی در سطوح نظری و عملی دارند. از نظر تئوری، طبقه‌بندی موجود از موانع را به پنج گروه گسترش می‌دهد: مدل کسب‌وکار، اشتراک‌گذاری اطلاعات، عوامل انسانی، CDSSها و بازار. این چارچوب بهتری نسبت به تجزیه و تحلیل موانع به تنهایی، همانطور که اکثر مطالعات موجود انجام داده‌اند، است. مقاله حاضر یک بررسی جامع از ادبیات انجام داد و 31 مانع را شناسایی کرد، در حالی که مطالعات مروری موجود حداکثر 16 مانع را شناسایی می‌کنند. از نظر عملی، چارچوب مفهومی و همچنین مدل تصمیم‌گیری، برای ارائه‌دهندگان خدمات لجستیک، شرکت‌های حمل بار، توسعه‌دهندگان فناوری اطلاعات لجستیک، محققان، تصمیم‌گیرندگان در صنعت لجستیک، سازمان‌های تأمین مالی و کارآفرینان در تصمیم‌گیری برای پیاده‌سازی حمل و نقل بار مشارکتی مفید خواهد بود. علاوه بر این، موانع شناسایی‌شده، یک چک‌لیست ارزشمند برای هرگونه پیاده‌سازی CTN و تحقیقات آینده ارائه می‌دهند.(منبع).

Call Now Button