مدیریت حمل و نقل بار در منطقه تجاری مرکزی: تحلیل تجربی اثرات ترافیک و زیستمحیطی سیستم تحویل مشارکتی
جابجایی کالا در شهر به افزایش مداوم تراکم ترافیک و وخامت جدی محیط شهری کمک میکند. این مشکل را میتوان یا با تأمین زیرساختهای لازم یا با اعمال اقدامات سیاستی برای کاهش حجم ترافیک کاهش داد. این دو روش عمدتاً به عنوان ۱) اقدام مبتنی بر زیرساخت و ۲) اقدام مبتنی بر TDM شناخته میشوند. نوع اول اقدام معمولاً برای مدت طولانی (مثلاً ساخت ترمینال بار ممکن است سالها طول بکشد) انجام میشود و نیاز به سرمایهگذاری مالی هنگفتی دارد، در حالی که نوع دوم اقدام برای مدت کوتاهی (مثلاً رزرو فضای پارکینگ برای کامیونها) قابل اجرا و کمهزینهتر است. این مطالعه به نوع دوم اقدام میپردازد. به طور خاص، کاربرد سیستم تحویل مشارکتی (CDS) را که یکی از قدرتمندترین اقدامات TDM برای حمل بار به انواع مختلف منطقه تجاری مرکزی (CBD) است، بررسی کرد.
مقدمه
CDS میتواند برای دستیابی به اهداف زیر طراحی شود: ۱) کاهش ازدحام ترافیک، ۲) بهبود محیط شهری، ۳) استفاده به عنوان ابزاری برای برنامهریزی شهری و حفاظت از شهر، ۴) کاهش هزینه حمل و نقل و ۵) افزایش اعتبار اجتماعی شرکتها. مدلهای مختلفی از CDS وجود دارد. مدلی که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است، مفهوم «چندین حامل» و «چندین فرستنده» است که در آن حاملها و فرستندههای مختلف توافق میکنند که عملیات خود را با هم همکاری و هماهنگ کنند. علاوه بر این، سه نوع طرح CDS وجود دارد: ۱) CDS افقی، ۲) CDS عمودی و ۳) ترکیبی از CDS افقی و عمودی. در طرح اول، کامیونهایی با اندازهها و بارهای مختلف باید محمولههای خود را برای تجمیع به نقطه انبار (SP) یا انبار بیاورند. کامیونهای کوچک، که معمولاً وسایل نقلیه غیرآلاینده هستند، تحویل به مشتریان را تکمیل میکنند. در قسمت بارگیری (خارج از) ساختمان، راننده کالاها را تخلیه کرده و آنها را به گیرندگان تحویل میدهد. از سوی دیگر، طرح دوم CDS مستلزم تخصیص کارکنان در ساختمانهای بلندمرتبه با تعداد بالای کالاهای جذبشده است. هنگامی که کامیونهای تحویل میرسند، کارکنان کالاها را تخلیه کرده و آنها را به گیرندگان تحویل میدهند. طرح سوم CDS که ترکیبی از CDS افقی و عمودی است، عملکردهای دو سیستم را با هم ترکیب کرده و منجر به یک سیستم تحویل جامع شده است که تأثیر زیادی بر ترافیک و محیط زیست دارد.
طرحهای مختلف CDS تحت مفهوم «حاملهای چندگانه» و «فرستندگان چندگانه» برای انواع مختلف منطقه تجاری مرکزی (CBD) اعمال میشوند تا مناسب بودن و کاربردپذیری آنها ارزیابی شود. از منظر کاربرد CDS، CBD را میتوان به چهار دسته طبقهبندی کرد: ۱) CBD با چگالی کم در کشورهای در حال توسعه، ۲) CBD با چگالی بالا در کشورهای در حال توسعه، ۳) CBD با چگالی کم در کشورهای توسعهیافته و ۴) CBD با چگالی بالا در کشورهای توسعهیافته. تجزیه و تحلیل میکروشبیهسازی به عنوان روشی برای ارزیابی ترافیک و تأثیر زیستمحیطی CDS به دلیل قابلیت اطمینان بالا و سهولت آن در زمانی که موارد زیادی برای تجزیه و تحلیل مورد نیاز است، انتخاب شده است. دادههای CBD مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل از طریق نظرسنجی به دست میآید (به عنوان مثال، نظرسنجی در توکیو در فوریه ۲۰۰۲ و مارس ۲۰۰۵ در مترو مانیل انجام شد).
