رشد شهری و حمل و نقل بار: از پراکندگی تا گسترش
هدف این مقاله، بررسی تأثیرات رشد شهری بر جابجایی بار از طریق تحلیل محلیسازی فعالیتهای شهری است. به لطف نتایج این کار، ما مبانی یک مفهوم اصلی را مطرح میکنیم که پراکندگی لجستیک و سایر پویاییهای محلیسازی را با در نظر گرفتن اصلی جابجایی بار به طور کلی، ترکیب میکند: گسترش لجستیک. از طریق تحلیل فضایی فعالیتها و مکانیابی جمعیت بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۲ در منطقه شهری لیون، تکامل مورفولوژی اجتماعی-اقتصادی و تکامل چشمانداز حمل و نقل بار را نشان میدهیم. از طریق مدلسازی حرکات بار، تکامل تحرک بار در کلانشهر لیون را با توجه به تغییرات بافت شهری نشان میدهیم.
مقدمه
تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی-اقتصادی مناطق شهری در دهههای گذشته تأثیر قابل توجهی بر تحرک کالاها داشته است. تنوع زمانبندیها و پویاییهای مکانی، درک قلمرو و اجرای راهحلها را برای برنامهریزان دشوارتر میکند، زیرا آنها دانش کمی از مکانیسمهایی که سیستم تحرک بار را میسازند، دارند. در این زمینه، «گسترش لجستیک» اکنون به طور گسترده به عنوان یک موضوع اصلی برای حمل و نقل بار شهری در نظر گرفته میشود و تأملات در مورد سیاستهای عمومی، مقررات، کاربری زمین و پایانههای حمل و نقل شهری را تقویت میکند. گسترش لجستیک به عنوان «تمرکززدایی مکانی تأسیسات لجستیک و مراکز توزیع در مناطق شهری» تعریف میشود (Dablanc, 2014). مطالعات علمی در طول دهه گذشته با تجزیه و تحلیل محلیسازی پایانههای حمل و نقل، پدیده گسترش لجستیک و اثرات بالقوه آن را روشن کردهاند. با این حال، از آنجایی که تحرک، بیان سیستماتیک ساختار یک شهر است، جدا کردن محلیسازی پایانههای حمل و نقل از سایر فعالیتها دشوار به نظر میرسد.
ما فرض میکنیم که گسترش لجستیک همراه با تراکم مناطق مرکزی ممکن است وابستگی مراکز را افزایش داده باشد. در واقع انتظار میرود تمرکز لجستیک و صنعت در مناطق پیرامونی منجر به تبادلات شدیدتر بین مرکز و پیرامون شهرها شود و در عین حال بر فضاهای میانی تأثیر بگذارد. از آنجایی که حرکت گسترش شهری جدید نیست، احتمالاً روندهای مکانی خاص (به عنوان مثال خردهفروشان یا مناطق مسکونی) در بافت شهری میتواند اثرات گسترش بر جابجایی بار شهری را تعدیل کند. بنابراین میتوانیم استدلال کنیم که گسترش لجستیک به عنوان یک مفهوم، برخی از پیچیدگیهای رشد شهری و تأثیرات آن بر جابجایی بار را نادیده میگیرد.
این تغییرات پیچیده در قلمرو شهری، چالشهایی را که برنامهریزان اکنون در ایجاد تعادل مجدد در چیدمان فعالیتهای شهری و محدود کردن اثرات مضر گسترش بیرویه پایانههای حمل و نقل با آن مواجه هستند، برجسته میکند. بنابراین، ما یک مفهوم جدید مبتنی بر گسترش بیرویه لجستیک و گسترش آن، از طریق یک رویکرد سیستمی به تحرک حمل و نقل شهری، پیشنهاد میکنیم. ما فرض میکنیم که تأثیر گسترش لجستیک در صورتی بهتر تعریف میشود که در رابطه با فعالیتهایی که بار را دریافت و منتشر میکنند، در نظر گرفته شود، در حالی که تحرک بار را از طریق تعادل منطقهای بار منعکس میکند. بنابراین، ما دو سوال اصلی میپرسیم:
۱. چگونه میتوانیم تعادل/عدم تعادل منطقهای بار در مناطق شهری را اندازهگیری کنیم؟
۲. تأثیرات این تعادل بر جابجایی بار چیست؟
پاسخ به این سؤالات ما را به سمت رسمیسازی مفهوم انبساط لجستیک سوق میدهد. برای ارائه این کار، مروری بر ادبیات در بخش ۲ انجام میشود. بخش ۳ روششناسی مورد استفاده برای انجام تحلیل ما از رشد شهری را ارائه میدهد که در بخش ۴ شرح داده شده است. بخش ۵ اثرات تکامل شهری بر جابجایی بار را ارائه میدهد و مفهوم انبساط لجستیک را معرفی میکند. بخش ۶ مقاله را با محدودیتها و فرصتهای این مطالعه به پایان میرساند.(منبع).