تحلیل چندمعیاره برای ارزیابی راهحلهای لجستیک حمل و نقل شهری: یک بررسی سیستماتیک از متون
تنش بین لجستیک شهری و تأثیر آن بر توسعه پایدار شهری مشهود است. اغلب، تصمیمات زیستمحیطی محلی، اثرات آن بر لجستیک حمل و نقل شهری را نادیده میگیرند و ذینفعان را در نظر نمیگیرند. برای پرداختن به این موضوع، استفاده از تحلیل چندمعیاره برای برنامهریزی و تصمیمگیری آگاهانه شهری مرتبط میشود. در این زمینه، این مقاله یک بررسی سیستماتیک از متون از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲ انجام میدهد که بر اجرای روش تحلیل چندمعیاره برای ارزیابی جایگزینهای راهحلها در لجستیک حمل و نقل شهری متمرکز است. از ابزار PRISMA در این بررسی برای انتخاب نشریات و دستهبندی اطلاعات بهدستآمده برای پرداختن به سؤالات تحقیق استفاده شد. نتایج، برجستهترین نویسندگان و نشریات، وابستگیهای کشوری نویسندگان، فراوانی انتشار سالانه، اهداف تحقیق، چارچوبهای مورد استفاده، بازیگران درگیر، معیارهای ارزیابی تعریفشده، انواع جایگزینها برای راهحلهای در نظر گرفتهشده و روشهای MCDM اعمالشده را نشان میدهد. یافته اصلی این است که رایجترین روشهای MCDM مورد استفاده، ترکیبی AHP و پس از آن MAMCA بودند. علاوه بر این، هیچ همبستگی روشنی بین اهداف دنبال شده و روشهای MCDM به کار گرفته شده توسط محققان شناسایی نشده است. لازم به ذکر است که تمام نشریات با بیشترین تعداد استناد، از روشهای فازی در تحلیلهای خود استفاده میکنند.
مقدمه
لجستیک شهری به یک عامل حیاتی در شتاب اقتصادی شهرها تبدیل شده است [1]. این ارتباط ارتباط نزدیکی با رشد جمعیت، افزایش متعاقب مصرف از طریق کانالهای مختلف در مناطق شهری و افزایش جریان کالاها به و از نقاط مختلف مصرف دارد. این امر نیاز به بهبود فعالیتهای لجستیکی برای بهینهسازی منابع و کاهش اثرات زیستمحیطی مرتبط را ایجاد کرده است [2،3]. همچنین در نظر گرفتن تحولی که مناطق شهری در سالهای اخیر تجربه کردهاند و تصمیماتی که دولتها برای بهبود کیفیت زندگی در این مناطق اتخاذ کردهاند، مهم است. این عوامل مستقیماً بر لجستیک شهری و آخرین مایلی که سازمانها باید برای ارائه مؤثر به مشتریان خود هماهنگ کنند، تأثیر میگذارند [2،4،5].
