برداشت شهروندان از حمل و نقل بار شهری: یک مقایسه بین‌المللی

برداشت شهروندان از حمل و نقل بار شهری: یک مقایسه بین‌المللی

حمل و نقل بار شهری برای شهرها ضروری است زیرا تحویل کالا و خدمات را برای رفع نیازهای ذینفعان تسهیل می‌کند. با این حال، چالش‌هایی از جمله ازدحام، اشغال فضای پارکینگ، آلودگی و تصادفات مربوط به وسایل نقلیه باری را نیز ایجاد می‌کند. این مقاله از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی برای بررسی روابط علت و معلولی بین مسائل حمل و نقل بار شهری و ابتکارات از دیدگاه شهروندان استفاده می‌کند. این مطالعه شش رابطه علّی را در دو شهر – بلو هوریزونته، برزیل، نماینده جنوب جهان، و شچچین، لهستان، نماینده شمال جهان – با در نظر گرفتن زمینه‌های جغرافیایی، اجتماعی-اقتصادی و سیاسی آنها تجزیه و تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که برداشت شهروندان از مسائل مربوط به بار، بر دیدگاه آنها در مورد ابتکارات لجستیک شهری و اثربخشی درک شده آنها تأثیر می‌گذارد. در بلو هوریزونته، مشکلات زیرساختی، به ویژه موارد مربوط به ایمنی عابران پیاده و دوچرخه‌سواران، در مقایسه با شچچین، که در آن مسائل زیست‌محیطی، مانند آلودگی، درک پنهان برجسته‌تری دارند، مهم‌تر تلقی می‌شوند. تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای، روابط علّی بین چالش‌های جریان شهری و مشکلات بار را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که مسائل جریان شهری از نگرانی‌های زیرساختی یا زیست‌محیطی در هر دو شهر حیاتی‌تر هستند. تفاوت‌ها همچنین در اثربخشی ادراک‌شده‌ی ابتکارات پدیدار می‌شوند: در حالی که محدودیت‌های کامیون در بلو هوریزونته بسیار ارزشمند هستند، مناطق بارگیری و تخلیه بار و تابلوهای واضح‌تر در شچچین تأثیرگذارتر هستند. ابتکارات سبز، پتانسیل ارتقای حمل و نقل بار شهری پایدار را در هر دو زمینه نشان می‌دهند. با این حال، تنوع محدود در پاسخ‌های شهروندان، به ویژه در شچچین، نشان دهنده اجماع در مورد مرتبط بودن ابتکارات پیشنهادی است. نتایج، مزایای دوگانه‌ای را ارائه می‌دهند: ارائه توصیه‌های مستقیم برای بلو هوریزونته و ارائه معیاری برای شچچین و سایر شهرهایی که رویکردی تطبیقی به لجستیک شهری اتخاذ می‌کنند. این بینش‌ها می‌تواند سیاست‌گذاران را در تقویت حمل و نقل بار شهری کارآمد و پایدار از طریق یک فرآیند برنامه‌ریزی مشارکتی در جنوب و شمال جهان راهنمایی کند.

مقدمه

حمل و نقل بار شهری (UFT) با ارائه کالاها و خدمات برای برآوردن نیازهای ذینفعان مختلف، نقش حیاتی در شهرها ایفا می‌کند (Kijewska و همکاران، 2021a). علیرغم اهمیت آن برای توسعه شهری، UFT اثرات جانبی منفی مرتبط با عملکرد خود ایجاد می‌کند (Anderson و همکاران، 2005، Lindholm و Behrends، 2012، Ballantyne و همکاران، 2013، Ewbank و همکاران، 2020، Kijewska و همکاران، 2021b). رشد جمعیت شهری، تقاضای بیشتری برای کالاها ایجاد می‌کند و چالش‌های مربوط به حمل و نقل بار را تشدید می‌کند (de Oliveira و همکاران، 2017)، مانند ازدحام، تصادفات مربوط به کامیون‌ها، سر و صدا و انتشار گازهای گلخانه‌ای.

