برنامهریزی اکوسیستمهای نوآوری حمل و نقل شهری: بررسی سیستماتیک متون از دیدگاه مقامات دولتی
این مطالعه نقش مقامات محلی را در دستیابی به انتشار خالص صفر در زمینه بحران آب و هوا، با تمرکز ویژه بر بخش حمل و نقل بار، بررسی میکند. این مطالعه چالشهای کربنزدایی حمل و نقل بار شهری را شناسایی کرده و بر نیاز به چارچوبهای برنامهریزی برای تسهیل این گذار تأکید میکند. نویسندگان، اکوسیستمهای نوآوری حمل و نقل بار و بازیگران مختلف درگیر در طراحی سیاستهای عمومی که ایجاد یا بهبود این اکوسیستمها را تشویق میکنند، بررسی میکنند. این مطالعه از طریق بررسی سیستماتیک ادبیات، تحلیل کتابسنجی و تحلیل محتوا، عدم ارتباط بین ادبیات مربوط به این موضوعات را شناسایی میکند. با این حال، پتانسیل درسهایی را که میتوان از چارچوبهای تشویقی موفق در چهار خوشه شناسایی شده آموخت، برجسته میکند. نویسندگان یک چارچوب تشویقی جامع پیشنهاد میکنند که شامل مشوقهای مستقیم و غیرمستقیم با هدف اکوسیستم و بخش عمومی، به ترتیب، و همچنین شرایط شهری است که میتواند تغییر سیستمی را تسهیل کند. در مجموع، این مطالعه بینشهای ارزشمندی را برای سیاستگذاران و ذینفعانی که به دنبال ترویج حمل و نقل پایدار و دستیابی به انتشار خالص صفر هستند، ارائه میدهد.
مقدمه
با توجه به اینکه بخش حمل و نقل جهانی مسئول بیش از 24 درصد از انتشار جهانی CO2 و بیش از 14 درصد از انتشار سالانه گازهای گلخانهای است و اهداف اروپایی سختگیرانهتر میشوند، اقدامات فوری اقلیمی از سوی این بخش مورد نیاز است. حدود 77 درصد از کل انتشار CO2 حمل و نقل از حمل و نقل جادهای ناشی میشود – استفاده از اتومبیلها و کامیونها برای جابجایی مردم و کالاها در اطراف و بین شهرها و شهرستانها. این به هزینه ازدحام اضافه میکند که حدود 1 درصد از تولید ناخالص داخلی اروپا تخمین زده میشود [1،2].
بخش حمل و نقل به عنوان یک بازیگر اصلی در برنامهریزی و عملیات شهری در نظر گرفته میشود، ناوگان وسایل نقلیه کالاهای سبک سالانه با نرخ 1.7 درصد رشد میکند [3] و تجارت الکترونیک با نرخ سالانه 10 درصد افزایش مییابد [4]. با این حال، از دیدگاه برنامهریزی استراتژیک، حمل و نقل کمتر از برنامهریزی حمل و نقل مسافر به طور کلی [5،6،7] (برنامههای حمل و نقل محلی یا برنامههای تحرک پایدار شهری) با راهنمایی اتحادیه اروپا که فقط در سال 2019 منتشر شد [8] مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، این بخش در ادبیات برنامهریزی کاربری زمین [9،10،11] و مدیریت حمل و نقل عمومی [12] نیز جایگاهی پیدا کرده است.
اکوسیستمی که فعالیتهای حمل و نقل در آن توسعه مییابد، پیچیده است [5،13]. اهداف ذینفعان حمل و نقل نسبت به حمل و نقل عمومی متنوعتر است [7،14]. در حالی که حمل و نقل عمومی اغلب به عنوان یک کالای عمومی در نظر گرفته میشود و ممکن است یارانهای باشد، حمل و نقل بیشتر تحت تأثیر تقاضا و عرضه اقتصادی و کارایی قرار میگیرد [5،7].
