تأثیر نابرابری کربن موجود در تجارت بین شهری بر تابآوری زنجیره تأمین حمل و نقل جادهای ملی
توزیع نابرابر انتشار کربن در امتداد پیوندهای تجاری بین استانی، تهدیدی قابل توجه اما کمتر شناخته شده برای تابآوری زنجیره تأمین ملی است. این مطالعه یک چارچوب نوآورانه مبتنی بر جریان تجارت را برای ارزیابی و افزایش تابآوری معرفی میکند و از تغییرات انتشار کربن به عنوان شاخص اصلی تابآوری برای ثبت تأثیر زیستمحیطی فعالیتهای تجاری استفاده میکند. با استفاده از یک مدل ورودی-خروجی چند منطقهای (MRIO)، تعاملات بین انتشار گازهای گلخانهای جادهای و جریانهای تجارت کالا را کمّی میکنیم. سپس تابآوری از طریق کارایی شبکه و مدل درجه هماهنگی جفتسازی ارزیابی میشود. نظریه نفوذ، آستانه شکست کمی برای برنامهریزی تابآوری ارائه میدهد، در حالی که یک مدل شکست آبشاری، پاسخ پویای شبکه به اختلالات گره را شبیهسازی میکند. یافتهها نشان میدهد که نابرابریها در شدت انتشار گازهای گلخانهای که در تجارت وجود دارد، به طور قابل توجهی بر تابآوری منطقهای تأثیر میگذارد، به طوری که تابآوری بیشتر به محصولات تجاری و ساختار بار مرتبط است تا به توسعه اقتصادی، و اینکه شکست در گلوگاههای کلیدی میتواند باعث خرابیهای چند سطحی در شبکه زنجیره تأمین شود. علاوه بر این، تخصیص مسئولیتهای کربن و روابط انتشار گازهای گلخانهای-تجارت به عنوان محرکهای محوری برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین ظاهر میشوند. این مطالعه بر ضرورت سیاستهای متمایزی که ناهمگونی جغرافیایی و صنعتی را در نظر میگیرند، تأکید میکند و استراتژیهایی را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و تقویت توسعه پایدار ترویج میدهد.
مقدمه
یک زنجیره تأمین پایدار و انعطافپذیر حمل و نقل جادهای برای توسعه اقتصادی و تجارت منطقهای اساسی است و پویایی درونزای اقتصاد را تقویت میکند (Aldrighetti و همکاران، 2021؛ Potter و همکاران، 2022). با این حال، عدم تعادل اقتصادی منطقهای و توزیع ناهموار صنعتی، پیچیدگی پیوندهای تجاری بین استانی را تشدید کرده و زنجیره تأمین را در برابر اختلالات ناشی از اثر موجی آبشاری آسیبپذیرتر میکند (Dolgui و همکاران، 2018؛ Tian و همکاران، 2023). این چالشها با فشارهای زیستمحیطی و خواستههای نظارتی تحت ابتکارات مبتنی بر پایداری، به ویژه تحت اهداف “کربن دوگانه”، بیشتر تشدید میشوند. چنین فشارهایی، صنایع منطقهای را بیشتر تحت فشار قرار داده و باعث ایجاد ناپیوستگیهایی در زنجیره تأمین شده است که مانع رشد اقتصادی میشود (Waltho و همکاران، 2019؛ Battaïa و همکاران، 2023).
بخش حمل و نقل جادهای، که مسئولیت بیش از 85 درصد از لجستیک کشور را بر عهده دارد (BCG، 2021)، جزء حیاتی این شبکه پیچیده است. ارتباطات بین گرههای زنجیره تأمین فراتر از زیرساختها و جادهها است و شامل پیوندهای اقتصادی و زیستمحیطی میشود. از نظر اقتصادی، گرهها از طریق تجارت و مبادلات کالا به هم متصل هستند، در حالی که از نظر زیستمحیطی، از طریق استفاده از منابع مشترک و انتقال انتشار کربن به هم متصل هستند. این ارتباط متقابل، مسئله نابرابری کربن را برجسته میکند، جایی که انتشار کربن به دلیل نابرابری در توسعه اقتصادی و ساختارهای صنعتی به طور ناهموار در مناطق توزیع میشود. مناطق توسعهیافته اغلب از فعالیتهای تجاری با انتشار بالای گازهای گلخانهای سود اقتصادی میبرند، در حالی که مناطق کمتر توسعهیافته به طور نامتناسبی هزینههای زیستمحیطی را بدون سود اقتصادی معادل متحمل میشوند (Sun و همکاران، 2022؛ Zhang و همکاران، 2023a). این عدم تعادل نه تنها نابرابریهای منطقهای را تشدید میکند، بلکه ثبات و پایداری زنجیره تأمین را به روشهای عمیقتری که اغلب تشخیص آنها در کوتاهمدت دشوار است، تضعیف میکند (Jiang و Shi، 2023). این ویژگیها، تابآوری زنجیره تأمین را تغییر میدهند و این امر باعث میشود که زنجیره تأمین بیشتر تحت تأثیر اختلالاتی از شوکهای مرتبط با تجارت گرفته تا فشارهای محیطی قرار گیرد.