ابتکاراتی با الهام از شیوه‌های موفق در لجستیک شهری برای مقابله با این چالش‌ها پیشنهاد شده‌اند (Lindholm, 2013; de Oliveira et al., 2014; Akgün et al., 2019; Kijewska et al., 2022). این شامل محدودیت‌های کامیون‌ها، تعیین محل‌های پارکینگ، استفاده از وسایل نقلیه سبز و دوچرخه‌های باری، اقدامات قیمت‌گذاری جاده‌ای، مسیریابی بهینه کامیون‌ها و اجرای نقاط جمع‌آوری یا قفسه‌های بسته‌بندی می‌شود (Oliveira et al., 2018; Oliveira et al., 2019b, Oliveira et al., 2021; Amaya et al., 2020; Kijewska et al., 2021b, Kijewska et al., 2022). با این حال، اقدامات اولیه اجرا شده توسط مقامات شهری شامل اعمال محدودیت بر وسایل نقلیه باری در مناطق شهری است (Tadić et al., 2015). اگرچه این اقدامات با هدف پرداختن به چالش‌های شهری انجام می‌شوند، اما ممکن است به طور مؤثر از توسعه پایدار شهری در درازمدت پشتیبانی نکنند، زیرا می‌توانند منجر به مسیرهای سفر طولانی‌تر و انتشار بیشتر گازهای گلخانه‌ای شوند (Dablanc, 2007; Quak et al., 2009, Quak, 2011; Holguín-Veras et al., 2013; Ballantyne et al., 2013).

برنامه‌ریزی حمل و نقل شهری ممکن است هنگام اولویت‌بندی حمل و نقل مسافر، UFT را تحت تأثیر منفی قرار دهد (dos Santos Junior and de Oliveira, 2020) و منجر به ناکارآمدی در عملیات حمل و نقل بار شود (Akgün et al., 2019; Ballantyne et al., 2013). علاوه بر این، در دسترس بودن داده‌ها، چالش‌هایی را هم برای ارزیابی و هم برای اجرای ابتکارات مؤثر (Kijewska et al., 2021a) و همچنین منافع متفاوت ذینفعان ایجاد می‌کند (Lindholm and Behrends, 2012; Gatta and Marcucci, 2016).

جنبه‌های رفتاری ذینفعان در برنامه‌ریزی حمل و نقل بار شهری (UFT) باید در نظر گرفته شود، اگرچه طبقه‌بندی آنها اغلب گسترده، پراکنده و در بین محققان مختلف متفاوت است (Kiba-Janiak, 2019). اوگدن (1992) تأکید کرد که چندین نهاد، از جمله حمل‌کنندگان، دریافت‌کنندگان، شرکت‌های حمل و نقل، فورواردرها، رانندگان کامیون، اپراتورهای ترمینال و سایر شرکت‌های حمل و نقل، به طور غیرمستقیم تحت تأثیر حمل و نقل بار شهری قرار می‌گیرند و مقامات محلی نقش محوری دارند. به گفته تانیگوچی و تاماگاوا (2005)، ذینفعان اصلی در UFT شامل شرکت‌های حمل و نقل بار، حمل‌کنندگان، ساکنان، مدیران و اپراتورهای بزرگراه شهری هستند. شرکت‌های حمل و نقل مسئول حمل و نقل بار هستند و به دنبال افزایش کارایی UFT با به حداقل رساندن هزینه‌ها و به حداکثر رساندن سود در عین ارائه خدمات بهینه هستند. شرکت‌های حمل و نقل بر تحویل کالا به طور قابل اعتماد و با کمترین هزینه تمرکز دارند. مقامات شهری، به عنوان مدیران عمومی، تعاملات سایر ذینفعان را تنظیم می‌کنند و برای حفظ روابط بدون درگیری تلاش می‌کنند. هدف آنها ایجاد یک محیط شهری جذاب برای ساکنان و تضمین عملیات حمل و نقل کارآمد با به حداقل رساندن اثرات جانبی و به حداکثر رساندن مزایای اقتصادی منطقه‌ای است.

