ارزیابی پایداری انبارهای سیار: مورد توزیع بار شهری در ریودوژانیرو
برای تشویق به ارائه و استفاده از وسایل حمل و نقل پایدارتر، شهرها و شرکتها در حال اجرای اقدامات متنوعی مانند تقویت استفاده از زیرساختها و خدمات حمل و نقل عمومی برای کاهش ازدحام ترافیک و دموکراتیزه کردن فضای شهری هستند. در این موارد، ادبیات نشان میدهد که استفاده ترکیبی از وسایل نقلیه کوچکتر و انبارهای سیار، روشی است که باید عمیقتر بررسی شود. این مقاله بر استفاده از سه چرخههای باری موتوری در کنار کامیونهای معمولی در یک روش مبتنی بر انبار سیار برای تطبیق با محدودیتهای اعمال شده بر دسترسی وسایل نقلیه باری معمولی در مناطق پرجمعیت تمرکز دارد. بنابراین، یک روش جدید برای شناسایی تأثیر این استراتژی توزیع بر سطح خدمات، میزان انتشار گازهای گلخانهای و هزینه تحویل پیشنهاد شده است. علاوه بر این، ما مزایای زیستمحیطی این استراتژی توزیع جدید را با تخمین کاهش انتشار آلایندههای مختلف ناشی از پذیرش وسایل نقلیه تحویل کوچکتر و چابکتر در آخرین مایل ارزیابی میکنیم. تجزیه و تحلیلها نشان دادهاند که انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای کیفیت هوای محلی را میتوان با استفاده از سه چرخههای باری و انبارهای سیار در آخرین مایل تحویل به طور قابل توجهی کاهش داد. با توجه به هزینه، میتوانیم نشان دهیم که سیستم تحویل مبتنی بر انبار سیار، برای محلههایی که با میانگین پایین تحویل محمولهها مشخص میشوند، مزایای هزینهای اندکی نسبت به سیستمهای سنتی دارد.
مقدمه
روند رو به رشد شهرنشینی در سراسر جهان، علاوه بر رونق تجارت الکترونیک، منجر به افزایش مداوم تقاضا برای حمل و نقل بار شهری (UFT) و جریان ترافیک وسایل نقلیه در داخل شهرها میشود (بانک جهانی، ۲۰۰۹). با این حال، زیرساختهای حمل و نقل عملاً بدون تغییر باقی ماندهاند زیرا گسترش آنها دشوار و پرهزینه است (کرینیک و همکاران، ۲۰۰۴، دِ آتاید پراتا و همکاران، ۲۰۱۲، تانیگوچی و تامپسون، ۲۰۰۴). بنابراین، این پدیده مشکلات مربوط به جابجایی و سایر تأثیرات اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی در شهرها، مانند سر و صدا، آلایندهها و انتشار گازهای گلخانهای (GHG) و همچنین خطر بیشتر تصادفات رانندگی را ایجاد میکند (مککینون و همکاران، ۲۰۱۰، مونوز-ویلامیزار و همکاران، ۲۰۱۷، اولیویرا و همکاران، ۲۰۱۷). در نتیجه، برای تأمین کارآمد و پایدار محیطهای شهری، به استراتژیهای عملیاتی و مدلهای تحویل جدید نیاز است.
با هدف کاهش اثرات جانبی منفی ترافیک شهری بدون محدودیت (UFT)، اقدامات قانونی و نظارتی برای محدود کردن حرکت وسایل نقلیه باری در مناطق شهری خاص انجام شده است. در حال حاضر، UFT عمدتاً از طریق محدودیتها اداره میشود (Lindholm and Blinge, 2014). به عنوان مثال، محدودیتهای دسترسی مبتنی بر پنجره زمانی معمولاً برای محدود کردن حرکت وسایل نقلیه باری خاص در دورههایی که ترافیک مربوط به بار کمتر مختلکننده است، مانند ساعات غیر اوج ترافیک وسایل نقلیه مسافربری، استفاده میشود (Ogden, 1992). سایر محدودیتهای دسترسی ممکن است ورود وسایل نقلیه به یک منطقه خاص را بر اساس نوع وسیله نقلیه، فناوری موتور و انطباق با هنجارهای انتشار، یا صرفاً بر اساس پلاک یا برخی شناسههای منحصر به فرد دیگر که میتوانند برای تقسیم کل ناوگان وسایل نقلیه و اعطای دسترسی فقط به بخشی از آن استفاده شوند، ممنوع کنند.
