مدیریت حمل و نقل بار شهری در یک شهر در حال گسترش
حمل و نقل بار شهری از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا جریان کارآمد کالا برای عملکرد مؤثر اقتصاد شهری و حفظ سبک زندگی موجود ضروری است. در شهرهای هند، تحقیقات حمل و نقل بار شهری توجه کمی از سوی سیاستگذاران دریافت کرده است. این مقاله با استفاده از مطالعه موردی احمدآباد، تلاش میکند تا ویژگیهای جابجایی بار در شهر را درک کرده و مراکز اصلی تولید بار در داخل شهر را شناسایی کند. با پیوند دادن دادههای مالیات بر دارایی با دادههای بررسی محدوده، مراکز اصلی تولید بار شناسایی و از نظر عملکردی به عنوان خوشههای انبار، بازارهای عمدهفروشی و مناطق صنعتی طبقهبندی شدند. بازدیدهای میدانی در 3 خوشه برجسته در شهر انجام شد تا کاربری زمین و زیرساختهای حمل و نقل اطراف ارزیابی شود و همچنین مسائل اصلی مؤثر بر دسترسی و تخلیه وسایل نقلیه کالا به این مراکز مهم تولید بار شناسایی شود. مسائل اصلی شناساییشده شامل مقررات قدیمی منطقهبندی و کنترل اجاره، ترکیب متناقض کاربری زمین، محدودیتهای زمانی و دسترسی برای وسایل نقلیه سنگین و کمبود شدید امکانات پارکینگ کافی در اطراف مناطق تولید بار بود. این مقاله با توصیههایی در مورد مجموعهای از مداخلات مبتنی بر تکرار موفقیتآمیز در سایر شهرها به پایان میرسد.
مقدمه
حمل و نقل بار شهری از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا جریان کارآمد کالاها برای عملکرد مؤثر اقتصاد شهری و حفظ سبک زندگی فعلی ما ضروری است. این کارایی، رقابتپذیری مناطق شهری و تأثیرات آن بر هزینههای محصولات، مصرف انرژی، محیط زیست، ایمنی، امنیت و استفاده از منابع را تعیین میکند. به گفته اوگوزتیمور و چانچی (2011)، حمل و نقل بار شهری معمولاً سهم متوسط 10٪ در کل حمل و نقل شهری را دارد. با گسترش فعالیتهای اقتصادی و جهانی شدن تجارت، کارایی و حرکت روان بار شهری به طور فزایندهای برای رشد اقتصادی پایدار یک شهر حیاتی میشود. تحقیقات حمل و نقل بار شهری توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است، اگرچه تمرکز عمدتاً بر حمل و نقل مسافر بوده است (لیندهولم و بهرندز، 2012). در شهرهای آسیایی، حمل و نقل بار شهری در اسناد سیاستی یا مدیریت شهری توجه کمی را به خود جلب میکند (تیمز، 2010).
احمدآباد بزرگترین شهر گجرات و هفتمین منطقه شهری بزرگ هند است. طبق سرشماری سال ۲۰۱۱، جمعیت آن ۵.۵ میلیون نفر است که ۳.۵ میلیون نفر از آنها در محدوده شهرداری ساکن هستند. این شهر در چهار دهه گذشته شاهد رشد مداوم جمعیت، چه از نظر مساحت و چه از نظر تراکم جمعیت، بوده است. دهه گذشته به دلیل توسعه مناطق پیرامونی و رشد اقتصادی پایدار، بالاترین نرخ رشد سالانه ۴.۷٪ را تجربه کرده است (AUDA, 2012). اقتصاد احمدآباد به تدریج تحت سلطه بخش سوم قرار میگیرد. رکود در صنعت نساجی منجر به تضعیف پایگاه اصلی صنعتی شهر شد. سایر صنایع واقع در احمدآباد، مانند صنایع شیمیایی، پتروشیمی و مهندسی، کمتر کاربر هستند. این امر منجر به تعدیل نیروی کار زیادی شده است که در نهایت در بخش خدمات جذب شدهاند. این شهر مرکز اداری و سرمایه مالی ایالت است و سهم ۳.۶٪ (۱۶ میلیارد دلار) در تولید ناخالص داخلی کشور دارد. احمدآباد توسط رودخانه سابارماتی به دو منطقه فیزیکی مجزا تقسیم شده است. کرانه شرقی شامل منطقه قدیمی شهر است و کرانه غربی با مؤسسات آموزشی، ساختمانهای مدرن و مراکز خردهفروشی و تجاری جدید مشخص میشود.
این مقاله با در نظر گرفتن احمدآباد به عنوان مطالعه موردی، تلاش میکند الگوهای حمل و نقل بار شهری، یعنی موقعیت و ویژگیهای مناطق تولید بار شهری، پیوندهای زیرساختهای حمل و نقل و جریانهای بار را درک کند. در این فرآیند، مقاله روندهای حرکت وسایل نقلیه باری شهری را تجزیه و تحلیل میکند، موقعیت و تأثیرات تولیدکنندگان بار بر محله و شبکه جادهای را ارزیابی میکند و مسائل مورد بررسی را خلاصه میکند. این مقاله با توصیههایی برای اقدامات خاص برنامهریزی کاربری زمین و حمل و نقل که حرکت روانتر بار، استفاده کارآمد از زیرساختها و ایمنی جادهها را در احمدآباد ترویج میدهد، به پایان میرسد.(منبع).