همچنین توجه به تحولی که مناطق شهری در سالهای اخیر تجربه کردهاند و تصمیماتی که دولتها برای بهبود کیفیت زندگی در این مناطق اتخاذ کردهاند، حائز اهمیت است. این عوامل مستقیماً بر لجستیک شهری و آخرین مایلی که سازمانها باید برای ارائه مؤثر به مشتریان خود هماهنگ کنند، تأثیر میگذارند [2،4،5]. لجستیک حمل و نقل شهری با هدف برنامهریزی و مدیریت جریان کالا، اطلاعات و فعالیتهای مرتبط در مناطق شهری، عمدتاً به دنبال خدمات مؤثر، سودآوری عملیات و پایداری است [6]. ترافیک و آلودگی محیط زیست از جمله مسائل اصلی هستند که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرند [7]. برای دستیابی به این اهداف، تصمیمگیری لازم است زیرا لجستیک حمل و نقل شهری با توجه به نوعشناسی شهرها، محدودیتهای گردش، جنبههای اجتماعی و توپوگرافی و تمرکز توسعه، از جمله عوامل دیگر، دارای معانی خاصی است. این شرایط مستلزم طراحی و تعریف سیاستهایی است که لجستیک را به طور دقیقتر و کاملتری کنترل میکنند [8،9]. علاوه بر این، این تصمیمات شامل طرفین یا ذینفعان مختلفی (فرستندگان کالا، گیرندگان، اپراتورهای حمل و نقل یا شرکتهای حمل و نقل، شهروندان، مدیران دولتی، ارائه دهندگان خدمات لجستیک، فناوری اطلاعات و زیرساختها، و انجمنهای صنعتی و غیره) با اهداف متنوع است که این فرآیند را بسیار پیچیدهتر میکند. در این زمینه، لجستیک حمل و نقل شهری به دلیل عدم توجه کافی در تصمیمات اتخاذ شده توسط مقامات محلی برای حفظ محیط زیست، بهبود رفاه شهروندان و افزایش تحرک در محیطهای شهری، به عنوان یک موضوع با اهمیت غیرقابل انکار ظاهر میشود [10]. در بسیاری از موارد، اقدامات انجام شده برای کاهش آلودگی و ترویج شیوههای پایدار اغلب بر تحرک مردم و حمل و نقل عمومی تمرکز دارد [11] و تأثیر قابل توجهی را که لجستیک حمل و نقل بر ساختار شهری و زندگی روزمره دارد، نادیده میگیرد.
فقدان تحلیل کامل و دقیق سیاستهای محلی میتواند منجر به لجستیک حمل و نقل شهری ناکارآمد و ناپایدار شود [13] که بر عملکرد روان زنجیره تأمین تأثیر میگذارد و همچنین میتواند اثرات جانبی منفی مانند ازدحام، آلودگی و هزینههای عملیاتی بالا ایجاد کند [10،14]. بنابراین، لجستیک حمل و نقل شهری این پتانسیل را دارد که هم بر کیفیت زندگی شهروندان و هم بر پایداری اقتصادی مشاغل تأثیر بگذارد. بنابراین، لجستیک حمل و نقل شهری به عنوان یک رشته اساسی برای پرداختن به چالشهای فعلی شهر و هدایت تصمیمات برنامهریزی و مدیریت به نظر میرسد و منجر به راهحلهای بهینه در میان چالشهای پیچیده شهری میشود. فقدان ملاحظات جامع در سیاستهای محلی و نیاز روزافزون به ایجاد شهرهای پایدار، اهمیت بررسی، درک و بهینهسازی لجستیک حمل و نقل در محیطهای شهری را برای دستیابی به شهرهایی قابل سکونتتر و رقابتیتر برجسته میکند.
به منظور برنامهریزی و بهینهسازی فرآیندهای مرتبط با لجستیک شهری، روشهای متعددی ادغام شدهاند. این روشها شامل روشهای اکتشافی، مشاوره و مشارکت ذینفعان، مدلهای شبیهسازی، روشهای تحلیل چندمعیاره، مدلهای هزینه [15]، ارزیابی چرخه عمر و تحلیل ریسک هستند. این روشها توسط یک تحلیل کمی پشتیبانی میشوند که امکان بهبود فرآیند را با در نظر گرفتن محدودیتها و ویژگیهای هر منطقه شهری فراهم میکند.
در این زمینه، نقش رویکرد تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) برجسته میشود، زیرا به تصمیمگیری در موقعیتهایی که باید چندین گزینه ارزیابی شوند، کمک میکند. این رویکرد متعلق به شاخه تحقیق در عملیات است که معیارهای کمی و کیفی متعددی را در نظر میگیرد [16]. توجه به این نکته مهم است که هر مسئله لجستیک شهری منحصر به فرد است و شرایط داخلی خاص و عناصر تعیینکننده خارجی مانند جنبههای فیزیکی و عوامل عمومی و سیاسی دارد. اگرچه ممکن است اهداف مشترکی وجود داشته باشد و از تکنیکهای مشابهی استفاده شود، اما هیچ مسئله یکسانی وجود ندارد.