چنین محدودیتهایی عمدتاً در مناطق جغرافیایی با تمرکز بالای جمعیت و فعالیتها اعمال میشوند (Diziain و همکاران، ۲۰۱۴؛ Visser و همکاران، ۲۰۱۴). استدلالهای مربوط به این اقدامات عبارتند از: زیرساختها اغلب برای تطبیق فعالیتهای حمل و نقل کنار خیابان (مثلاً فرآیند بارگیری و تخلیه بار) ناکافی هستند؛ تلاش برای کاهش آلایندهها و انتشار گازهای گلخانهای؛ کاهش سر و صدا به سطوح قابل قبول؛ خیابانهای باریک و تراکم بالای تقاطعها، به ویژه در مناطق تاریخی (Imanishi و همکاران، ۲۰۱۴؛ Koning و Conway، ۲۰۱۶).
در مورد آخرین مایل UFT، کامیونها اغلب توسط مقامات دولتی به عنوان وسایل نقلیهای شناخته میشوند که ممکن است به طور قابل توجهی در تراکم ترافیک و آلودگی در مناطق شهری نقش داشته باشند (Castillo-Manzano و همکاران، 2016). بنابراین، در ادبیات، عملیات تحویل بر اساس ناوگانهای پایدارتر مانند واگن برقی، دوچرخه/سهچرخه (موتوری یا غیرموتوری) و وسایل نقلیه سبک نشان داده شده است. علاوه بر این، تحقیقات دانشگاهی به دنبال توسعه استراتژیهایی با هدف کاهش محدودیتهای مربوط به آخرین مایل فرآیند توزیع، مانند مسافت، زمان سفر و هزینههای تحویل هستند. در این موارد، مطالعات بر مراکز تجمیع بار شهری ادغام شده با وسایل نقلیه کوچکتر متمرکز شدهاند. با این وجود، آزمایشهای کمی در ادبیات در مورد شیوههای انبار سیار (سکوهای تجمیع خرد) در آخرین مایل UFT، همانطور که توسط پروژههای STRAIGHTSOL و SMILE تجربه شده است (Verlinde و همکاران، 2014، Navarro و همکاران، 2016)، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، وجود دارد.
در این زمینه، هدف مقاله حاضر ارزیابی استفاده از سه چرخههای باری موتوری در کنار کامیونهای معمولی در یک روش مبتنی بر انبار سیار برای برآورده کردن محدودیتهای اعمال شده بر دسترسی وسایل نقلیه باری معمولی در مناطق پرجمعیت است. بنابراین، ما روشی را برای شناسایی اثرات اقتصادی (در سطوح هزینه و خدمات) و زیستمحیطی در تحلیل بهرهوری زیستمحیطی این سیستم توزیع چند لایه پیشنهاد میکنیم. این روش در یک کلانشهر از یک کشور در حال توسعه، ریودوژانیرو، برزیل، که چالشهای متنوعی در مورد UFT دارد، اعمال میشود.
پس از این مقدمه، بقیه این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 نمای کلی از شیوههایی را شرح میدهد که مراکز تجمیع شهری یا انبارهای سیار و سه چرخهها را ترکیب میکنند. بخش 3 روش پیشنهادی برای تحلیل بهرهوری زیستمحیطی و جمعآوری دادهها را شرح میدهد. بخش 4 نتایج مطالعه موردی و بخش 5 نتیجهگیری، محدودیتها و توصیههایی برای مطالعات آینده ارائه میدهد.(منبع).