مکانهای ارائهدهنده خدمات لجستیکی در آلمان – مبنایی برای یک مدل جدید تولید حمل و نقل بار
ادغام تصمیمات و رفتار ارائهدهندگان خدمات لجستیکی (LSP) در مدلهای حمل و نقل بار برای توانایی توصیف دقیق تحولات آینده در سیستمهای حمل و نقل بار ضروری است. دانش در مورد الگوهای توزیع مکانی مکانهای LSP، به عنوان مثال برای نمایش دقیقتر مسیریابی شبکه حمل و نقل، از اهمیت بالایی برخوردار است. علاوه بر این، ویژگیهایی که مکانهای LSP را مشخص میکنند، برای ارتباط آنها با تولید ترافیک مفید هستند. بنابراین، هدف این مقاله ارائه نتایج میانی یک مطالعه تجربی در مورد مکانهای LSP در آلمان است. با استفاده از این یافتهها، بار تولید شده توسط شبکههای آلمانی با ظرفیت کمتر از کامیون در سطح کلی تخمین زده میشود. این یافتهها تا حدودی الگوهای مکانی و ساختاری مکانهای قابل تخصیص به بخش لجستیک آلمان و حمل و نقل باری که تولید میکند را روشن میکند. این بینشها برای سیاستهای حمل و نقل بار و برنامهریزی کاربری زمین بسیار مرتبط هستند.
مقدمه
در آلمان، حجم بار و عملکرد ترافیک بار در دهههای گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در پی این توسعه، صنعت لجستیک به دلیل روندهایی مانند برونسپاری لجستیک یا تغییر ساختاری در انواع کالاهای حملشده، به طور پیوسته هم از نظر اشتغال در بخش و هم از نظر کمک به رفاه اقتصادی اهمیت پیدا کرده است. به طور خاص، درخواست از ارائهدهندگان خدمات لجستیک (LSP) برای استقرار در مناطق املاک تجاری، به موضوعی محبوب در فعالیتهای بازاریابی مکان و برنامهریزی کاربری زمین توسط مقامات محلی و منطقهای آلمان تبدیل شده است. هدف اصلی این فعالیتها، تحریک ایجاد اشتغال جدید و در نتیجه افزایش درآمد مالیاتی محلی است (واگنر ۲۰۱۰).
علاوه بر این مزایای اقتصادی، مکانهای صنعت لجستیک معمولاً در مقایسه با سایر انواع کاربری زمین، ترافیک کامیون بیشتری را به همراه دارند و از این رو سطح بالاتری از اثرات جانبی منفی مانند آلودگی صوتی یا هوا را ایجاد میکنند. مفاهیم متعددی برای کاهش این اثرات منفی مانند لجستیک شهری یا ایجاد دهکدههای حمل بار در سالهای گذشته ترویج شدهاند (به عنوان مثال، وینکلر و سیباچر ۲۰۱۱، کرینیک و همکاران ۲۰۰۹). هنگام ارزیابی این مفاهیم از نظر اثربخشی و کارایی آنها، مدلسازی ابزاری ضروری برای دستیابی به بینش عمیقتر در مورد الگوهای ساختاری، مکانی و زمانی تقاضای حمل بار توسط LSPها است.
با این حال، مقامات دولتی محلی و منطقهای آلمان معمولاً یک مدل تقاضای حمل و نقل بار خاص و اختصاصی را اجرا نمیکنند، برخلاف مثلاً مکملهای هلندی یا بلژیکی خود (به عنوان مثال بن-آکیوا و جونگ ۲۰۱۳، گرب و همکاران ۲۰۱۶). بنابراین، یک راه سریع و راحت برای ارزیابی تأثیرات ترافیکی آینده مکانهایی که قرار است توسعه یابند، اعمال نرخهای تولید برای حمل و نقل بار و مسافر است. با وجود پذیرش گسترده این روش مدلسازی در عمل، تنها تعداد کمی نشریه تجربی در مورد مکانهای لجستیک و نرخهای تولید مربوط به آنها با تأکید بر آلمان وجود دارد. بنابراین، نه تنها برای برنامهریزان فضایی و حمل و نقل، بلکه برای مدلسازان حمل و نقل بار نیز، دستیابی به درک وسیعتری از مکانهای LSPها و الگوهای ساختاری آنها به عنوان اولین گام برای گسترش مبانی تجربی در مورد نرخهای تولید در آلمان از اهمیت بالایی برخوردار است.
این مقاله با ارائه یافتههای آماری حاصل از یک نمونه داده در مکانهای LSP آلمان، به این شکاف دانش میپردازد. تأکید این مطالعه بر الگوهای فضایی و ساختاری این مکانها در سطح ملی است. علاوه بر این، نرخهای تولید بار در سطح ملی برای بخش بازار لجستیک بار کمتر از بار کامیون (LTL) اعمال میشود تا ارزش اطلاعاتی نمونه دادهها آزمایش شود.
بنابراین، این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: ادبیات مرتبط با مدلسازی حمل و نقل بار مبتنی بر نرخ تولید و امکانات لجستیک آلمان به طور خلاصه در بخش 2 بررسی شده است. در بخش 3، رویکرد تجربی و میزان نمایندگی نمونه دادههای بهدستآمده مورد بحث قرار گرفته است. سپس نمونه دادهها تجزیه و تحلیل شده و الگوهای ساختاری و همچنین فضایی مکانهای LSP آلمان در بخش 4 ارائه شده است. در بخش 5، نرخهای تولید بار در یک زیرنمونه، مکانهای ارائه دهندگان خدمات حمل و نقل LTL، در سطح ملی اعمال میشود. در نهایت، نتیجهگیری در مورد بینشهای بهدستآمده و جهتگیریهای آینده تحقیقات در بخش 6 ارائه شده است.(منبع).