بررسی فرصتهای استفاده از اقتصاد اشتراکی در حمل و نقل پایدار شهری
اتکا به اقتصاد اشتراکی برای عملکرد شهرهای مدرن حیاتی شده است. برخی از راهحلهای مبتنی بر اقتصاد اشتراکی میتوانند با کاهش تعداد ونهای تحویل کالا در حال سرویس و استفاده از وسایل نقلیه سبز، به توسعه حمل و نقل پایدار شهری کمک کنند. این مقاله پتانسیل اقتصاد اشتراکی را برای تحویل بار در شهرهای لهستان ارزیابی میکند. نویسندگان دو نوع راهحل مبتنی بر پلتفرم اشتراکی برای وسایل نقلیه تجاری سبک (LCV)، یعنی اشتراکگذاری LCV و حمل و نقل جمعی، را همراه با درک عمومی شهروندان لهستانی از پلتفرمهای اشتراکی و انگیزه آنها برای استفاده از آنها بررسی میکنند. دو روش تحقیق به کار گرفته شده است. روش مطالعه چند موردی برای ارزیابی بازار اشتراکگذاری LCV و شناسایی بهترین شیوههای حمل و نقل جمعی به کار گرفته شده است. علاقه عمومی مردم به اقتصاد اشتراکی با استفاده از تجزیه و تحلیل نظرسنجی بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که، اگرچه حضور کمی در بازار دارد، اما اشتراکگذاری LCV به طور مداوم در حال جذب مشتریان جدید در شهرهای بزرگ لهستان است. این سرویس که توسط اپراتورهای اشتراک خودرو که خدمات خود را با ونهای تحویل کالا گسترش دادهاند، یا توسط اپراتورهایی که فقط بازار حمل بار را هدف قرار دادهاند، ارائه میشود، جایگزینی سازگارتر با محیط زیست و اقتصادیتر برای اجاره است، به خصوص برای شرکتهایی که نیازی به استفاده گسترده از ونهای تحویل کالا ندارند. توسعه بیشتر اشتراکگذاری LCV تا حد زیادی به در دسترس بودن سرویس و قیمت آن و همچنین به آگاهی عمومی از مزایای مدل کسبوکار اشتراکی و تقویت اعتماد به آن بستگی دارد.
مقدمه
راهکارهای جدید کسبوکار مبتنی بر اقتصاد اشتراکی بر نحوهی عملکرد شهرها تأثیر میگذارند و به طور فزایندهای، به ویژه در شهرهای بزرگ، به عنوان یک عامل مهم در تصمیمات استراتژیک شهری مورد توجه قرار میگیرند. آنها میتوانند از بسیاری جهات به توسعهی پایدار شهر کمک کنند (بویکو و همکاران، ۲۰۱۷) و رشد شهر را از نظر اجتماعی-زیستمحیطی تقویت کنند (مونت، پالگان، بردلی و زوولسکا، ۲۰۲۰).
یک شهر پایدار را میتوان به عنوان یک نهاد فضایی تعریف کرد که ضمن برآورده کردن شرایط محدود محیطی و عدالت اجتماعی-اقتصادی، مزایای اقتصادی و اجتماعی را به حداکثر میرساند (Mori & Yamashita, 2015). جنبههای کلیدی یک شهر پایدار، توزیع فضایی فعالیتها و در دسترس بودن خدمات مختلف است (Ahvenniemi, Huovila, Pinto-Seppä, & Airaksinen, 2017). مفهوم یک شهر پایدار که با رویکرد بخشی مشخص میشود، شامل مواردی از جمله حمل و نقل، مسکن، کاربری زمین، محیط زیست، اشتغال، خدمات عمومی و موارد دیگر میشود (Maclaren, 1996). برای نظارت و ارزیابی پایداری شهرها، باید لجستیک و فعالیتهای حمل و نقل مرتبط در نظر گرفته شود (Rai, van Lier, Meers, & Macharis, 2018).