این مقاله کاربردهای مختلف روشهای چندمعیاره یا چندشاخصه در لجستیک شهری را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه این روشها با شرایط و نیازهای خاص هر مورد سازگار میشوند. پرداختن به چالشهای لجستیک شهری به وضوح مستلزم در نظر گرفتن تنوع عوامل و یافتن راهحلهای سفارشی است که با شرایط خاص هر منطقه متناسب باشد.
هدف این مقاله ارائه یک مرور سیستماتیک بر ادبیات در مورد استفاده از تکنیکهای چندمعیاره مورد استفاده در ارزیابی جایگزینها برای لجستیک بار شهری بر اساس رویکرد سیاست عمومی و عملکرد تجاری است که از طریق آن به سؤالات تحقیقاتی زیر پرداخته خواهد شد:
- اهداف دنبال شده برای بازتعریف سیاستهای عمومی برای لجستیک بار شهری چیست؟
- ذینفعان یا طرفهای ذینفع به طور مستقیم یا غیرمستقیم در هر تحول پیشنهادی دخیل هستند؟
- عوامل و معیارهای ارزیابی جایگزینها برای لجستیک بار شهری چیست؟
- دستهبندی جایگزینها برای راهحلهای پیشنهادی چیست؟
- روشهای تصمیمگیری چندمعیاره مورد استفاده برای تحول لجستیک بار شهری چیست؟
- چارچوبهای توسعهیافته در تحقیقات برای پشتیبانی از تصمیمات مربوط به شکلدهی لجستیک بار شهری چیست؟
سوالات فوق از اهمیت بالایی برخوردارند، زیرا به جنبههای اساسی در تحلیل چندمعیاره برای انتخاب استراتژیها در لجستیک حمل و نقل شهری میپردازند. این سوالات، بازیگران دخیل در تحول شهرها را هدایت میکنند و به آنها اجازه میدهند اهداف و چالشهای مشترک در مطالعات قبلی را درک کنند (سوال 1). از سوی دیگر، این فرآیندها شامل ذینفعان متعددی هستند که ممکن است در تصمیمگیریها شرکت کنند یا نکنند و به طرق مختلف به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گیرند. بنابراین، شناسایی افرادی که در این فرآیند ادغام شدهاند (سوال 2)، درک معیارهای در نظر گرفته شده (سوال 3) و دانستن گروهبندی یا طبقهبندی گزینههای راهحل ممکن (سوال 4) به خوانندگان این امکان را میدهد که ارزیابی کنند که آیا زمینههای مشابهی در ادبیات مورد بررسی قرار گرفتهاند یا خیر.
در نهایت، تجزیه و تحلیل تکنیکهای مورد استفاده در ادبیات و چارچوبهای مفهومی موجود به تحلیلگران کمک میکند تا روشها و تکنیکهای چندمعیاره مورد استفاده، سودمندی و ارتباط آنها را تشخیص دهند (سوالات ۵ و ۶). این رویکردها به طور مشترک راهنماییهای ارزشمندی را برای پرداختن به چالشهای مشابه در لجستیک شهری ارائه میدهند.
این مقاله به شرح زیر ساختار یافته است: بخش ۲ به بررسیهای ادبیات قبلی میپردازد، در حالی که بخش ۳ روششناسی کاربردی را با اشاره به پروتکل جستجوی اجرا شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به تفصیل شرح میدهد. بخش ۴ تجزیه و تحلیل توصیفی از نتایج، از جمله اطلاعات مرتبط مانند انتشارات سالانه، نویسندگان مرتبط، کشورهای وابسته به نهاد نویسندگان و مقالات پراستناد، انجام میدهد. بخش ۵ به سوالات تحقیق مطرح شده، از جمله اهداف انتشار، چارچوبهای کاربردی، ذینفعان یا بازیگران درگیر در تصمیمگیری، معیارهای تجزیه و تحلیل تعریف شده، گزینههای ارزیابی شده برای راهحلها و روشهای MCDM مورد استفاده در انتشارات منتخب، میپردازد. در نهایت، بخش ۶ نتیجهگیریهای حاصل از کار انجام شده را ارائه میدهد.(منبع).