دیدگاه چند ذینفعی در مورد موانع سیستم حمل و نقل شهری بدون سوخت فسیلی
هدف از این مطالعه، ارائه دیدگاهی سیستمی در مورد موانع توسعه یک سیستم حمل و نقل شهری بدون سوخت فسیلی و در نتیجه پایدارتر و ارائه بینشهایی در مورد این موانع و چگونگی جلوگیری از پیشرفت است. دیدگاه سیستمی، تحقیقات قبلی را که در آن موانع در بخشهای مشخصی از سیستمهای حمل و نقل شناسایی شده بودند، تکمیل میکند. در اینجا، سیستم حمل و نقل شهری در یک شهر سوئدی با استفاده از یک رویکرد استقرایی و کیفی بررسی میشود که بر اساس آن موانع هم به تفصیل و هم طبقهبندی شدهاند. این مطالعه بر اساس دادههای تجربی مربوط به برداشتهای ذینفعان متعدد در یک سیستم است. روابط متقابل بین دستههای موانع و تغییرات در سیستم حمل و نقل شهری از طریق نظریه مدیریت بررسی میشود. این مطالعه مروری منحصر به فرد بر موانع توسعه در یک سیستم و بینشهایی در مورد این موانع و چگونگی جلوگیری از توسعه سیستم توسط آنها ارائه میدهد. ده دسته از موانع شناسایی شدهاند: فناوری، زیرساخت، اقتصاد، دانش، سیاست، اهداف، سازمان، همکاری، سیاست و عوامل اجتماعی. این دستهها را میتوان به چهار نوع مختلف تقسیم کرد که بر اساس چگونگی جلوگیری از توسعه به سمت پایداری، به یکدیگر و به کل سیستم از طرق مختلف مرتبط هستند. تحقیقات آینده میتواند با ادامه مطالعه فرآیندهای توسعه سیستم حمل و نقل شهری و با افزودن بینشهایی از سایر زمینهها، ذینفعان و حوزههای نظری، این دانش نظری را ارتقا دهد.
مقدمه
حمل و نقل بار در مناطق شهری به طور همزمان هم به کیفیت زندگی شهروندان کمک اساسی میکند و هم آن را کاهش میدهد. این امر منابع لازم را برای شهروندان و مشاغل فراهم میکند و از این طریق از ثروت شهرها پشتیبانی میکند، در عین حال عوارض جانبی مختلفی مانند انتشار گازهای گلخانهای، سر و صدا، ازدحام و تصادفات ایجاد میکند که کیفیت زندگی ساکنان را کاهش میدهد. افزایش تقاضاهای اجتماعی در مورد مهار گرمایش جهانی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان در مناطق شهری، بخش حمل و نقل بار شهری را مجبور به کاهش پیامدهای منفی فعالیتهای خود میکند – فعالیتهایی که پیشبینی میشود به دلیل ادامه دیجیتالی شدن و شهرنشینی، در دهههای آینده شاهد رشد شدید تقاضا باشند [1،2]. ضرورت برآورده کردن ظرفیت افزایش یافته و الزام به کاهش پیامدهای منفی حمل و نقل شهری، توسعه را به سمت استفاده کارآمدتر از منابع و همچنین تغییر به شیوههای بدون سوخت فسیلی سوق میدهد [3،4،5]. این تغییر بخشی از توسعه به سمت سیستمهای حمل و نقل شهری پایدار از نظر زیستمحیطی است.
با این حال، توسعه لازم به سمت سیستمهای حمل و نقل شهری پایدار از نظر زیستمحیطی [6] با موانع مختلفی مواجه است. چنین موانعی از دیدگاههای نظری مختلفی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. دو بررسی ادبیات، موانع را در سطح کلی سیستم حمل و نقل بررسی کردهاند. اولین مورد از این بررسیها، موانع موجود بر سر راه پایدارتر کردن حمل و نقل بار از نظر زیستمحیطی، از جمله موانع لجستیکی، سازمانی و فنی، و همچنین پیشنیازهای خارجی (به عنوان مثال، قوانین و مقررات متناقض) که مانع تغییر میشوند را شناسایی کرد [7]. بررسی ادبیات دوم، با تمرکز بر حمل و نقل بار از دیدگاه مدیریت زنجیره تأمین، نگرانیهای مربوط به هزینه، فقدان مشروعیت و تعهد، محدودیتهای سیاستگذاری و زمینه صنعت را از موانع تأثیرگذار دانست [8]. تعدادی از مطالعات محدودتر، موانع موجود بر سر راه راهحلهای خاص در سیستمهای حمل و نقل شهری را بررسی کردهاند که میتوانند از دیدگاه پایداری تأثیر مثبتی داشته باشند. به عنوان مثال، یک مطالعه در مورد مشارکتهای حمل و نقل، موانع مربوط به توانایی سازماندهی ذینفعان برای همکاری را شناسایی کرد [9]. یک مطالعه در مورد ابتکارات مرکز ادغام شهری، موانع مالی، عملی، اجتماعی، فرهنگی و خاص کالاها را شناسایی کرد [10]. مطالعات دیگر موانعی را برای پذیرش قفلهای هوشمند [11]، موجودیهای مدیریتشده توسط فروشنده [12]، اشتراک دوچرخه [13]، حمل و نقل عمومی [14،15،16]، تدارکات دوچرخه [17،18،19] و وسایل نقلیه الکتریکی و خودران [20،21،22] شناسایی کردهاند.