حمل و نقل بار شهری (UFT) که برای عملکرد شهرها ضروری است، به شدت بر جامعه شهری و محیط زیست تأثیر میگذارد و باعث انتشار گازهای گلخانهای، آلودگی هوا، سر و صدا، تراکم ترافیک، تصادفات جادهای و غیره میشود (Hącia, 2019; Kijewska & Iwan, 2016; Łapko, 2014). میزان انتشار گازهای گلخانهای از وسایل نقلیه باری بیشتر از سایر انواع وسایل نقلیه است (Perera, Thompson, & Wu, 2020). بنابراین، نیاز به راهحلهایی وجود دارد که نه تنها توسعه اقتصادی، بلکه توسعه پایدار زیستمحیطی و اجتماعی UFT را نیز افزایش دهد. برای این منظور، اقدامات مختلفی در زمینه زیرساختهای عمومی، مدیریت کاربری زمین، شرایط دسترسی، مدیریت ترافیک، اجرا و ترویج (Muñuzuri, Larrañeta, Onieva, & Pablo Cortés, 2005) انجام میشود تا تعادلی بین یک سیستم لجستیک شهری مؤثر و کارآمد و سطح پایداری از اثرات جانبی ایجاد شود (Nuzzolo & Comi, 2015). به طور خاص، اطمینان از دسترسی به همه دستههای حمل و نقل بار، کاهش آلودگی هوا، انتشار گازهای گلخانهای، ضایعات، سر و صدا و تعداد تصادفات، و بهبود بهرهوری منابع و انرژی و همچنین مقرون به صرفه بودن حمل و نقل کالا از اهمیت بالایی برخوردار است (Behrends, Lindholm, & Woxenius, 2008). حمل و نقل پایدار بار شهری نقش مهمی در توسعه پایدار شهرها ایفا میکند (Macharias & Melo, 2011).
پایداری حمل و نقل بار شهری را میتوان با معرفی برخی از راهحلهای مبتنی بر اقتصاد اشتراکی افزایش داد. این راهحلها پتانسیل کاهش انتشار گازهای گلخانهای و میزان ترافیک و همچنین به حداکثر رساندن بهرهوری لجستیک را دارند (Arslan, Agatz, Kroon, & Zuidwijk, 2018; Paloheimo, Lettenmeier, & Waris, 2015; Rai et al., 2018).
توسعه راهکارهای اشتراکی مختص حمل و نقل بار، مقدم بر اهمیت روزافزون خدمات برای مسافران و محبوبیت پلتفرمهای مشارکتی بود. ترکیبی از راهکارهای لجستیکی که قبلاً به حمل و نقل مسافر یا بار اختصاص داده شده بودند، به طور فزایندهای مورد توجه قرار میگیرند، که میتوانند جابجایی شهری کارآمد برای افراد و کالاها را تضمین کنند (لی، کروشینسکی، ریجرز و ون وونسل، ۲۰۱۴؛ مارکوچی، پیرا، کاروچی، گاتا و پیرالیس، ۲۰۱۷). در هر دو مورد، اقتصاد اشتراکی امکان استفاده کارآمدتر از وسایل حمل و نقل موجود و سایر منابع موجود برای ساکنان شهر را فراهم میکند. در بیشتر کلانشهرهای جهان، حمل و نقل اشتراکی نه تنها حرکت از نقطه A به نقطه B را آسانتر میکند، بلکه مشکل مسافتهای کوتاه اول و آخر را نیز حل میکند. خدمات حمل و نقل اشتراکی برای مسافتهای کوتاه و طولانی کاملاً مناسب هستند (Dablanc et al., 2017; Muñoz-Villamizar, Montoya-Torres, & Faulin, 2017; Muñoz-Villamizar, Montoya-Torres, & Vega-Mejía, 2015). علاوه بر این، اپراتورهایی که خودروهای اجارهای دقیقهای ارائه میدهند، معمولاً ناوگانی مدرن از وسایل نقلیه را در اختیار دارند که بالاترین استانداردهای زیستمحیطی را رعایت میکنند. بسیاری از آنها وسایل نقلیه الکتریکی را ترویج میدهند (Ciulli & Kolk, 2019)، و در نتیجه ردپای کربن را در منطقه شهری کاهش میدهند.
فعالیتهای مبتنی بر اشتراکگذاری و چشماندازهای آن در رابطه با حملونقل بار شهری هنوز به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفتهاند. تحقیقات انجام شده تاکنون عمدتاً بر مدلهایی با استفاده از مفهوم crowdshipping (به عنوان مثال، Li و همکاران، ۲۰۱۴)، جنبههای سازمانی ادغام تحویل crowdsourced با سیستم حملونقل مرسوم (به عنوان مثال، Arslan و همکاران، ۲۰۱۸؛ Dablanc و همکاران، ۲۰۱۷؛ Guo و همکاران، ۲۰۱۹) یا با حملونقل مسافر (به عنوان مثال، Arvidsson، Givoni و Woxenius، ۲۰۱۶)، ارزیابی ترافیک (به عنوان مثال، Pi، Ma و Qian، ۲۰۱۹) و مسائل پایداری (به عنوان مثال، Melo، Macedo و Baptista، ۲۰۱۹) متمرکز بودهاند. مطالعات دیگر جنبههای رفتاری، مانند انتظارات ذینفعان یا تمایل آنها به مشارکت در انتشار حمل و نقل جمعی در مناطق شهری را تجزیه و تحلیل میکنند (به عنوان مثال Marcucci و همکاران، 2017؛ Rześny-Cieplińska و Szmelter-Jarosz، 2019). همچنین توجه به بررسی انبارداری مشترک یا توزیع مشترک بر اساس توافقنامههای بلندمدت شرکا (Reaidy، Gunasekaran و Spalanzani، 2015) و همچنین اشتراک حمل و نقل بار شهری در تحویل کالا توسط ارائه دهندگان خدمات خصوصی یا فروشگاههای بزرگ آنلاین، مانند آمازون و eBay (Dhonde & Patel، 2020) معطوف شده است.