تحقیقات موجود در مورد تابآوری زنجیره تأمین بار، عمدتاً بر تأثیرات مستقیم عوامل خطر مختلف مانند تحریمهای اقتصادی، درگیریهای تجاری و تنشهای ژئوپلیتیکی متمرکز بوده است. با این حال، اثرات متقابل محدودیتهای زیستمحیطی بر عملکرد اقتصادی اغلب نادیده گرفته میشود. مورد مالیات کربن استرالیا (2012-2014)، که هزینههای تولید را در بخشهای انرژیبر افزایش داد و باعث رکود اقتصادی شد، بر اهمیت گنجاندن ملاحظات زیستمحیطی در ارزیابیهای تابآوری برای جلوگیری از اشتباهات سیاستی تأکید میکند. نادیده گرفتن مسائل زیستمحیطی ممکن است منجر به توسعه ناپایدار بلندمدت در مناطق خاص شود و در نتیجه انتشار گازهای گلخانهای قابل توجهی را به همراه داشته باشد که میتواند عملکرد این مناطق را در سیستم حمل و نقل بار به خطر بیندازد (Muñoz-Villamizar و همکاران، 2020). هنگامی که یک گره از کار میافتد، خطر میتواند از طریق پیوندهای تجاری و حمل و نقل گسترش یابد و در نهایت زنجیره تأمین را مختل کند و خسارات اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند (Li و همکاران، 2021a).
با افزایش رویدادهای شدید آب و هوایی ناشی از تغییرات اقلیمی، چین بر همسو کردن رشد اقتصادی با پایداری زیستمحیطی تأکید کرده است (هان و همکاران، 2023). این امر منجر به مقررات زیستمحیطی سختگیرانهتر و افزایش مالیات کربن در مناطق مختلف شده است (وی و همکاران، 2022)، که چالشهایی را برای توسعه صنعتی ایجاد کرده و نگرانیهایی را در مورد تابآوری زنجیرههای تأمین تحت این محدودیتها ایجاد کرده است (چنگ و وانگ، 2023). پرداختن به این چالشها مستلزم درک جامعی از تابآوری است که معیارهای حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی را ادغام کند (ریرز و همکاران، 2022).
با توجه به ماهیت پیچیده زنجیرههای تأمین و تعامل بین مسائل اقتصادی و زیستمحیطی، توسعه یک چارچوب ارزیابی تابآوری مستلزم چالشهای متعددی است:
• تخمین دقیق انتشار و ناهمگونی منطقهای: با توجه به پیچیدگیهای گرههای به هم پیوسته و پیوندهای تجاری، محاسبه دقیق و تنوع منطقهای باید در نظر گرفته شود. به دلیل کمبود دادههای تحقیقاتی، تخمین دقیق انتشار کربن حمل و نقل در تجارت چالش برانگیز است. این پیچیدگی با شرایط متفاوت حمل و نقل جادهای در مناطق، بیشتر تشدید میشود.
• نابرابریهای اقتصادی و صنعتی: این چارچوب باید پیچیدگیهای ناشی از نابرابریهای اقتصادی و صنعتی منطقهای، به ویژه چگونگی تأثیر این نابرابریها بر روابط تجاری و آسیبپذیریهای زنجیره تأمین را در نظر بگیرد.
• نابرابری کربن و پایداری زنجیره تأمین: این ارزیابی باید به نابرابری کربن بپردازد و تشخیص دهد که تغییرات در مواهب منابع و ساختارهای صنعتی در مناطق مختلف منجر به انتشار ناموزون کربن نسبت به ارزش افزوده حاصل از تجارت میشود. درک چگونگی تأثیر این نابرابری بر پایداری زنجیره تأمین برای تضمین تابآوری ضروری است.
علیرغم اهمیت ادغام انتشار کربن در ارزیابیهای تابآوری برای افزایش پایداری، درک سیستماتیک از این موضوع هنوز نیاز به بهبود دارد (Serdar و همکاران، 2022). این مقاله با پرداختن به سؤالات تحقیقاتی زیر، قصد دارد این شکاف را پر کند: (1) معرفی یک رویکرد جدید برای مدلسازی جریانهای بار جادهای ناشی از تجارت، با استفاده از جداول ورودی-خروجی برای اصلاح محاسبات انتشار کربن؛ (2) ارزیابی اینکه آیا توسعه صنعتی منطقهای در مواجهه با تشدید سیاستهای زیستمحیطی، از طریق یک چارچوب جامع ارزیابی تابآوری، تابآوری کافی را حفظ میکند یا خیر؛ و (3) شفافسازی مسئولیتهای انتشار در مناطق مختلف، تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر تابآوری منطقهای و ارائه استراتژیهای متناسب برای افزایش تابآوری بر اساس ویژگیهای منطقهای.
ادامه این مقاله به شرح زیر ساختار یافته است: بخش 2 به بررسی ادبیات مربوطه میپردازد. بخش 3 چارچوب و روش تحقیق را تشریح میکند. بخش 4 نتایج تحلیل را ارائه میدهد. بخش 5 یافتهها و پیامدهای آنها را مورد بحث قرار میدهد. در نهایت، بخش 6 نتیجهگیریهای کلیدی و دستاوردهای این تحقیق را خلاصه میکند.(منبع).