شهروندان ذینفعان کلیدی در UFT هستند و نمایانگر افرادی هستند که برای ادامه زندگی روزمره خود به کالاها وابسته‌اند (Taniguchi et al., 2001, Taniguchi and Tamagawa, 2005, Lepori, 2010, Russo and Comi, 2010, Kijewska et al., 2021b, Kijewska et al., 2022)؛ هدف اصلی آنها تضمین یک محیط زندگی خوب و رفاه است (Taniguchi et al., 2001, Taniguchi and Tamagawa, 2005). مطالعات اخیر نشان می‌دهد که شهروندان برای فرآیند شهری ضروری هستند، زیرا آنها هم مستقیماً در UFT دخیل هستند و هم تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند (Oliveira and Oliveira, 2017, Amaya et al., 2020, Cassiano et al., 2021). با این حال، برداشت‌های آنها اغلب در UFT کمتر از حد واقعی نشان داده می‌شود (Cassiano و همکاران، 2021، Kijewska و همکاران، 2022).

برخی از مطالعات دیدگاه شهروندان را در UFT در نظر گرفته اند (Amaya et al., 2020, Amaya et al., 2021, Buldeo Rai et al., 2019, Carvalho et al., 2019, Dexheimer et al., 2013, Jardas et al., 20, 201, 2013, Jardas et al. Kijewska et al., 2022, Kijewska et al., 2021b, Kijewska et al., 2022, Leite et al., 2022, de Oliveira and de Oliveira, 2016, Oliveira and Oliveira, 2017) و ادراک آنها از راه حل های ژنی حمل و نقل نشات گرفته شده است. (آمایا و همکاران، 2021، کیجوسکا و همکاران، 2022). دکسایمر و همکاران (۲۰۱۳) برداشت‌های ساکنان پورتو آلگره (برزیل) را از طریق یک تحلیل کیفی ارزیابی کردند. این مطالعه بر محله‌هایی با تراکم بالای مغازه‌ها و خدمات متمرکز بود. نتایج نشان داد که پارک کردن کامیون‌ها در خیابان‌ها و استفاده از پیاده‌روها برای تخلیه بار، به عنوان مهم‌ترین مسائل دیده می‌شوند. علاوه بر این، حدود ۶۰٪ از پاسخ‌دهندگان، آلودگی هوا و سر و صدا را به عنوان نگرانی‌های اصلی برجسته کردند. جدلینسکی و کیجوسکا (۲۰۱۶) برداشت‌های ساکنان شچچین، لهستان را بررسی کردند و دریافتند که مسئله اصلی، عملیات حمل بار است که ورودی‌ها و معابر را مسدود می‌کند. از نظر ابتکارات لجستیک شهری، ساکنان مناطق تخلیه بار را مؤثرترین می‌دانستند، در حالی که تحویل‌های شبانه کم‌اثرترین در نظر گرفته می‌شدند.

در مطالعاتی که توسط دی اولیویرا و دی اولیویرا (۲۰۱۶) و اولیویرا و اولیویرا (۲۰۱۷) در بلو هوریزونته، برزیل انجام شد، ۵۵ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقد بودند که کامیون‌ها در ایجاد ترافیک نقش دارند. در مورد نگرانی‌های زیست‌محیطی، ۵۱ درصد کامیون‌ها را به سر و صدا و آلودگی مرتبط دانستند. علاوه بر این، ۲۴ درصد از شرکت‌کنندگان وسایل نقلیه باری را یکی از مشکلات اصلی شهر دانستند. از نظر ابتکارات لجستیکی شهر، ۵۷ درصد از ساکنان از محدودیت‌های کامیون‌ها آگاه بودند و اکثریت آنها تحویل شبانه را اقدامی مؤثر برای کاهش اثرات جانبی حمل و نقل بار شهری (UFT) می‌دانستند.

