مدلهای انتخابهای سازمانی و آژانسی برای انتخابهای سفر مرتبط با مسافر و بار: مفاهیم فعالیت متقابل و تأثیر
مطالعه رفتار مسافر، عمدتاً هر عامل را در یک شبکه تصمیمگیری به عنوان یک تصمیمگیرنده مستقل در نظر گرفته است که معمولاً (و به صورت برونزا) به ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی و جمعیتی سایر عوامل و در بهترین حالت به مجموعهای از متغیرهای برونزا که نشاندهنده تأثیر (تعادل درک شده) سایر عوامل هستند، وابسته است. در بسیاری از متون، مدتهاست که مشخص شده است که تعامل عامل، نقش (بالقوه) مهمی در اقدامات افراد ایفا میکند. نمونههایی در سطح خانوار، جامعه و کسبوکار فراوان است. مکفادن (2001a,b) اخیراً اظهار داشته است که یک دستور کار تحقیقاتی با اولویت بالا برای مدلسازان انتخاب، شناخت نقش تعاملات اجتماعی و روانی بین تصمیمگیرندگان در شکلگیری ترجیحات است. مانسکی (2000) به نتیجه مشابهی رسید و درخواست دادههای بهتر برای کمک به درک نقش تعاملات بین عوامل اجتماعی (با تأکید بر نقش دادههای تجربی انتخاب) را ارائه داد. در حالی که علاقه به تعاملات (درونزا) بین عوامل دخیل در فعالیت سفر مسافری عموماً نادیده گرفته میشود، فقدان آن به ویژه قابل توجه است و نگرانی بیشتری را در مورد علاقه مجدد به مطالعه فعالیت سفر باری (شهری) ایجاد میکند که در آن یک زنجیره تأمین از تصمیمگیرندگان درجات مختلفی از نفوذ و قدرت بر وظیفه توزیع بار دارند. این مقاله به بررسی ادبیات گسترده در مورد تصمیمگیری تعاملی با تمرکز ویژه بر انتخابهای انجام شده توسط عوامل تعاملی و نقش افراد در شبکهها میپردازد. تعدادی از دیدگاههای مدلسازی ارائه شده است که از الگوهای انتخاب گسسته به خوبی تثبیت شده استفاده میکنند. ما چالشهای موجود در طراحی الگوهای جمعآوری دادهها را که جامع، مرتبط و قابل فهم برای عوامل شرکتکننده هستند، برجسته میکنیم و دستور کاری برای تحقیقات مداوم پیشنهاد میدهیم.
مقدمه
انتخاب سازمانی، تعامل بین افراد را در نقشهایشان به عنوان اعضای سازمانهایی مانند خانوارها، مشاغل و گروهها و شبکههای اجتماعی به رسمیت میشناسد. به این ترتیب، یک لایه کاملاً جدید از تعامل و تأثیر در تحقیقات رفتار سفر معرفی میشود که پیچیدگی تعریف مسئله، مشخصات مدل، جمعآوری و تحلیل دادهها را افزایش میدهد. ابعاد زیادی از تعامل وجود دارد. این ابعاد شامل تعاملات ترجیحی، تعاملات محدودیتها و تعاملات انتظارات (مانسکی ۲۰۰۰) است که میتوانند غیرفعال یا فعال باشند (از طریق مشاهده یا تأثیر مشارکتی مستقیم). از نظر تجربی، تعامل میتواند اشکال مختلفی داشته باشد که در سه نوع اصلی ترکیب میشوند: تعاملات درونزا (تمایل یک عامل برای عمل به نوعی با رفتار گروه متفاوت است)، تعاملات زمینهای که در آن تمایل یک عامل برای رفتار به نوعی با ویژگیهای برونزا (از جمله تأثیر درک شده) اعضای گروه متفاوت است، و اثرات همبسته که در آن عوامل در یک گروه مشابه تمایل دارند به طور مشابه (با درجات یا همبستگی متفاوت) رفتار کنند زیرا ویژگیهای فردی مشابهی دارند یا با محیطهای نهادی مشابهی روبرو هستند (Manski 2000, 127). اینها به یک بازنمایی مدلسازی اشاره دارند.
یک چالش بزرگ، تشخیص وجود درونزایی ناشی از تأمل است. به عنوان مثال، رفتار میانگین گروه خود توسط رفتار اعضای گروه تعیین میشود. تعیین جهت(های) نفوذ و نقش هر عامل (مثلاً رهبران و/یا پیروان) در تدوین تعامل بسیار مهم است. مذاکره متوالی در مقابل مذاکره همزمان به ویژه مرتبط است. مقالات آرورا و آلنبی (۱۹۹۹) و دلارت و همکاران (۱۹۹۸) که به مطالعه نفوذ میپردازند، یک رویکرد تجربی جذاب ارائه میدهند (به زیر مراجعه کنید). ادبیات روانشناسی اجتماعی در مورد گروهبندی اجتماعی (مثلاً لوین و مورلند ۱۹۹۸) دستورالعملهای گستردهای در مورد روشهای تعامل عاملها در گروههای کوچک ارائه میدهد. اگرچه ادبیات گستردهای بر نظریه بازیها برای مطالعه تعاملات بین عوامل در یک زنجیره تصمیمگیری متمرکز است، اما این ادبیات روشهای عملی برای مدلسازی روابط رفتاری مورد علاقه برای مطالعه رفتار مسافر ارائه نکرده است (برای یک مرور کلی عالی از نظریه بازیها و ارتباط آن با تصمیمگیری به برنشتاین (1996) مراجعه کنید). بروئر و هنشر (2000) و رز و هنشر (2002) یک رویکرد تجربی ارائه میدهند که مفاهیم همکاری و عدم همکاری، اعتماد، بازخورد، انتظار و زمانبندی (ترجیح و انتخاب گروهی متوالی در مقابل همزمان) را به رسمیت میشناسد. به نظر میرسد مقاله اخیر یکی از تنها دو مقاله حمل و نقل است که در آن دو یا چند عامل به صورت درونزا در یک فرآیند آشکارسازی انتخاب نمایش داده میشوند1. گلیب و کوپلمن (2002) اخیراً مشارکت در فعالیتهای مشترک اعضای بزرگسال خانواده را از طریق نمایش همزمان تصمیمات هر تصمیمگیرنده در مورد مشارکت در فعالیتهای مستقل، تخصیص زمان به فعالیتهای مشترک و تعامل بین فعالیتهای فردی و مشترک مدلسازی کردهاند.
این مقاله به بررسی تعدادی از مسائل مربوط به مدلسازی تصمیمات مشترک، چه در داخل و چه بین خانوارها و شرکتها، میپردازد. سوالات مهم عبارتند از: چه رویکردهای مدلسازی امتحان شدهاند؟ با چه کسانی و چگونه، بهویژه در شرکتها، باید مصاحبه کنیم؟ چگونه آنها را پیدا کنیم و ترجیحات و انتخابهایشان را کمّی کنیم؟ مثالها شامل عوامل تعاملی کارمند-کارفرما، شرکای خانوار و شرکتهای حمل و نقل و شرکتهای حمل و نقل میشود.(منبع).