حمل و نقل بار بینوجهی و دسترسی منطقهای در ایالات متحده
نویسندگان بررسی میکنند که چگونه شبکه حمل و نقل بار بینوجهی بر توانایی مناطق برای قرار گرفتن مؤثرتر در اقتصاد فضایی ملی تأثیر میگذارد. مورد ترافیک بار کانتینری داخلی بررسی میشود زیرا ارتباط نزدیکی با اشکال معاصر ادغام بین حمل و نقل ریلی و کامیونداری دارد. با کمک یک سیستم اطلاعات جغرافیایی، تأثیر بالقوه حمل و نقل بینوجهی در ایالات متحده با نقشهبرداری از معیارهای دسترسی مکانی یکپارچه مناطق با کد پستی پنج رقمی تجزیه و تحلیل میشود. عملکرد شبکه حمل و نقل بینوجهی با مقایسه معیارهای دسترسی بر اساس شبکه بزرگراه و شبکه بینوجهی به ترتیب ارزیابی میشود. رگرسیونهای وزنی جغرافیایی نیز برای شناسایی متغیرهایی که به بهبود دسترسی به دلیل حمل و نقل بینوجهی کمک میکنند، انجام میشوند، در حالی که ناپایداری مکانی روابط را در نظر میگیرند. حمل و نقل چندوجهی کامیون به ریل حدود 2.1٪ از کل تجارت داخلی را بر اساس تن-مایل در سال 1997 به خود اختصاص داده است (وزارت حمل و نقل ایالات متحده، 1999). این با سهم بازار آن در اروپا قابل مقایسه است (EC، 2001).
مقدمه
میتوان گفت که هدف اصلی هر سیستم حمل و نقل، دسترسی به امکانات است. به عنوان یک مفهوم خاص مکانی، دسترسی به توانایی تعامل با سایر مکانها مربوط میشود. دسترسی نشان میدهد که چگونه میتوان فرصتهای اقتصادی پراکنده را از طریق تجارت از یک مکان مرجع، با استفاده از یک سیستم حمل و نقل خاص، به راحتی دریافت کرد (Koenig, 1980). بنابراین، برای ارزیابی عملکرد یک سیستم حمل و نقل، لازم است معیارهایی برای کارایی سیستم (Levinson, 2003) در جابجایی افراد به مکانهای مورد نظرشان و حمل کالا به مکانهای مورد تقاضا، ابداع شود. تاکنون، بیشتر تحقیقات در مورد معیارهای دسترسی به بافت شهری-کلانشهری بر اساس شبکههای خیابانی محدود شده است (Hanson and Schwab, 1987; Helling, 1998; Thill and Kim, 2005)، در حالی که دسترسی از طریق شبکههای حمل و نقل بار بینوجهی به طور منحصر به فردی ناشناخته مانده است. نیاز به یک دیدگاه چندوجهی در تحلیل تأثیر دسترسی بر بهبود حملونقل، به شدت توسط بروینسما و ریتولد (۱۹۹۸) و دیگران مورد حمایت قرار گرفته است.
سیستمهای حمل و نقل سنتی که از مجموعهای از شیوههای حمل و نقل تشکیل شدهاند که از نظر فیزیکی از یکدیگر متمایز هستند، برای رقابتی بودن و ایجاد ارزش برای شرکتهای حمل و نقل، به ارتباطات و هماهنگی مؤثر بین آنها وابسته هستند. با افزایش مداوم تجارت در مسافتهای طولانی و فشار فزاینده برای کاهش هزینههای لجستیک، ادغام حمل و نقل بین شیوههای مختلف یا «بینوجهیگرایی» به یک نمود برجسته از لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین در اقتصادهای پیشرفته تبدیل شده است (Slack,2001). ابتدا در تجارت خارجی و اخیراً در تجارت داخلی. (1) هدف این مقاله سنجش کارایی سیستم حمل و نقل بار ایالات متحده در پذیرش بینوجهیگرایی به عنوان جایگزینی برای حمل و نقل بزرگراهی درب به درب است. مورد ترافیک بار کانتینری داخلی بررسی میشود زیرا ارتباط نزدیکی با اشکال معاصر ادغام بین حمل و نقل ریلی و کامیونی دارد. عملکرد ترکیب لجستیکی راهآهن-بزرگراه از دیدگاه سیاستهای زیرساختی با مقایسه نقشههای معیارهای دسترسی از نوع جاذبهای به ترتیب بر اساس شبکه بزرگراه ملی و شبکه حمل و نقل بینوجهی ملی (بزرگراه به علاوه راهآهن) ارزیابی میشود.
بنابراین، نقشههای دسترسی حاصل، در بررسی این موضوع که آیا حمل و نقل بینوجهی، کارایی حمل و نقل زمینی داخلی را افزایش میدهد یا خیر و اینکه آیا هرگونه سود درک شده، الگوی فضایی سازمانیافتهای را در سراسر ایالات متحده نشان میدهد، مفید هستند. در نهایت، این تحقیق به بحث در مورد اینکه آیا پیشرفتهای معاصر سیستم مدیریت لجستیک و تأمین، قطبی شدن فضایی یا عدم تمرکز در مزایای رقابتی مرتبط با دسترسی به بازار را ارتقا داده است، آیا آنها به حفظ سلسله مراتب بین مناطق عملکردی کمک کردهاند یا خیر، و آیا از استبداد فاصله استفاده شده است، کمک میکند. ادامه این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 به بررسی شبکههایی میپردازد که شبکههای چندوجهی و شبکههایی را که از یک شیوه حمل و نقل تشکیل شدهاند، از منظر دسترسی، از هم جدا میکنند. پیامدهای اقتصادی منطقهای تغییرات در دسترسی نیز ارائه شده است. شبکه حمل و نقل بینوجهی که به عنوان پایه مطالعه دسترسی منطقهای استفاده میشود، در بخش 3 شرح داده شده است و روششناسی در بخش 4 معرفی شده است. نتایج تجزیه و تحلیل آماری در بخش 5 ارائه و مورد بحث قرار گرفته است و نتیجهگیری در بخش 6 ترسیم شده است.(منبع).