بولدئو رای و همکاران (2019) یک نظرسنجی در مورد ترجیحات بیان‌شده انجام دادند تا بررسی کنند که کدام ویژگی‌های تحویل در آخرین مایل می‌تواند پایداری را از دیدگاه ساکنان بلژیکی افزایش دهد. یافته‌ها نشان داد که 56 درصد از پاسخ‌دهندگان مایل به استفاده از یک نقطه تحویل برای کاهش مسافت سفر بودند که بر اثربخشی درک‌شده این استراتژی برای تحویل در آخرین مایل تأکید می‌کند. با این حال، مصرف‌کنندگان معمولاً تمایلی به پرداخت هزینه اضافی برای تحویل‌هایی که از طریق روش‌های پایدارتر انجام می‌شوند، ندارند. به طور مشابه، کاروالیو و همکاران (2019) از یک مدل چندعاملی برای مطالعه برداشت‌های شهروندان در اورو پرتو، برزیل استفاده کردند. تحقیقات آنها کامیون‌های پارک‌شده نامنظم را به عنوان یک مسئله اصلی شناسایی کرد که به دلیل خطر بالای تصادفات، به ناامنی ترافیکی کمک می‌کند. نویسندگان همچنین بر نیاز حیاتی برای پرداختن به انتشار گازهای گلخانه‌ای در مطالعاتی که با هدف کاهش اثرات جانبی حمل و نقل بار انجام می‌شود، تأکید کردند.

آمایا و همکاران (2021) با استفاده از مدل شاخص‌های چندگانه علل چندگانه، برداشت‌های ساکنان کارتاخنا (کلمبیا) را ارزیابی کردند. یافته‌های آنها نشان داد که بهبود در کیفیت ادراک‌شده زیرساخت‌ها منجر به کاهش برداشت‌های منفی از اثرات جانبی ناشی از UFT شده و در نتیجه عملکرد ادراک‌شده سیستم حمل‌ونقل را بهبود بخشیده است. این مطالعه همچنین تأکید کرد که برداشت‌ها بر اساس عوامل اجتماعی-اقتصادی و موقعیت جغرافیایی متفاوت است و بینش‌های ارزشمندی را برای برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌های مؤثر حمل‌ونقل شهری ارائه می‌دهد.

جاردس و همکاران (2021) معیارهای کلیدی برای جریان ورودی کالا در مناطق شهری را با در نظر گرفتن دیدگاه‌های شرکت‌های حمل و نقل، خرده‌فروشان، ساکنان و سیاست‌گذاران شهری شناسایی کردند. در مورد ساکنان، نویسندگان دریافتند که انتشار گازهای گلخانه‌ای و تصادفات مربوط به عملیات UFT مهم‌ترین مسائل بودند و بر نیاز به ابتکاراتی که به این نگرانی‌ها رسیدگی کنند، تأکید کردند. لیت و همکاران (2022) تأثیر زیرساخت‌های شهری و پیامدهای خارجی حمل و نقل بار شهری بر کیفیت زندگی ساکنان برازیلیا، برزیل را بررسی کردند. یافته‌ها، آلودگی و سر و صدا را به عنوان مهم‌ترین مسائل برجسته کردند، در حالی که مناطق تخلیه بار و ظرفیت جاده‌ها کمترین موارد ذکر شده توسط ساکنان بودند. نویسندگان از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) نتیجه گرفتند که پیامدهای خارجی توسط مدیریت عمومی، مدیریت خصوصی و زیرساخت‌های شهری شکل می‌گیرند.

کیجوسکا و همکاران (2022) مدل‌های پلاکت-لوس را برای مقایسه مشکلات UFT و ابتکارات لجستیک شهری بر اساس برداشت‌های افراد در بلو هوریزونته (برزیل) و شچچین (لهستان) تخمین زدند. آنها بر برداشت‌های متفاوت در گروه‌های مختلف، مانند سن، درآمد و تحصیلات، تأکید کردند. ازدحام و کیفیت پایین حمل و نقل عمومی به عنوان مسائل اصلی در هر دو شهر شناخته شدند. از نظر لجستیک شهری، طرح حمل و نقل به عنوان راه حل پیشرو در بلو هوریزونته ظاهر شد، در حالی که دوچرخه باری انتخاب محبوب در شچچین بود.

ساکنان معمولاً عملیات حمل بار را به عنوان یک مسئله اصلی در شهر در نظر می‌گیرند (Oliveira and Oliveira, 2017)، که عمدتاً به دلیل تأثیر کامیون‌های پارک شده در خیابان‌ها است که پیاده‌روها و ورودی‌ها را مسدود می‌کنند و از آنها به عنوان مناطق تخلیه بار استفاده می‌کنند. شهروندان همچنین درک می‌کنند که UFT به ازدحام، سر و صدا و انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کند. طبق گفته Carvalho و همکاران (2019)، شهروندان کامیون‌ها را تهدیدی برای ایمنی جاده‌ها و تحرک شهری می‌دانند. از دیدگاه علت و معلولی، با بهبود درک آنها از کیفیت زیرساخت‌ها، درک آنها از مشکلات حمل بار کاهش می‌یابد (Amaya و همکاران، 2021). علاوه بر این، شهروندان احساس می‌کنند که حمل بار بر کیفیت زندگی آنها تأثیر منفی می‌گذارد (Leite و همکاران، 2022).