نقش خودروهای تجاری سبک (LCV) در تحویل بار شهری با توسعه فناوری و پذیرش راهحلهای جدید توسط شهروندان و مقامات شهری در حال تغییر است. اگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و اینترنت اشیا با دستگاهها و حسگرهایی که قادر به تبادل حجم عظیمی از دادهها هستند، وجود نداشت، حمل و نقل اشتراکی در چنین مقیاسی گسترده نمیشد.
اقتصاد اشتراکی در حمل و نقل بار شهری، حوزهای تحقیقاتی است که هنوز بررسی نشده و بسیاری از سوالات مطرح شده توسط محققان و مدیران بیپاسخ مانده است. در میان موارد دیگر، به ارزیابی پیشنهادات اپراتورها و ابتکارات از پایین به بالا در ارتباط با ارزیابی انگیزه و علاقه مشتریان بالقوه، توجه ویژهای شده است.
هدف این مقاله ارزیابی پتانسیل اقتصاد اشتراکی برای تحویل بار در شهرهای لهستان است. تمرکز بر روی وسایل نقلیه معمول تحویل بار شهری – وسایل نقلیه تجاری سبک (LCV) با وزن ناخالص تا 3.5 تن است که در اینجا به عنوان ونهای تحویل نیز نامیده میشوند. برای رانندگی با این نوع وسیله نقلیه، گواهینامه رانندگی معمولی دسته B لازم است. نویسندگان دو نوع راه حل را بررسی کردهاند: پروژههای اشتراکگذاری LCV و crowdshipping. وجه مشترک آنها این است که در هر زمان و بدون نیاز به عقد قرارداد بلندمدت، در دسترس مشتریان هستند و همچنین هر دو از طریق یک برنامه تلفن همراه – یک پلتفرم اشتراکگذاری – اداره میشوند.
این مقاله نتایج تحقیقات انجام شده در لهستان را مورد بحث قرار میدهد، جایی که UFT مبتنی بر اقتصاد اشتراکی، راهکار جدیدی است که تنها در چندین شهر راهاندازی شده است. گزارشی در مورد استقرار این مفهوم در یک بازار جدید، منبع ارزشمندی برای سایر دانشمندانی است که این موضوع را بررسی میکنند. این تحقیق که بر اساس مطالعات موردی چندین منطقه با پیشینههای اقتصادی، فرهنگی و زیرساختی متفاوت انجام شده است، دیدگاه وسیعتری از مشکلات مورد تجزیه و تحلیل ارائه میدهد، در حالی که مقایسه نتایج در مناطق مختلف، بینش بهتری در مورد موضوع ارائه میدهد. مشاهدات کلی جمعآوری شده از تحقیق در مناطق خاص و مثلثبندی آنها، امکان تعیین شرایطی را که مفهوم اقتصاد اشتراکی میتواند با موفقیت در عمل اجرا شود، فراهم میکند. تحقیقات مبتنی بر مطالعات موردی، منبع دانش عمومی در مورد استفاده از اقتصاد اشتراکی در حمل و نقل پایدار شهری است. این مقاله شامل نتایج یک نظرسنجی پرسشنامهای است که در شهر شچچین انجام شده است، جایی که اقتصاد اشتراکی هنوز در UFT اجرا نشده است. با توجه به معرفی احتمالی راهحلهای مبتنی بر اقتصاد اشتراکی در شچچین، نتایج منبع اطلاعات ارزشمندی هستند، حتی بیشتر با توجه به ویژگی خاص جمعیت منطقه، همانطور که در Wagner, Strulak-Wójcikiewicz, and Landowska, 2019, pp. 6-7 ذکر شده است. رویکرد دو مرحلهای که توسط نویسندگان اتخاذ شده است (مرحله اول – یک مطالعه موردی، که توجیه اقتصادی برای اشتراکگذاری LCV را ارائه میدهد، و مرحله دوم – یک نظرسنجی پرسشنامهای که موفقیت احتمالی راهحلهای اشتراکگذاری LCV در شچچین را بررسی میکند) یک رویکرد تحقیقاتی بدیع است.(منبع)