تحلیل اکتشافی اثرات مکانی بر جذب سفرهای باری

تحلیل اکتشافی اثرات مکانی بر جذب سفرهای باری

این مقاله، تحلیل اکتشافی از جذب سفرهای باری و ارتباط آن با ویژگی‌های کلیدی محیط شهری انجام می‌دهد. نویسندگان با استفاده از داده‌های سطح بنگاه، نقش ویژگی‌های تجاری و همچنین توصیفگرهای شبکه و کاربری زمین را بررسی می‌کنند. این تحقیق از داده‌های ۳۴۳ بنگاه از پنج بخش صنعتی مختلف در شهر نیویورک استفاده می‌کند. این بنگاه‌ها از نظر جغرافیایی موقعیت‌یابی شده‌اند و شاخص‌های ارتباط مکانی برای ارزیابی وجود اثرات مکانی تخمین زده می‌شوند. از تکنیک‌های اقتصادسنجی مکانی برای ارزیابی نقش اثرات مکانی بین بنگاه‌ها و محیط شهری استفاده می‌شود. شواهد تجربی نشان می‌دهد که موقعیت بنگاه‌ها، مانند ارزش زمین و عرض خیابان جلویی، نقش مهمی در جذب سفرهای باری (FTA) ایفا می‌کنند و صنایع خرده‌فروشی واقع در مناطق با اشتغال بالا، تمایل به تولید FTA بالاتری به ازای هر کارمند دارند. یافته کلیدی دیگر این است که FTA با استفاده از مدل‌های غیرخطی برای همه بخش‌های صنعت بهتر مدل‌سازی می‌شود. به طور خاص، جذب سفرهای باری بنگاه‌های تجاری با اشتغال مقعر است و با افزایش اشتغال، مسطح می‌شود. این موضوع با نتایج مدل‌سازی تأیید می‌شود که در آن، دامنه ضرایب تخمین زده شده برای اشتغال نشان می‌دهد که اگرچه بنگاه‌های بزرگ‌تر FTA بالاتری نسبت به بنگاه‌های کوچک دارند، FTA با نرخ نهایی نزولی افزایش می‌یابد. این یافته‌های اکتشافی، استفاده از متغیرهای مکانی و مشخصات اثرات مکانی غیرخطی را برای بهبود مدل‌های FTA روشن می‌کند.

مقدمه

در نتیجه فرآیندهای صنعتی شدن که اقتصاد جهانی را شکل داده‌اند، مناطق کلان‌شهری به مراکز تولید و تجارت تبدیل شده‌اند، آهنرباهای توسعه‌ای که تمایل به جذب ساکنان جدید دارند. به عنوان بخشی از این روند، بخش بزرگی از جمعیت جهان در حال حاضر در مناطق شهری زندگی می‌کنند که در بیشتر موارد، آمادگی کامل برای اسکان ساکنان جدید را ندارند. پیامدهای این رشد جمعیت قابل توجه است، زیرا انتظار می‌رود تعداد ساکنان شهری تا سال 2030 از 3.5 میلیارد نفر به 5 میلیارد نفر افزایش یابد. این افزایش شهرنشینی قطعاً چالش‌های بزرگی را برای سیستم‌های زیرساخت شهری که از قبل تحت فشار بوده‌اند، ایجاد خواهد کرد و احتمالاً تأثیرات زیست‌محیطی قابل توجهی خواهد داشت. به عنوان تسکینی برای این وضعیت، برنامه‌ریزان شهری ایده‌هایی را برای تقویت الگوهای رشد پایدار و افزایش زیست‌پذیری شهری، مانند افزایش مناطق قابل پیاده‌روی، اتخاذ کاربری‌های مختلط با تراکم بالای جمعیت و ترویج استفاده از سیستم‌های حمل و نقل عمومی پیشنهاد کرده‌اند (شبکه رشد هوشمند و ICMA 2002).