دو بررسی جامع که تا حدودی سیستم حمل و نقل شهری و راهحلهای خاص مرتبط با پایداری در سیستم حمل و نقل شهری را پوشش میدهند، در کنار هم موانع متعدد موجود بر سر راه پایدارسازی سیستمهای حمل و نقل شهری را برجسته میکنند. برای دستیابی به سیستمهای حمل و نقل شهری پایدار از نظر زیستمحیطی، باید بر موانع مختلف و گاهاً مرتبط با ذینفعان مختلف غلبه کرد. این مقاله با مطالعه موانع موجود در یک سیستم حمل و نقل شهری و تمرکز بر جنبه پایداری زیستمحیطی که مربوط به گذار به انرژی بدون سوخت فسیلی است، قصد دارد تا حدودی این واقعیت پیچیده را شفافسازی کند. این رویکرد، دیدگاهی جامع از تصویر کاملاً تکهتکه فعلی موانع در سیستمهای حمل و نقل شهری ایجاد میکند.
این مطالعه علاوه بر دیدگاه منحصر به فرد سیستم حمل و نقل شهری، قصد دارد دادههای تجربی را که در تحقیقات قبلی مورد نیاز بودهاند، گزارش دهد. محققان استدلال کردهاند که مطالعات تجربی که ابعاد مختلف سیستمهای حمل و نقل شهری را از دیدگاه ذینفعان بررسی میکنند، میتوانند تحقیقات قبلی [22،23] را تکمیل کنند و در نتیجه بینشهای مفیدی را برای حمایت از توسعه به سمت اهداف زیستمحیطی محلی ارائه دهند. بهکارگیری دیدگاههای جامع در سیستمهای حملونقل شهری میتواند بینشهایی در مورد چگونگی تأثیر عوامل بر یکدیگر و خود سیستم ارائه دهد [24] – بینشهایی که برای امکانپذیر کردن توسعه هدفمند سیستمهای حملونقل شهری بسیار مهم هستند و میتوانند به پیشرفت دانش نظری در مورد سیستمهای حملونقل شهری کمک کنند.
از این رو، هدف این مطالعه ارائه یک دیدگاه جامع در مورد موانع سیستم حمل و نقل شهری بدون سوخت فسیلی بر اساس دادههای تجربی مربوط به برداشتهای ذینفعان در یک سیستم است. هدف دیگر، کمک به درک این موانع، ارتباطات متقابل آنها و چگونگی تأثیر آنها بر توسعه سیستمهای حمل و نقل شهری است. این مطالعه با سوالات تحقیقاتی زیر هدایت شده است:
- کدام موانع، از دیدگاه چند عاملی، مانع توسعه به سمت یک سیستم حمل و نقل شهری بدون سوخت فسیلی میشوند؟
- این موانع چگونه با یکدیگر و با توسعه سیستم حمل و نقل شهری به طور کلی مرتبط هستند؟
در این مطالعه، سیستم حمل و نقل شهری در یکی از ده شهر بزرگ سوئد (با کمتر از 200000 نفر جمعیت) به صورت تجربی از طریق یک رویکرد استقرایی شامل چندین ذینفع از انواع مختلف که در همان سیستم فعال هستند، بررسی میشود. این رویکرد پیچیدگی چندوجهی موانع و روابط آنها را در یک سیستم موجود روشن میکند. ارتباطات لجستیکی گسترده شهر و جاهطلبیهای بالای زیستمحیطی آن، مطالعه آن را جالب میکند. اندازه شهر، امکان بررسی اجمالی سیستم حمل و نقل شهری آن را فراهم میکند، اما این سیستم هنوز به اندازهای بزرگ است که پیچیدگیهایی را در مسیر پایداری زیستمحیطی ایجاد کند.
این مقاله از اصطلاح اختصاری «بدون فسیل» استفاده میکند که برای توصیف یک سیستم حمل و نقل شهری که با انرژی غیرفسیلی کار میکند، به جای یک سیستم حمل و نقل که کاملاً از اجزای فسیلی در تمام ابعاد خود (مانند مواد و غیره) جدا شده است، استفاده میشود.
بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: ابتدا، وضعیت تحقیق در بخش پیشینه نظری شرح داده شده است. پس از آن بخش مواد و روشها و سپس بخش نتایج آمده است. نتایج در بخش بحث تفسیر میشوند و مقاله در بخش نتیجهگیری نهایی میشود.(منبع).