در سالهای گذشته چندین بررسی سیستماتیک در مورد لجستیک سبز و پایدار [15]، تجارت الکترونیک پایدار [16]، همکاری برای لجستیک پایدار [17]، تجارت الکترونیک و دادهها [18] انجام شده است. چالشها و تأثیرات حمل و نقل شهری نیز در زمینههای لجستیک آخرین مایل [13]، لجستیک شهری [19] و مدیریت حمل و نقل شهری [12،20] مورد مطالعه قرار گرفته است.
نوآوریها و راهحلهای لجستیک شهری نیز مورد بررسی قرار گرفتهاند. برخی از گزینههای ذکر شده در ادبیات عبارتند از: حمل و نقل جمعی، رفتار مشتری، فناوری اطلاعات و ارتباطات، وسایل نقلیه سبز [21]، مناطق کم انتشار و قیمتگذاری جادهای، مشارکتهای کیفیت حمل و نقل [6]، مدیریت سرعت [22] و بسیاری دیگر [20].
سیستمهای حمل و نقل شهری باید برای همسو شدن با اهداف اقلیمی دوباره طراحی شوند [23]. یک رویکرد سیستماتیک برای تأثیرگذاری بر رژیمهای فعلی حمل و نقل، از جمله «ترجیحات کاربر، سیاستها، فناوریها، قوانین بازار، فرهنگ و مکانیسمهای نظارتی» [24]، مورد نیاز است، زیرا نوآوری در فناوری نمیتواند به تنهایی این مسئله را حل کند. نوآوری در معنای وسیعتر، به یک توسعه تکاملی مشترک بین نوآوری رادیکال خاص (اشاره به فناوری توسعهای که امکان مسیر متفاوتی را فراهم میکند)، رژیمها (مجموعهای از قوانین، مقررات و ترجیحات کاربر که از هر سیستمی که امکان نوآوری تدریجی را فراهم میکند پشتیبانی میکند) و چشماندازها (اقتصاد کلان، ایدئولوژی و ارزشهای اجتماعی) [25] پاسخ میدهد. بنابراین، سازماندهی اکوسیستمهای نوآوری میتواند به گذار به یک سیستم پایدارتر، از جمله سود سهگانه و فراتر از آن، کمک کند [26].
در حالی که نوآوری و تغییر در سطح ملی مورد مطالعه قرار گرفتهاند، سیستمهای اجتماعی-فنی در سطح شهر کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند [27]. در این زمینه، شهرها عرصه ایدهآلی برای آزمایش هستند. آنها نزدیکترین سطح اداری هستند که در آن ذینفعان کلیدی برای گذارها به همراه ارائه دهندگان فناوری، مؤسسات تحقیقاتی و دولت محلی ملاقات میکنند [28،29]. زمینه محلی، تعیین اهداف، مذاکره، حل مشکلات و ارائه بازخورد را برای بازیگران آسانتر میکند [27]. با این حال، «مشروعیت» آزمایش به عنوان یک مداخله اجتماعی-فنی، مسائل مهمی را در تقاطع علم، سیاست و عمل برای پرداختن به چالشهای اجتماعی مطرح میکند [30]. آزمایش شهری برای غلبه بر مسائل مربوط به حکومت، عدم هماهنگی ذینفعان، مقررات سختگیرانه و عدم مشارکت شهروندان مورد استفاده قرار گرفته است.