یکی از عواملی که بیشترین تأثیر را بر زندگی شهری می‌گذارد و اغلب توجه ساکنان شهری را به خود جلب می‌کند، ازدحام ترافیک ناشی از فعالیت‌های شهری است. حمل و نقل بار به دلیل قابل مشاهده بودن، اغلب با ترافیک سنگین و اثرات منفی زیست‌محیطی همراه است. با این حال، اگرچه حمل و نقل بار اثرات منفی ایجاد می‌کند، اما برای توسعه اقتصادی نیز ضروری است. همانطور که اوگدن (1992) بیان کرده است، “حمل و نقل بار برای تمدن شهری مدرن کاملاً ضروری است. مفهوم شهرنشینی به یک سیستم حمل و نقل برای حفظ آن نیاز دارد، زیرا شهرنشینی به این معنی است که تعداد زیادی از مردم در مناطقی دور از منابع غذایی، منابع مواد اولیه برای صنعت، بازارهای محصولات صنعتی و مکان‌هایی برای دفع زباله‌های خود تجمع می‌کنند.” با وجود اهمیت آن، ارتباط بین حمل و نقل و کاربری زمین اغلب نادیده گرفته می‌شود. برای مثال، در حالی که برخی مطالعات نقش عوامل محیط ساخته‌شده و تصمیمات مربوط به کاربری زمین، مانند مواردی که توسط رشد هوشمند پیشنهاد شده است، را بر مسافت طی‌شده توسط وسایل نقلیه توسط مسافران تجزیه و تحلیل کرده‌اند (هونگ و همکاران، ۲۰۱۳)، این مورد در مورد حمل‌ونقل بار صدق نمی‌کند، زیرا مطالعات بسیار کمی چگونگی تأثیر این عوامل و تصمیمات را بر کارایی جابجایی بار تجزیه و تحلیل کرده‌اند (باسوک و همکاران، ۲۰۱۳). برای جلوگیری از پیامدهای منفی غیرمنتظره، در نظر گرفتن سیستم حمل‌ونقل بار هنگام طراحی سیاست حمل‌ونقل شهری و جستجوی استراتژی‌هایی که اثرات جانبی منفی را بدون ایجاد مانع در پیشرفت اقتصادی کاهش می‌دهند، مهم است.

ازدحام ترافیک هم بر شهروندان و هم بر مشاغل تأثیر می‌گذارد. برای مشاغل، تأثیرات ازدحام در درجه اول بر دسترسی، تصادفات و عملیات (به عنوان مثال، بهره‌وری، قابلیت اطمینان تحویل) تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، هارتگن و همکاران (2014) نشان می‌دهند که مشاغل تمایل دارند مکان خود را بر اساس راحتی مکان، دسترسی، دید و همچنین بر اساس ازدحام ترافیک انتخاب کنند. به طور خاص، مشاغل واقع در مناطق مرکز شهر و خیابان‌های عریض، ازدحام ترافیک را به عنوان یک مشکل می‌بینند. طبق این مطالعه، در حالی که تعداد کمی از مشاغل جابجایی را در نظر می‌گیرند، بخش بزرگی از آنها با تغییر تصمیمات تحویل و حمل و نقل خود، به عنوان مثال، استفاده از خدمات تحویل شخص ثالث، ادغام محموله‌ها، به افزایش ازدحام واکنش نشان می‌دهند (هارتگن و همکاران، 2014).

یک گام کلیدی در برنامه‌ریزی سیستم‌های حمل و نقل و طراحی سیاست‌های حمل و نقل، تخمین میزان سفرهای ایجاد شده توسط بخش‌های مختلف صنعت در یک شهر است. همانطور که در ادبیات سنتی تقاضای حمل و نقل (Ortúzar and Willumsen 2011)، اصطلاح “تولید” در اینجا برای اشاره به جذب و تولید سفرها استفاده می‌شود. در مورد بار، تعیین تفاوت بین تولید بار (FG) و تولید سفر بار (FTG) نیز بسیار مهم است. FG و FTG دو مفهوم متفاوت هستند: FG به تولید و مصرف (تقاضای) بار واقعی اشاره دارد در حالی که FTG به ترافیک باری مورد نیاز برای حمل FG اشاره دارد (Holguín-Veras et al. 2011). از آنجایی که ترافیک عاملی است که اثرات جانبی منفی را ایجاد می‌کند، درک و اندازه‌گیری FTG برای فعالیت‌های اقتصادی مختلف که در محیط شهری انجام می‌شود، ضروری است.

این مقاله با بررسی عوامل تعیین‌کننده مکانی و فضایی جذب سفر بار، به دنبال بهبود تکنیک‌های مدل‌سازی FTG است. این امر مهم است زیرا ملاحظات مکانی در تصمیم‌گیری‌های مکان‌یابی کسب‌وکار نقش اساسی دارند. علاوه بر متغیرهایی که به طور سنتی در مدل‌های FTG گنجانده شده‌اند، مانند اشتغال و بخش صنعت، از مجموعه‌ای مکمل از متغیرها برای مرتبط کردن FTG تأسیس با جغرافیای شهری استفاده می‌شود. این مقاله بر اساس نتایج اولیه‌ای است که سانچز-دیاز و همکاران (۲۰۱۳) ارائه داده‌اند. اگرچه FTG از جذب سفر بار (FTA) و تولید سفر بار (FTP) تشکیل شده است، اما تمرکز اصلی این تحقیق بر FTA است، زیرا داده‌های FTP در دسترس نبودند.(منبع).

Call Now Button