افزایش مناطق تخلیه بار به عنوان یک اقدام مؤثر برای کاهش این مشکلات تلقی می‌شود (Amaya و همکاران، 2020، Jedliński و Kijewska، 2016). محدودیت‌های کامیون‌ها همچنین به عنوان یک ابتکار لجستیک شهری کارآمد تلقی می‌شوند (Amaya و همکاران، 2020، Oliveira و Oliveira، 2017) زیرا تصادفات و آلودگی را کاهش می‌دهند (Oliveira و Oliveira، 2017). تحویل‌های خارج از ساعات کاری در کاهش ترافیک و ازدحام برای شهروندان مؤثر هستند، اگرچه سایر ذینفعان آنها را کمتر مؤثر می‌دانند (de Oliveira و de Oliveira، 2016). ساکنان همچنین راه‌حل‌های سازگار با محیط زیست برای مشکلات حمل بار، مانند سیستم‌های تحویل جایگزین، را برای افزایش کیفیت هوا در نظر می‌گیرند (Kijewska و همکاران، 2021a). ابتکارات دیگری مانند وسایل نقلیه سبز (Carvalho و همکاران، 2019) و دوچرخه‌های باری (Kijewska و همکاران، 2022) ارزیابی شده‌اند که رویکردهای مؤثری بوده‌اند. در مورد نقاط تحویل، مطالعات نشان می‌دهد ساکنانی که مایل به استفاده از آنها هستند، تمایل دارند نزدیک به مقصد تحویل زندگی کنند و بعید است که هزینه‌های تحویل بالاتر را بپذیرند، حتی به خاطر مزایای پایداری (بولدئو رای و همکاران، ۲۰۱۷).

اگرچه در مقالات به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است، اما مسائل و ابتکارات مربوط به حمل و نقل شهری بدون محدودیت ترافیک (UFT) به طور همزمان بررسی نشده‌اند. بنابراین، این مقاله با هدف بررسی چگونگی درک شهروندان از حمل و نقل شهری با شناسایی روابط علت و معلولی بین چالش‌های حمل و نقل شهری بدون محدودیت ترافیک (UFT) و ابتکارات پیشنهادی برای رسیدگی به آنها از دیدگاه ساکنان شهری انجام شده است. این مطالعه بر اساس تحقیقات کیجوسکا و همکاران (2022) انجام شده و دو سهم کلیدی دارد: (1) شناسایی روابط علت و معلولی از دیدگاه شهروندان با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM)؛ و (2) مقایسه این روابط در دو شهر – بلو هوریزونته، برزیل (جنوب جهانی) و شچچین، لهستان (شمال جهانی) – با در نظر گرفتن زمینه‌های جغرافیایی، اجتماعی-اقتصادی و سیاسی متمایز آنها. این شهرها به دلیل موقعیت مکانی متفاوتشان در نیمکره‌ها، اقتصادهای متضاد و چالش‌های مشترک در حمل و نقل بار شهری، همانطور که در تحقیقات قبلی برجسته شده است (Jedliński and Kijewska, 2016, de Oliveira and de Oliveira, 2016, de Oliveira et al., 2017, Oliveira et al., 2018) انتخاب شدند. بنابراین، ما بررسی می‌کنیم که آیا تفاوت‌های جغرافیایی بر برداشت شهروندان از حمل و نقل بار شهری تأثیر می‌گذارد یا خیر و یافته‌های ما بینش‌های ارزشمندی را برای سیاست‌گذاران ارائه می‌دهد و توسعه استراتژی‌های UFT کارآمد و پایدار را از طریق یک رویکرد مشارکتی ترویج می‌دهد.(منبع).

Call Now Button