دولتهای محلی میتوانند اکوسیستمهای نوآوری را برنامهریزی و مدیریت کنند که منجر به یک سیستم پایدارتر میشود. بررسی اکوسیستمهای نوآوری [31] و حمل و نقل پایدار شهری [32] دستور کارهای تحقیقاتی تجاری را ارائه میدهد. به طور خاص، شکافهای شناسایی شده در ادبیات مربوط به تحقیقاتی است که بر همکاری بین دولتها، بخش خصوصی، دانشگاهها و شهروندان [5،17،20]، دیدگاه حمل و نقل به عنوان چندبعدی و گنجانده شده در اقتصاد شهر و چشمانداز نظارتی آن [7]، شکاف در مدیریت گذار نوآوری حمل و نقل [15]، فقدان دیدگاه نهادی [7،21] و نیاز به بهبود قابلیتهای نهادی [33]، ارتباط بهتر و تصمیمگیری برای اجرای بهبود حمل و نقل شهری بین بخش دولتی و خصوصی [34] متمرکز است. علاوه بر این، یک شکاف جغرافیایی شناسایی شده است، زیرا تحقیقات بیشتری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین برای درک ویژگیهای زمینههای مختلف حمل و نقل شهری [15] و مدیریت نوآوری [30] مورد نیاز است. در نهایت، ارتباط بین اجزای کلیدی اکوسیستمهای لجستیک شهری باید به صورت جامع بررسی شود، با تمرکز بر تعامل بازیگران و نه تنها بر ویژگیهای عناصر یک سیستم [35].
این بررسی ادبیات به بررسی تلاقی یک موضوع چند رشتهای و پیچیده میپردازد: برنامهریزی اکوسیستمهای نوآوری حمل و نقل شهری با تمرکز بر بخش عمومی محلی. دو سوال اول تحقیق برای توصیف محیط تحقیقاتی چنین موضوع جدیدی طراحی شدهاند. سوالاتی که مرور سیستماتیک ادبیات را هدایت میکنند به شرح زیر است:
سوال اول: نویسندگان اصلی، جریانهای فکری و منابعی که به تلاقی نوآوری، حمل و نقل شهری و سیاست عمومی میپردازند، کدامند؟
سوال دوم: دانش در مورد این موضوع در کدام مکانهای جهان تولید میشود؟
علاوه بر این، بررسیهای انجام شده در مورد این موضوع تاکنون بر اثرات جانبی، تأثیرات، فناوری و راهحلهای نظارتی حمل و نقل شهری متمرکز بودهاند [5،6،7،13،15،16،17،18،21،36]. شکافهای اصلی شناسایی شده در مورد فقدان دیدگاه نهادی و مدیریت اکوسیستم حمل و نقل شهری است. بنابراین سوال سوم تحقیق ما به شرح زیر است:
سوال سوم: بازیگران، انگیزهها و رویکردهای برنامهریزی اصلی هنگام بحث در مورد برنامهریزی نوآوری حمل و نقل شهری کدامند؟
با پاسخ به این سؤالات، به توسعه چارچوبی از تحلیل کمک خواهیم کرد که میتواند رویکردهای برنامهریزی محلی برای توسعه اکوسیستمهای نوآوری حمل و نقل شهری را روشن کند و انگیزههای ذینفعان برای همکاری را درک کند، که از ملاحظات کلیدی گذارها به نظر ما هستند. همچنین میتواند به سایر رشتههای فراتر از حمل و نقل شهری کمک کند تا بفهمند چگونه نوآوری را به عنوان یک ملاحظه کلیدی در مسیرهای کربنزدایی خود لحاظ کنند.
در بخش 2، روشهای مورد استفاده برای بررسی سیستماتیک ادبیات را بر اساس رویکرد PRISMA شرح میدهیم. ما از کتابسنجی و تحلیل محتوا برای بررسی جریانهای کاری دانشگاهی که چارچوبهای حمل و نقل شهری، نوآوری و برنامهریزی را در هم میآمیزند، استفاده میکنیم تا درک بهتری از نحوه عملکرد بخش دولتی در بخش 3 داشته باشیم. در بخش 4، بازیگران اصلی، انگیزهها و رویکردهای برنامهریزی موجود در ادبیات را مورد بحث قرار میدهیم و در بخش 5، با شکافهای موجود در ادبیات و نقد مثبت از چندرشتهای بودن مورد نیاز اکوسیستمهای نوآوری حمل و نقل شهری نتیجهگیری میکنیم.(منبع).