به نظر میرسد تأثیر ترافیکی و زیستمحیطی CDS بر منطقه تجاری مرکزی با تراکم کم که عمدتاً در کشورهای در حال توسعه واقع شده است، به دلیل تعداد بسیار زیاد خودروهای شخصی (حدود ۵۰٪) و شبکه حمل و نقل اشباعشده، محدود باشد. از سوی دیگر، سهم کامیونها به طور قابل توجهی پایین و ۱.۲٪ است که نشان میدهد حتی با حذف تمام کامیونهای موجود در جاده، شبکه هنوز اشباع است. با این حال، در آینده، با تشدید توسعه منطقه تجاری مرکزی، نسبت حالتهای حمل و نقل ممکن است تغییر کند که CBD را به منطقه تجاری با تراکم بالا تبدیل میکند. میتوان انتظار داشت که سهم کامیونها افزایش یابد که این امر باعث تشدید ازدحام ترافیک و انتشار آلایندهها میشود. هنگامی که CDS تحت این شرایط اعمال میشود، CDS تأثیر مثبت قابل توجهی بر شبکه جادهای و همچنین محیط شهری میگذارد. در اصل، با تشدید توسعه CBD، سیستم تحویل مشارکتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ظرفیت محدود زیرساختها نیازمند یک اقدام مدیریتی است که تعداد کامیونها را در عین ارائه همان مقدار کالا محدود کند.
وقتی CDS در یک منطقه تجاری مرکزی (CBD) با تراکم کم در یک کشور توسعهیافته (منطقه مارونوچی توکیو) اعمال میشود، مشاهده میشود که تأثیر ترافیکی CDS در 12٪ از کل ترافیک بالا است. کاهش NOx و SPM نیز در 89٪ از کل ترافیک ناشی از کامیونها قابل توجه است. گذشته از تخمین ترافیک و تأثیر زیستمحیطی، این مطالعه نسبت سفرهای کامیونی که باید توسط CDS پوشش داده شوند را ارزیابی میکند تا از صف کامیونها در منطقه (تخلیه) بارگیری هر ساختمان جلوگیری شود. مشخص شد که حداقل 70٪ از سفرهای کامیونی باید برای دستیابی به این هدف پوشش داده شوند. با این حال، اصلاحات در CDS باید زمانی انجام شود که نسبت فضای خردهفروشی (یعنی مغازهها و رستورانها) به دلیل افزایش چشمگیر سفرهای کامیونی به 23٪ برسد (در حال حاضر، سهم فضای خردهفروشی 2.7٪ است). این تغییرات میتواند به صورت افزایش تعداد کارکنان CDS و/یا افزایش تعداد امکانات حمل و نقل (مانند فضای پارکینگ و آسانسور حمل بار) انجام شود. در مورد زمان کار (مانند زمان کار و زمان تحویل)، CDS میتواند کاهش ۵۰.۴ درصدی (از ۶۳۳۱۴ دقیقه به ۳۱۴۰۳ دقیقه) را محقق کند.
لازم بود مشخص شود کدام یک از طرحهای CDS بسته به تراکم ساختمان و کاربری ساختمان در CBD اعمال میشود تا پتانسیل کامل آن محقق شود. تجزیه و تحلیل نشان میدهد که CDS افقی کمترین زمان توزیع را در یک CBD با تراکم کم (۱۵ طبقه) دارد، در حالی که دو طرح CDS دیگر باعث افزایش زمان توزیع شدند. زمان توزیع به زمان حاصل از تحویل (زمان کارکرد خودرو)، تخلیه بار، زمان انتظار برای پارکینگ، زمان کار در نقطه انبار (SP) و تحویل عمودی اشاره دارد. با این حال، هنگامی که تراکم ساختمان افزایش مییابد و هر ساختمان به ۲۰ طبقه میرسد، هر ۳ طرح CDS مزایای زیادی را به صورت صرفهجویی در زمان (زمان توزیع) به همراه داشتهاند. همین روند زمانی مشاهده میشود که ساختمانها به ۳۰ طبقه و ۴۰ طبقه میرسند. این یافتهها میتوانند راهنمای مفیدی در انتخاب طرح CDS و زمان اتخاذ آن بر اساس ویژگیهای CBD باشند. به نظر میرسد روند کلی این است که با افزایش تراکم ساختمان CBD، به CDS بیشتری نیاز دارد. زیرا تعداد کامیونها نیز از همین روند پیروی میکرد و با افزایش تعداد آنها، مشکلات بیشتری ایجاد میشد. این مشکل میتواند به شکل ازدحام ترافیک باشد که میتواند باعث تأخیر در کالاها و سایر وسایل نقلیه، صف کامیونها در محل (غیر) بارگیری ساختمانها و آلودگیهای زیستمحیطی شود.(منبع).